علي عليه السلام خورشيد كعبه

تهيه  و تنظيم : مهدي همائي
mahdi852@yahoo.com

 

امشب علي عليه‏السلام مي‏آيد

ساقه‏هاي نيلوفري از پايه‏هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته‏اند، تا او بيايد و بر تکيه‏گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بالْ گستره آسمان‏ها را پوشانيده‏اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام‏هاي افلاکيِ عاشقان به سوي او مي‏آيند و گيسوان سياه شبْ به يُمن وجود او گل خنده‏هاي نقره‏اي را در ميان آبشار آسماني‏اش تقسيم مي‏کند؛ چرا که امشب علي عليه‏السلام مي‏آيد!...

 

شکوه سيزده

13 رجب سال سي‏ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي‏آوردند، آن‏گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت‏اسد قدم به درون کعبه نهاد که عليِّ اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود... . و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت‏هاي خانه را درهم بشکند و بر پشت بام آنْ نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق‏طلبي‏اش را از ميان کفرها و نفاق‏ها به گوش جان‏هاي عاشقان برساند و پرواز شورآفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 

معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي عليه‏السلام نوشيده‏اند و لب از جام وصال او تر کرده‏اند و اينک زمينيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه‏ها همه بي‏قرار اويند و پنجره‏ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي‏بخششْ پياله جان‏ها را از شور زندگي، عشق وشيدايي لبريز مي‏کند؛ او معشوق خداست.

 

طبيب دردمندان

ياس‏ها و نرگس‏ها در بي‏کران‏هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله‏اي از عطر و رويا مي‏برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي عليه‏السلام به وديعت گرفته‏اند! آب‏هاي همه درياها از انعکاس نام او مي‏درخشند و مي‏خندند و نسيم‏هاي بهاري، در وزش لابه‏لاي شاخ و برگ‏هاي بيدهاي مجنونْ نام او را زمزمه مي‏کنند و نغمه خوش‏طنين نام اوست که اين‏گونه بلبلان عاشق را به ترنّم درآورده است و بهشتْ براي خاطر او تمام زنبق‏هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم‏ها مرهم مي‏نهد و دل‏هاي نابينا و گوش‏هاي ناشنوا و زبان‏هاي بي‏کلام را درمان مي‏کند. او علي عليه‏السلام است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني‏هاي حکمت و عرفان را تقديم دل‏ها و جان‏هاي تشنه عاشقان الهي مي‏کند.

 

مردي از تبار نور

مردي مي‏آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از گل خنده‏هاي نگاه او نشاط مي‏يابد و ابوطالب در نيمه شب‏هاي بيداري دل، با او راز دل مي‏گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي‏گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهشْ ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي‏نوشانْد و پياله حيات عاشقانْ از نگاهش لبريز مي‏شد. علي، فصيح‏ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 

بهار جاوداني

چلچله‏ها به تمنّاي پاسخ او، آمدن بهار را نويد مي‏دهند. او که مهرباني را نثار عالميان مي‏کند و لاله‏ها در دشت دلدادگي از عشق او شور زندگي مي‏گيرند. او که در کوچه باغ باورمان ماندني و جاويدان است. او که قوهاي سپيدبال آرام دريايي، صبحشان را با نام او آغاز مي‏کنند. او که آفاق پرواز همه پرندگان مهاجر است. او که تجلّيِ هستي و مظهر ايمان است. او که شهر دلمان همراه با نفس پاک او نفس مي‏کشد و نبض هستي‏اش به تپش مي‏افتد. او که دنيا از براي جلوه تمام وجودش کوچک بود و هست. او که پايان شام انتظارمان و صبح صادق شام تارمان بود. آري، علي بهار جاوداني سال‏هاي زندگيِ همه ما انسان‏هاست.

 

سفر دل

علي جان، با تو از کاوش پياپي قلب‏ها و دل‏هايي مي‏گوييم که در آن‏ها، ذره ذره گرميِ خورشيدوار عشقت را جست‏وجو مي‏کنند. از شراب و شوري که با کلام آسماني‏ات به جام جانمان بخشيدي. از طلوع پاکت در عمق جانمان که از برايمان اشارت صبح سپيد دل‏دادگي و شور است. از اشتياقمان به تو که با بانگ آسماني‏اتْ آن‏را شور حيات مي‏بخشي. از گلبرگ‏هاي عشقي که در مسير آمدنت بر خانه دلمان افشانده‏ايم و از احتياجمان به طلوعِ مهر تو بر صفحه قلب‏هايمان تا سفر دل را با بدرقه نگاه سخن‏گوي تو آغاز کنيم و تو فانوس نظرگاه شب‏هاي بي‏پايان سفرمان شوي؛ سفري از برون به درون، و از جاده افلاکي جسم خاکي، تا روح جاودانگي!

 

آرامشم را با تو مي‏يابم

علي جان، پنجره دلم را به روي صحن وجود آسماني‏ات مي‏گشايم و خويش را اسير کمند شوق‏آفرين عشقت مي‏کنم، اي هم‏زبانِ بهترين دقايق حيات، با تو سخن آغاز مي‏کنم که پياله حياتم را، ساقي بزم شورانگيز خيال تو لبريز ساخته، و خاکستر وجودم را آتش عشق تو بر باد داده است. علي جان، درخشش طليعه با شکوه وجود تو از پشت کوهسار چشمان هميشه مشتاق ما، شکوفايي گل‏هاي آفرينش را برايمان به ارمغان مي‏آورد، آن‏گاه که نم نم باران لطيف مهر تو بر صفحه دلمان جاري مي‏شود. نسيم مهرورزي با تو، در آسمان قلبمان وزشي آرام از سر مي‏گيرد و عطر دل‏انگيز کوچه باغ‏هاي آرام انديشه مطهّرت را به ما هديه مي‏کند. علي جان، در کلاس مهر تو، گل‏هاي سرخ باغ دل‏بستگي شکوفا مي‏شود و عطر بنفش سادگي و خلوصت، هم‏دم نفس‏هاي زندگي، به روح پر تلاطم انساني‏ات آرامش مي‏بخشد.

 

خانه‏اي از عشق

علي جان، امشب در خجسته شب ميلادتْ در خانه‏اي که تار و پودش را با عشق تو پرداخته‏ايم، شوق آمدنت را به شادي مي‏نشينيم تا آستان دلمان را با بهار وجودت همراه سازي. امشب خيال آمدنت به خانه قلبمانْ همان شميم روح‏بخش جان‏نوازي است که درون کوچه‏هاي نهج‏البلاغه‏ات مي‏وزد. در درياي ذهنمانْ موجِ الهام کلام تو جاري است و ما چشماني را در طلوع آمدنت نظاره مي‏کنيم که همه حديث و اعجاز است در بي‏نهايت بودن؛ چشماني که در افق بي‏انتهايشْ دردهاي بي‏شماري ترنّم گفت‏وگو دارند. امشب قدوم مبارکت را بر صفحه دلمان بوسه‏گاه خويش قرار مي‏دهيم و گلْ‏دانه‏هاي اشک چشمانمان را در مسير آمدن مي‏افشانيم ودلمان را به يادتْ روانه تربت غريب خلوتت مي‏کنيم. علي جان، ميلاد سراسر نورت مبارک باد.

 

تو آمده‏اي تا...

علي جان، تو آمده‏اي تا از سرّ دلبران پرده بگشايي و در سايه وجودتْ دل‏دادگانت به آرامش برسند. تو آمده‏اي تا مَحرم جان عاشقانت باشي تا آن‏ها با تو راز دل بگويند و امروز اين کبوتران سبک‏بال، اين فرزندان امامْ در روزگاري که حضور تو را درک نکرده‏اند و در کوير ستيز دشمنان گرفتار آمده‏اند و از طبيب دردهايشان جدا مانده‏اند، پروانه‏وار گرد شمع وجود فردي از تبار تو مي‏گردند؛ او که هم‏نام توست و از تبار اهل‏بيت تو. عشق در غياب تو و فرزندت مهدي(عج)، در حضور «سيد علي» رنگي ديگر يافته است و ما منتظران وصال روي دوست، دست نيايش بر آستان کوي دوست برداشته‏ايم تا شاهد روزي باشيم که دستان سيدمان را در زير بيرق يوسف زهرا(عج) در دست‏هاي تو ببينيم.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه‏هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي‏کردند، گاه پروردگارشان را مي‏خواندند و گاه بت‏ها را. در ميان آنان، بانوي بزرگ‏واري هم مشغول طواف بود، ولي نه چونان ديگران به کار پرستش بت‏ها. او با روحي لب‏ريز از خضوع و چشماني گريانْ از خدا مي‏خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را برهمگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارج‏مند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آن‏جا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام‏الفيل بود.

 

نسب علي عليه‏السلام

نسب که به معناي اصل و نژاد است، از عوامل موثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل‏دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روان‏شناسي، فردْ بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي‏برد. حضرت علي عليه‏السلام به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضيلت و بزرگ‏واري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي عليه‏السلام هر دو از خاندان هاشم بوده‏اند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان‏زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آن‏ها به شمار مي‏رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابي‏طالب به ارث رسيد.

 

پدر علي عليه‏السلام

يکي از شخصيت‏هاي نقش‏آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي عليه‏السلام و عموي بزرگ‏وار پيامبر خدا عليه‏السلام است. او يکي از دَه فرزند عبدالمطلبْ و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني‏هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را به عهده گرفت و بعد از اين‏که پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتاپرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آن‏جا که گفت: «تا جان در بدن دارم، از محمد دفاع مي‏کنم». او سرانجام در سال دهم بعثت در 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي عليه‏السلام مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگ‏وار رشد يافت.

 

مادر علي عليه‏السلام

مادر گرامي حضرت علي عليه‏السلام ، فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرمْ ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي‏کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي‏کند و مي‏ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطمه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو ارحم الراحمين هستي».

 

کنيه علي عليه‏السلام

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبنْ، و براي زنان با اُم و بنت مي‏آيد و غالبا براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي‏رود. حضرت علي عليه‏السلام هم کنيه‏هاي مختلفي داشت؛ از جمله:

 

ابوتراب که کنايه از هم‏نشيني آن حضرت با خاک و سجده‏هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، روزي علي عليه‏السلام روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام، پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان، آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند.

 

ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن عليه‏السلام و امام حسين عليه‏السلام است.

 

 

القاب علي عليه‏السلام

در فرهنگ اعراب، لَقَب اسمي غير از اسم اصلي شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي‏يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي عليه‏السلام فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي عليه‏السلام مي‏کنند؛ از جمله:

 

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي‏گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رييس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

 

مرتضي لقب ديگر حضرت علي عليه‏السلام به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست.

 

از ديگر لقب‏هاي آن حضرت، مي‏توان به اسداللّه‏ (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و کاشِفُ‏الکَرْب (بر طرف کننده غم) اشاره کرد.

 

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مربي علي عليه‏السلام

دوران کودکي هر شخص، مقدمه تحول و تکامل شخصيت اوست. حضرت علي عليه‏السلام اين دوران را در دامان برترين وجود هستي، يعني پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله گذارند. بنابر نقل مرحوم مجلسي رحمه‏الله در کتاب بحارالانوار، يک سال در مکه قحطي شد و چون ابوطالب از تأمين معاش فرزندان خود ناتوان بود، به پيشنهاد رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، عباس عموي پيامبر، جعفر بن ابي‏طالب را و حمزه، طالب را، و پيامبر اکرم هم حضرت علي را براي سرپرستي به نزد خود بردند. الفت و علاقه بي‏نظيري بين پيامبر و علي بود که رشته محکم آن به هيچ‏وجه قابل گسيختن نبود و اين همراهي، تا هشت سالگي حضرت علي عليه‏السلام ادامه داشت و آن‏گاه ايشان به منزل پدرش بازگشت و البته اينْ مانع همراهي علي با پيامبر نشد و اين همراهي تا آخر عمر پيامبر ادامه يافت.

 

خود حضرت علي عليه‏السلام هم به اين مطالب در نهج البلاغه اشاره مي‏کند و مي‏فرمايد: «رسول اکرم مرا در همان اوايل زندگي‏ام در دامنش مي‏پروراند و هر روز دري از درهاي علم و اخلاق به روي من مي‏گشود».

 

پذيرش اسلام از طرف علي عليه‏السلام

از امتيازات پيروان حق و حقيقتْ پذيرايي و قبول حق بعد از شناخت آن است. حضرت علي عليه‏السلام از اين ويژگي ممتاز بهره‏مند بود و از اين رو، پس از بعثت پيامبر اکرمْ اولين کسي که به رسالت ايشان ايمان آورد، حضرت علي عليه‏السلام بود. پيامبر در اين‏باره مي‏فرمايند: «نخستين کسي که در روز رستاخيز مرا در حوض کوثر ملاقات مي‏کند، پيش‏قدم‏ترين شما در اسلام، علي بن ابيطالب است». حضرت علي عليه‏السلام هم مي‏فرمايد: «خدايا، من نخستين کسي هستم که پيام تو را شنيد و دعوت پيامبر تو را پاسخ گفت و پيش از من، جز پيامبر خدا کسي نماز نگذارد» همه علماي شيعي و سني، به اين فضيلت بزرگ حضرت علي عليه‏السلام اعتراف دارند.

علي، تنها برادر پيامبر

پيوند برادري، از اصول اجتماعي آيين اسلام است و پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به شيوه‏هاي گوناگون در ايجاد و استوار ساختن اين پيوند کوشش مي‏کرد. از اين رو، آن حضرت بعد از هجرت به مدينه، واداشت تا سيصد نفر از مهاجران و انصار با يکديگر پيمان برادري ببندند و در اين ميانْ تنها علي ماند، پس عرض کرد که «اي رسول خدا، بين من و کسي عقد برادري برقرار نکرديد». در اين هنگام پيامبر فرمود: «تو در دنياو آخرتْ برادر من هستي» و بعد پيمان برادري بين خود وعلي خواند.

 

اين حادثه بزرگ را تاريخ‏نگاران و عالمان شيعه واهل سنت نقل کرده‏اند. پيمان برادري ميان حضرت علي عليه‏السلام و پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، افزون بر محکم کردن پيوند محبت، نوعي يگانگي در ديدگاه و رفتار آن دو عزيز را هم مي‏رساند.

 

علي از ديدگاه پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

در تاريخ اسلام، احترام ويژه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به حضرت علي عليه‏السلام بي‏نظير بوده است. آن حضرت، همواره پيروي و محبت به علي عليه‏السلام را توصيه کرده و مي‏فرمودند: «هر کس بخواهد به حضرت آدم در عملش، به نوح در تقوايش، به ابراهيم در بردباري‏اش، به موسي در هيبتش و به عيسي در عبادتش بنگرد، به علي بن ابي‏طالب نظر کند». ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه، خود درباره والايي مقام حضرت علي عليه‏السلام به نقل روايتي از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرداخته و مي‏نويسد: «هر کس دوست دارد مثل من زندگي کند و مثل من بميرد، به ولايت علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام تمسک جويد». وي هم‏چنين اضافه مي‏کند که: «علي، امير مردم با ايمان، پيشواي متقين، رهبر کمال يافتگان پاک به بهشت پروردگار عالميان است. کسي‏که او را تصديق کند، رستگار شود و کسي که او را تکذيب نمايد، رسوا و ساقط گردد».

 

علي عليه‏السلام دروازه شهر دانش

پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله همواره و با تعبيرات مختلف مي‏فرمودند: «من شهر علم هستم و علي دروازه آن، هر کس خواهان علم و دانش است، بايد از طريق علي اقدام کند».

 

علامه اميني در جلد ششم کتاب الغدير، 143 نفر از عالمان اهل سنت را نام مي‏برد که به شکلي اين روايت را نقل کرده‏اند. هم‏چنين آن‏ها علاوه بر اين روايت، تعبيرات ديگري از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله که حاکي از علم و حکمت حضرت علي عليه‏السلام است، آورده‏اند؛ مانند اين روايت: «من خانه حکمت و علي دروازه آن است».

 

اعتراف منافقان

سلمان فارسي از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مي‏کند که وقتي ايشان حديث «من شهر علم هستم و علي دروازه آن»، را فرمودند: منافقان به علي حسد بردند و ده نفر از آنان با هم توافق کردند که يک سؤال را جداگانه از علي بپرسند و با خود گفتند اگر علي به همه يک پاسخ داد، مي‏فهميم او دانش چنداني ندارد. اولي آمد و پرسيد: «اي علي، علم بهتر است يا ثروت؟» حضرت فرمودند: «علم بهتر است؛ چون علم ميراث پيامبران است و ثروت ميراث قارون». دومي همين سؤال را پرسيد و باز حضرت علي عليه‏السلام فرمود: «علم بهتر است، چون ثروت را تو بايد نگه داري، ولي علم تو را نگه مي‏دارد». آن‏ها به همين ترتيب مي‏پرسيدند و حضرت به هر کدام جواب جداگانه‏اي مي‏داد. وقتي همگي از جواب‏ها با خبر شدند، بي‏اختيار زبان به اعتراف گشودند و گفتند: «پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله راست گفته و شکي نيست که علي دروازه همه دانش‏هاست».

 

محبت علي عليه‏السلام

علي عليه‏السلام اسوه انسان کامل و محبت به او شرط ايمان است. در اين باره فخر رازي که يکي از علماي بزرگ اهل سنت است، از زمخشري نقل مي‏کند که وقتي آيه 109 سوره شعرا نازل شد، از پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيدند: «خويشاونداني که محبتشان بر ما واجب است، چه کساني هستند؟» حضرت فرمود: «علي، فاطمه و پسران آنان عليهم‏السلام ». هم‏چنين سيوطي، يکي ديگر از علماي اهل سنت نقل مي‏کند که پيامبر فرمود: «دوستي علي نشانه ايمانْ و دشمني او، نشانه نفاق است».

 

مهمان‏نوازي علي عليه‏السلام

در فرهنگ شکوه‏مند اسلام بر احترام به مهمان وآيين شايسته مهمان‏نوازي، سفارش بسيار شده است. درباره حضرت علي عليه‏السلام گفته‏اند: روزي پدري همراه پسرش مهمان علي عليه‏السلام بودند. بعد از صرف غذا، علي عليه‏السلام ظرفِ آبي آورد تا دست‏هاي پدر را بشويد. علي ظرف آب را نزد پدر برد و دست‏هاي او را شست. وقتي نوبت به پسر رسيد، علي ظرف آب را به فرزندش محمد حنفيه داد تا او دست‏هاي پسر را بشويد و فرمود: «اگر اين دو با هم نيامده بودند، دست هر دو را مي‏شستم، چه پسر باشد و چه پدر. ولي چون با هم آمده‏اند، خداوند نمي‏پسندد که بين پدر و پسر به طور مساوي رفتار شود».

 

جهاد علي عليه السلام

مسأله جهاد در اسلام، يکي از مسائل با اهميت است که در هر زمانْ شرايط خاص خود را دارد و گاهي با بخشش مال و گاهي هم با بخشش جان تحقق مي‏يابد. نمونه کامل يک رزمنده و مجاهد راه خدا، حضرت علي عليه‏السلام بود که همواره مرد اول کارزار و ميزان نبرد بود تا آن‏جا که در جنگ خندق، سرنوشت جنگ را با کشتن پهلوان نامي عرب عمرو بن عَبدوَدْ عوض کرد و به شهادت همه عالمان شيعه و سني، اين مدال افتخار را از پيامبر گرفت که: «ضربه علي در روز خندق، از عبادت جن و انس برتر است».

 

حضرت علي عليه‏السلام شمشير بُرنده اسلام بود که هيچ وقت کُند نشد و اين‏را در همه پيکارها نشان داد، چنان‏که ابن عباس هم مي‏گويد: «پرچم مهاجران همواره و در همه جنگ‏ها به دست علي بود و او در تمام جنگ‏ها پرچم‏دار سپاه توحيد بود».

 

عدالت علي عليه‏السلام

عدالتْ در سايه‏سار احکام اسلام، حياتي دوباره يافت. در بسياري از آيات قرآن بر آن تأکيد شد و با سيره امامان معصوم همراه گشت. رعايت عدالت اسلامي به ويژه در سخن و کردار حضرت علي عليه‏السلام موج مي‏زد.

از نظر ايشان، آن اصلي که مي‏تواند تعادل اجتماع را حفظ کند و همه را راضي نگه دارد و به پيکر اجتماع آرامش تزريق کند، عدالت است. عدالت خود آن حضرت به حدّي بود که زبان‏زد دوست و دشمن و عام و خاص گرديد. جبران خليل جبران نويسنده مسيحي مي‏گويد: «علي در محراب عبادت و به خاطر شدت عدالتش شهيد شد».

عبادت علي عليه‏السلام

حقيقت عبادت، تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشي از غير او و نتيجه آنْ نزديکي به خداوند متعال است. بنابر نقل ابن ابي الحديد شارح بزرگ نهج‏البلاغه، حضرت علي عليه‏السلام در عبادت، عابدترين مردم شمرده مي‏شد و نماز و روزه‏اش از همگان بيش‏تر بود و مردمان، نماز شب و انجام مستحبات را از او آموختند. امام سجاد عليه‏السلام با اين‏که خودش به زينت عابدان مشهور است، ولي درباره حضرت علي عليه‏السلام مي‏گويد: «چه کسي قدرت دارد مثل علي عليه‏السلام خدا را عبادت کند».

 

جوان‏مردي علي عليه‏السلام

حضرت علي عليه‏السلام از زمره مردان نيک روزگار و اسوه مروّت و جوان‏مردي است و جوان‏مردي، يعني شجاعت آميخته با ايثار و گذشت. نقل مي‏کنند که در جنگ صفين، معاويه مانع رسيدن آب به امام و اصحابش شد. پس حضرت علي عليه‏السلام دستور حمله داد و آب پس گرفته شد. در اين هنگام بعضي از ياران امام خواستند مانع رسيدن آب به معاويه و يارانش شوند، ولي ايشان فرمود: «من هرگز پيروزي را از اين راه نمي‏خواهم؛ زيرا اين پيروزي، نشانه مسلماني نيست.» بعد امام دستور دادند که مانع رسيدن آب به معاويه و طرفدارانش نشوند. و با اين حرکت، بر دفتر بزرگ‏منشي و جوان‏مردي خود برگ سبز ديگري افزودند.

 

امير سخن

در دوران جاهليت و هم‏زمان با ظهور اسلام در عربستان، افراد با فصاحتِ بي‏نظير مثل «اِمرَءُالقيس» شاعر پر آوازه عرب، و ديگراني که اشعاري سحرانگيز مي‏سرودند، بسيار بودند. ولي فصاحت کلام علي عليه‏السلام همه اديبان عرب را به تعجب واداشت و جملگي در برابر آن کلام آسماني درمانده شده و او را «اميرسخن» ناميدند. ابن‏ابي‏الحديد دانشمند بزرگ اهل سنت دراين‏باره مي‏گويد: «علي پيشواي فصاحت و استاد بلاغت است. سخن او پايين‏تر از کلام پروردگار و بالاتر از کلام آفريدگان است.» او هم‏چنين در جاي ديگري درباره خطبه 222 نهج‏البلاغه مي‏گويد: «اگر کسي اين فصل نهج البلاغه را بررسي کند، خواهد فهميد سخن معاويه که: علي بلاغت را براي قريش بنيان‏گذاري کرد، صحيح است. اگر تمام فصيحان عرب در جايي جمع باشند و اين خطبه بر آنان قرائت شود، شايسته است همگي به خاک افتاده، سجده کنند».

 

امير بيان

حضرت علي عليه‏السلام امير بيان و خطيب بي‏همانندي است که چشمه‏هاي شور و معنا در زلال بي‏کران سخنانش موج مي‏زند. بي‏شک همه کلام علي عليه‏السلام از فصاحتي اعجازگونه بهره برده، ولي بعضي سخنان آن حضرت، از شگفتي بيش‏تري برخوردار است که از آن جمله مي‏توان به دو خطبه امام علي عليه‏السلام اشاره کرد که حضرت در يکي از آن‏ها، خطبه‏اي در 85 سطر بيان داشتند، بدون آن‏که حتي يک بار از حرف «الف» استفاده کنند و در خطبه‏اي ديگر، از آوردن نقطه خودداري کردند که اين خود، امير بيان بودن حضرت را تأييدي دو چندان است.

 

 

 

علي عليه‏السلام و زيبايي‏ها

حيات سراسر نور علي عليه‏السلام سرشار از زيبايي‏هايي معنوي است:

 

زيباترين ولادت: تنها کسي که در داخل خانه خدا به دنيا آمد علي عليه‏السلام است؛

 

زيباترين نام: بنابر روايت متعدد، نام علي مشتق از نام خدا است؛

 

زيباترين ايثار: در توطئه مشرکان در قتل پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي جاي پيامبر آرميد؛

 

زيباترين معلم: علي تربيت شده دست پيامبر بود؛

 

زيباترين سخنان: به تعبير بسياري از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن است.

 

نگاهي به نهج البلاغه علي عليه‏السلام

شيخ محمد عبده، يکي از بزرگ‏ترين دانشمندان عالم تسنن مي‏گويد: «کلام امام علي بن ابي طالب، پس از کلام خداي متعال و پيغمبرش صلي‏الله‏عليه‏و‏آله شريف‏ترين و برترين سخن، و سرشارترين کلام از لحاظ مواد و داراي بهترين شيوه است و بيش‏ترين معاني و محتوا را دارد».

جُرج جرُداق، يکي از دانشمندان مسيحي مي‏گويد: «در نهج البلاغه علي، به همان اندازه که براي عرب خير و ارزش وجود دارد، براي همه انسان‏هاي ديگر نيز خير و ارزش وجود دارد».

 

دکتر زَکي مبارک، يکي از عالمان اهل تسنن مي‏گويد: «من اعتقاد دارم که مطالعه کتاب نهج البلاغه، روح شهامت و مردانگي و عظمت نفس را تقويت مي‏کند؛ زيرا از روح پر تواني صادر شده است».

 

سخن انديشمندان مسيحي درباره علي عليه‏السلام

جرج جرداق، يکي از نويسندگان مشهور مسيحي مي‏نويسد: «آيا انسانِ بزرگي مانند علي را مي‏شناسي که حقيقت انساني را به عقول و مشاعر بشري آشنا ساخت. آن حقيقت انساني که سرگذشتي چون ازل، و آينده پربقايي چون ابديت و ژرفاي بس عميقي دارد».

جرج زيدان انديشمند ديگر مسيحي مي‏نويسد: «علي عليه‏السلام ، امروزه پس از ده‏ها قرنْ در خلال سخنان شورانگيز و دل‏فريبش، کاملاً مجسّم است و هم‏چون آفتاب نيم‏روز مي‏درخشد».

شبلي شميل ـ طبيعي‏دان معروف مي‏نويسد: «امام علي عليه‏السلام بزرگِ بزرگان و تنها نسخه‏اي است که شرق و غرب، صورتي مطابق با اصل آن نديده است».

مانند علي که ديده در اوج کمال  در عالم شرق و غرب و بگذشته و حال 

حسان

 

کلام اهل سنت درباره علي عليه‏السلام

حسن بن يسار بصري، از مشهورترين فقيهان و دانشمندان قرن اول هجري مي‏گويد: «علي بن ابي طالب، ربّاني امت اسلامي و داراي عظمت و سابقه منحصر و نزديکي با پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است. او هرگز از امر الهي غفلت نورزيد و در راه دين هيچ ملامتي در او تأثير نداشت».

 

ابن ابي الحديد، يکي از آگاه‏ترين عالمان اهل تسنن که شرحي در بيست جلد بر نهج البلاغه نوشته، مي‏گويد: «من چه بگويم درباره مردي که همه فضيلت‏ها به او منتهي مي‏شود و هر مکتب و هر گروهي، خود را به او منسوب مي‏سازند. آري، او رئيس همه فضيلت‏هاست».

 

علي در آينه شعر فارسي

 

گنج علم

بس بود در مدح و توصيفش همين يک افتخار  لافَتي اِلاّ عَلي، لا سَيف اِلاّ ذوالفَقار 

من چه گويم مدح او، جايي که قرآن مادح است  کِي همانندش ببيند چشم پير روزگار 

شهر دانش، گنج علم سينه پيغمبر است  باب علمش خسرو دين، حيدر والا تبار 

 

حسان

 

گفتم علي

گفتم علي

 

از جاي خود برخاستم

 

از او مدد

 

در راه حق مي‏خواستم

 

گفتم علي

 

تا آفتاب از نو دميد

 

با ياد او

 

غم از دل من پرکشيد

 

گفتم علي

 

چون روز نو آغاز شد

 

از ياد او

 

هي زد دلم بر اسب خود

 

گفتم علي

 

با اسب دل برتاختم

 

من راه را

 

با يادش آخر يافتم

 

شکوه قاسم‏نيا

 

علي از نگاه امام خميني عليه‏السلام

امام خميني رحمه‏الله ، رهبر کبير انقلاب ژرفاي روح بلند حضرت علي عليه‏السلام را اين چنين گفته‏اند: «امام علي عليه‏السلام ، آينه تمام نماي اسلام است و اسلام ديني است جامعْ که هم به دنيا نظر دارد و هم آخرت».

 

ايشان هم‏چنين مي‏فرمايند: «اين علي همه چيز ماست و ما همه بايد تابع او باشيم. در عبادت فوق تمام عبادت کنندگان... [و] در زهد فوق همه زاهدها بود.... علي بن ابي طالب، اسلام‏شناس بود. در عملش هم آن طور بود که عملش هم اعجاز است. يک معجزه‏اي بود و لهذا مي‏بينيد که فقها حضرت امير را از خودشان مي‏دانند، خطبا هم از خودشان مي‏دانند [و [پهلوانان هم از خودشان مي‏دانند».

علي از نگاه مقام معظم رهبري

رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت اللّه‏ خامنه‏اي درباره والايي مقام حضرت علي عليه‏السلام فرموده‏اند: «هيچ کس با مولاي متقيان قابل مقايسه نيست؛ چرا که او در اوج فلک است و ما در خاک تيره. بشر از فهم صحيح خصوصيات معنوي و ملکوتي اميرمؤمنان ناتوان است».

 

ايشان در جاي ديگر مي‏فرمايند: «زندگي اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام به معناي زهد او در عين حکومت است و کساني که در مدح او شعر مي‏سرايند، بايد در اشعار خود به تبيين مقام معنوي، عبادت، حکومت، عدل، ضعيف‏نوازي، دشمن‏ستيزي و جهاد او بپردازند».

 

«اميرالمؤمنين يک الگوي کامل براي همه است. جوانيِ پرشور و پرحماسه او، الگوي جوانان... [و] زندگي سراپا مجاهدت و سراپا مسؤوليت او، الگوي همه مؤمنان است».

 

در زلال کلام علي عليه‏السلام

هم‏نشيني با حکيمان، موحب زنده شدن عقل‏ها و شفاي روح هاست.

 

همراهي با دوست خردمند، موجب حيات روح است.

 

پاکيزه‏ترين زندگي، زندگي همراه با قناعت است.

 

هرگاه بر دشمنت پيروز شدي، به شکرانه نعمت پيروزي، از او درگذر.

 

دوست اگر در سه مورد دوستش را حمايت نکند، دوست نيست: در گرفتاري او، در غيبت او، و پس از مرگش.

 

سه چيز زينت مومن است: از خدا ترسيدن، راست‏گويي و امانت‏داري.

 

شيريني پيروزي، تلخي صبر را از بين مي‏برد.

 

خوش‏خلقي باعث محبت مي‏شود و رشته دوستي را محکم مي‏گرداند.

 

هر کس تجربه‏اش کم باشد، فريب مي‏خورد.

 

هر کس پند وعبرت را بپذيرد، مثل اين است که با گذشتگان زندگي کرده است.

 

هر کس براي آموختن علم سر از خواب بردارد، فرشتگان سايه رحمت بر او مي‏گسترانند و در زندگي او برکت به وجود مي‏آيد و چيزي از روزيِ او کاسته نمي‏شود.

 

هر کس نهايت سعي و کوشش خود را به کار گيرد، به آخرين مرحله اراده و خواسته خويش مي‏رسد.

 

آيات درباره امام علي عليه‏السلام

خطيب بغدادي در تاريخ خود، از ابن عباس روايت کرده که سيصد آيه درباره امام علي عليه‏السلام نازل شده است. ما در اين جا به دو نمونه از آن اشاره مي‏کنيم:

 

آيه انفاق

«پاداش آنان که اموال خود را شب و روز و نهان و آشکارا انفاق مي‏کنند، با پروردگارشان است؛ نه بيمي بر آن‏هاست و نه اندوهگين مي‏شوند». از ابن عباس روايت شده که آيه انفاق درباره علي عليه‏السلام نازل شده است. او چهار درهم داشت که يکي را در شب انفاق کرد، يکي را در روز، يکي را در نهان و يکي را آشکارا.

 

آيه فروش جان

«برخي از مردم، جان خود را براي خوشنودي خدا مي‏فروشند و خدا با اين بندگان مهربان است». در روايتي از ابن‏عباس آمده است: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در شبي که به سوي آن غار بيرون شد، علي عليه‏السلام را در بستر خود خوابانيد. ابوبکر به دنبال پيامبر آمد و علي عليه‏السلام را از خروج پيامبر آگاه کرد. ابوبکر در پي آن حضرت روان شد و قريشيانِ بيدار و پاسدار، علي عليه‏السلام را [به جاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ] هدف خويش گرفته بودند. چون صبح شد، با شگفتي علي عليه‏السلام را فرا روي خود ديدند. سپس آيه 207 سوره بقره درباره او نازل شد.

 

آيات درباره مقام امام علي عليه‏السلام در قيامت

علي عليه‏السلام در قيامت جايگاه بلند و با شکوهي دارد. در اين زمينه آيات فراواني نازل شده است. در آيه 46 سوره اعراف مي‏خوانيم: «در اعراف، مرداني هستند که هر يک را از سيمايشان مي‏شناسند». از ابن عباس روايت شده که اعراف، جايگاه بلندي از صراط است که عباس، حمزه، علي بن ابي طالب عليه‏السلام و جعفر طيار بر بلنداي آن‏اند و دوستانشان را با سيماي نوراني، و دشمنانشان را با سيماي ظلماني مي‏شناسند.

 

 

 

 

 

امام علي عليه‏السلام از نگاه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

 

شجاعت و جهاد علي عليه‏السلام

پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، بارها دليري و پايداري علي عليه‏السلام را در جنگ ستوده و او را به سبب پايداري و پيروزي در جنگ‏ها، به القابي هم چون «اسد اللّه‏ الغالب» مفتخرکرده است. براي نمونه در تاريخ آمده است: پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به منبر رفت و... و فرمود: علي بن ابي‏طالب کجاست؟ علي عليه‏السلام به سوي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله رفت و گفت: من اين جا هستم. آن گاه رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله علي عليه‏السلام را در آغوش گرفت و با بلندترين صدا گفت: اي گروه مسلمانان! اين مرد، برادر، پسرعمو و داماد من است. او، گوشت و خون من است. او، پدر دو فرزند زاده من حسن و حسين است که سرور جوانان اهل بهشت هستند. او، از بين برنده غم و اندوه‏هاي من است. او، شير خدا و شمشير خدا در زمين بر سر دشمنان اوست.

 

ايمان و عبادت علي عليه‏السلام

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، بارها ايمان و عبادت علي عليه‏السلام را ستوده، او را با ايمان‏ترين و عابدترين فرد دانسته است. نقل شده که در جنگ خندق، آن گاه که علي عليه‏السلام با عمرو بن عبدود رو به رو شد، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «همه ايمان در برابر همه شرک برخاسته است».

 

دانش و حکمت علي عليه‏السلام

علي عليه‏السلام از کودکي بر دوش پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به صحرا مي‏رفت و هر چه به نظرش ناشناخته مي‏آمد، از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏پرسيد و پاسخ مي‏شنيد. او برخي از روزها همراه پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به غار حرا مي‏رفت و عبادت پيامبر را از نزديک مي‏ديد. پس از بعثت نبّي مکرم اسلام نيز پيوسته همراه و همگام پيامبر بود. از اين رو، علي عليه‏السلام دانش‏آموز موفق مکتب پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، بارها علي عليه‏السلام را وارث علم و صاحب گنج دانش و مخزن اسرار خود معرفي کرده است.

 

پيشگويي‏هاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله درباره علي عليه‏السلام

 

پيشگويي جنگ علي عليه‏السلام با خوارج

در روايتي آمده است: «آن گاه که اهل نهروان کشته شدند، همراه علي عليه‏السلام بودم. گويي مردم از اين که آيا کشتن اينان کاري درست است يا نه، به ترديد افتاده بودند. دراين هنگام علي عليه‏السلام فرمود: اي مردم! پيامبر خدا ما را خبر داده از گروهي که همانند تير از کمان مي‏پرند و از دين بيرون مي‏روند، و هرگز بدان باز نمي‏گردند».

 

پيشگويي شهادت علي عليه‏السلام

پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در احاديثي، از شهادت علي عليه‏السلام خبر داده و فرموده است که او به دست پست‏ترين مردمان کشته مي‏شود. در احاديث آمده است: پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به علي عليه‏السلام فرمود: اي علي! مي‏داني نگون بخت‏ترين مردم از اولين و آخرين کيست؟ علي عليه‏السلام فرمود: خدا و پيامبرش داناترند. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «نگون بخت‏ترين اولين، پِي کننده شتر صالح پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است و نگون‏بخت‏ترين آخرين، کسي است که بر تو ضربت مي‏زند». آن گاه به جاي ضربت اشاره کرد.

 

فضيلت‏هاي علي عليه‏السلام از زبان پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

 

برادر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

بيشتر تاريخ نگاران نوشته‏اند که پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در ماه‏هاي نخست هجرت، سيصد نفر از مهاجران و انصار را با يکديگر برادر کرد. چون کار به پايان رسيد، علي عليه‏السلام با چشم گريان گفت: اي رسول خدا! ياران خود را با يکديگر برادر کرديد، ولي ميان من و کس ديگري برادري برقرار نساختيد! در اين هنگام پيامبر به علي عليه‏السلام فرمود: «تو در دنيا و آخرت برادر من هستي». هم چنين فرمودند: «سوگند به خدايي که مرا به پيامبري برانگيخت، تو را براي کسي جز خود برنگزيدم. تو براي من مانند هارون براي موسايي؛ جز آن‏که پس از من پيامبري نخواهد بود. تو برادر و وارث مني».

 

سدّ  ابواب

هنگامي که رسول گرامي اسلام به مدينه هجرت کرد، نخستين کاري که انجام داد، بناي مسجد مدينه بود تا پايگاهي براي اجتماع مسلمانان و عبادت و نماز و بيان معارف و احکام اسلامي، و مرکزي براي آموزش و پرورش و انجام امور قضايي و سياسي باشد. حضرت دستور داد زميني را که شترش هنگام ورود به مدينه در آن جا زانو خم کرده بود، به ده دينار از صاحبانشان خريدند و با کوشش شبانه روزي مهاجران و انصار، در آن زمين مسجدي بنا کردند.

 

پس از آن، که کار مسجد به پايان رسيد، پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي عليه‏السلام و مهاجران به تدريج خانه‏هايي دراطراف مسجد ساختند، و براي سهولت در رفت و آمد، دري به مسجد باز کردند. رسول خدا پس از مدتي فرمان داد همه درهايي که به مسجد باز شده است، جز در خانه علي عليه‏السلام بسته شود. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در جواب اعتراض برخي افراد فرمودند: «من در خانه علي را باز نگذاشتم، بلکه خداي متعال آن را باز گذاشت».

 

علي عليه‏السلام ، تقسيم کننده بهشت و دوزخ

بدون ترديد بهشت و دوزخ، ثمره کردار انسان در دنياست و از آن جا که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و جانشينان به حق ايشان، مظهر تام قرآن و نماد عدل و عدالت اند، هر اندازه اعمال آدميان به آنان نزديک‏تر باشد، به اسلام و در نتيجه به بهشت نزديک‏تر مي‏شوند. نقل شده است که رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به علي عليه‏السلام فرمود: «اي علي! هنگامي که قيامت به پا شود، تو را بر تختي از نور سوار مي‏کنند و به محشر مي‏آورند و تاجي که نورافشاني مي‏کند، بر سرت مي‏گذارند. آن‏گاه از سوي خدا ندا مي‏دهند. کجا است وصي محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله رسول خدا؟ تو مي‏گويي: من اين جايم. سپس همان منادي ندا مي‏کند: هر کس تو را دوست داشته است، به بهشت درآور و هر کس تو را دشمن داشته است، به جهنم بيفکن؛ تو تقسيم کننده بهشت و دوزخي».

از کودکي تا بعثت با محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

حضرت علي عليه‏السلام در دوران کودکي در خانه محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و تحت تربيت او به سر برد. در اين زمينه آمده است: يک سال، قحطي بزرگي در مکه رخ داد. در آن زمان، ابوطالب عموي پيامبر داراي خانواده زياد و هزينه سنگيني بود. حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به عموي ديگر خود عباس که از ثروتمندترين افراد بني‏هاشم بود پيشنهاد کرد که هر کدام از ما يکي از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببريم، تا فشار مالي ابوطالب کم شود. عباس موافقت کرد و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند. ابوطالب با اين پيشنهاد موافقت کرد. در نتيجه عباس، جعفر و حضرت محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي عليه‏السلام را به خانه خود برد. علي عليه‏السلام هم چنان در خانه آن حضرت بود که خداوند او را به پيامبري برگزيد و علي عليه‏السلام او را تصديق کرد و از او پيروي نمود.

 

امام علي عليه‏السلام از ديدگاه صحابه

 

ابوهيثم بن تيهان

ابوهيثم بن تيهان، نزد علي عليه‏السلام به پا خاست و گفت: «دو گروه از قريشيان بر تو حسد مي‏ورزند: نيکان آن‏ها از آن رو که آرزو دارند چون تو باشند و در عرصه رقابت به سان بزرگان به مقام تو رسند، و بدکاران آن‏ها که حسد برتو، دل هايشان را سنگين کرد و کارهاي آنان را تباه ساخت؛ زيرا تو را از عنايت ازلي برخوردار، و خود را از آن محروم ديدند».

 

ابوذر غفاري

روايت شده که مردي در مسجد النبي نزد ابوذر آمد و گفت: اي ابوذر! جه کسي نزد تو محبوب‏تر است؛ زيرا مي‏دانم که محبوب‏ترين مردم نزد تو، محبوب‏ترين مردم نزد رسول خداست. ابوذر گفت: «آري، به خدا سوگند که محبوب‏ترين آنان نزد من، محبوب‏ترين آنان نزد رسول خداست، و او آن مرد است» و با دست خود به علي عليه‏السلام که پيش روي او به نماز ايستاده بود، اشاره کرد.

 

جابر بن عبداللّه‏ انصاري

امام باقر عليه‏السلام فرمود: از جابر بن عبداللّه‏ درباره علي عليه‏السلام پرسيده شد، گفت: «به خدا سوگند او اميرمؤمنان و معيار آزمايش و شناخت منافقان است. شمشير او، پيمان شکنان، ستم کاران و از دين بيرون شدگان را نابود مي‏کند».

 

امام علي عليه‏السلام در نگاه امام خميني رحمه‏الله

بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران درباره شخصيت امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «مولود امروز، وصف کردني نيست. آن چه که وصف کنند از او، دون شأن اوست، و آن چه شعرا و عرفا و فلاسفه و ديگران درباره او گفته‏اند، شمه‏اي از آن چيزي است که او هست. غالبا مسايلي که درک مي‏کرده‏اند و مي‏کنند راجع به مولا علي بن‏ابي‏طالب، عرضه مي‏داريم. آن چيزهايي را که ما نمي‏توانيم درک کنيم و دست عرفا و فلاسفه و ديگران از آن کوتاه هست، آن چيز قابل ذکر نيست. انسان تا نشناسد، نمي‏تواند بگويد و آن مقداري هم که در دسترس ماست، آن قدر زياد است که گفتن او محتاج به زمان‏هاي طولاني است. و لهذا ما بايد در پيشگاه مبارک ايشان عذرخواهي کنيم و عذر تقصير بخواهيم که ما قاصريم و نمي‏توانيم بيان کمال شما را بکنيم».

 

امام علي عليه‏السلام از منظر مقام معظم رهبري

مقام معظم رهبري درباره شخصيت بي‏نظير اميرمؤمنان علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «در مورد شخصيت علي بن ابي طالب عليه‏السلام هر چه گفته شود، کم گفته شده است؛ چون آن شخصيت، شخصيت قابل احاطه ذهني و بياني نيست؛ يعني نمي‏شود با بيان، ابعاد نامتناهي آن شخصيت الهي را توصيف کرد... نمي‏شود به اوج شخصيت علي بن ابي طالب عليه‏السلام رسيد. اين را ائمه بزرگوار معصوم ما که خود فرزندان و جانشينان او هستند، گفته‏اند».

 

خداشناسي علي عليه‏السلام

علي عليه‏السلام يگانه خداشناسي است که در خانه خدا چشم به جهان گشود و در خانه حق، کام جانش به نام حق و به ياد خدا شيرين شد. کعبه، زادگاه اوست و کسي که در خانه حق پا به گيتي نهاد، خداي جهان را چنان مي‏شناسد که او را با چشم جان مي‏بيند و درباره خداي کعبه به کمال يقين مي‏رسد، تا آن جا که به صراحت مي‏گويد: «من درباره پروردگار خود به سر منزل يقين رسيده‏ام و ترديدي در دينم ندارم». خداشناسي علي عليه‏السلام به اندازه عظمت و بزرگي خود اوست ؛ زيرا خدا را در همه حال، حاضر و ناظر بر اعمال و برنامه‏هاي خويش مي‏داند و او را به چشم دل مي‏بيند. از اين رو در برابر عظمت پروردگار با کمال فروتني اظهار بندگي مي‏کند و وقتي از او مي‏پرسند که آيا خداوند را ديده‏اي تا او را بپرستي، پاسخ مي‏دهد: «آيا کسي را که نديده باشم مي‏پرستم؟ چشم‏ها هرگز او را نمي‏بينند، اما قلب‏ها با نيروي حقيقت ايمان، وي را درک مي‏کنند. به همه چيز نزديک است، اما نه آن طور که به آن‏ها چسبيده باشد، و از همه چيز دور است، اما نه آن چنان که از آن‏ها بيگانه باشد».

 

اهتمام امام علي عليه‏السلام به نماز اول وقت

علي عليه‏السلام آن چنان به نماز اول وقت اهتمام داشت که در بحراني‏ترين زمان‏ها و مکان‏ها نيز نماز اول وقت او به تأخير نمي‏افتاد؛ چنان که نوشته‏اند: در جنگ صفين، گاه و بيگاه به خورشيد نگاه مي‏کرد و مراقب بود که از وقت زوال نگذرد. ابن عباس از حضرت پرسيد: اي اميرمؤمنان! چرا گاهي دست از جنگ مي‏کشي و به آسمان مي‏نگري؟ فرمود: به خورشيد و زوال آن نگاه مي‏کنم تا وقت نماز را بدانم، و نماز اول وقت را از دست ندهم. ابن‏عباس با شگفتي پرسيد: آيا در هنگام نبرد که مجال انديشيدن، چيز ديگري جز جنگ نيست، به نماز اول وقت مي‏انديشي؟ فرمود: «ما براي چه با آنان مي‏جنگيم؟ آيا براي نماز نبرد نمي‏کنيم؟».

 

فراواني عبادت اميرمؤمنان

اميرمؤمنان علي عليه‏السلام ، چه در روزگار شرکت در جنگ‏هاي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، چه در روزگار خانه‏نشيني و چه در دوران خلافت، هيچ گاه تغييري در برنامه عبادت‏هاي خويش پديد نياورد و در همه حال، عابدترين فرد پس از پيامبر بود. ابن ابي الحديد مي‏گويد: «علي عليه‏السلام عابدترين مردم بود و بيش از همه نماز مي‏خواند و روزه مي‏گرفت، و مردم نماز شب و بر پاداشتن نمازهاي نافله را از او آموختند. چه گمان مي‏بري درباره مردي که براي محافظت بر مراسم عبادي و نيايش و اقامه نماز، هنگام نبرد و در عرصه ميدان جنگ به نماز شب ايستاد و در اين حال، تيرهاي فراوان از سوي دشمن در اطراف سجاده نماز وي فرود مي‏آمد و از چپ و راست حضرت مي‏گذشت و او به آن‏ها اهميت نمي‏داد و از سجاده بر نمي‏خاست، مگر اين که نماز شب خود را تمام کرده باشد و چه گمان مي‏بري درباره مردي که پيشاني‏اش از طولاني بودن سجده‏هايش پينه بسته بود».

 

جوانمردي امام علي عليه‏السلام

اميرمؤمنان علي عليه‏السلام ، در پاکدلي، مردانگي و گذشت حتي در برابر دشمنان و مخالفان، آن چنان بلند مرتبه بود که همگان را به شگفتي واداشت. آن حضرت در همه جنگ هايي که در رکاب رسول خدا مي‏جنگيد و در همه نبردهايي که در عهد امامت و خلافت بر وي تحميل شد، در پايان جنگ، در دل از دشمنان کينه و عداوتي نداشت و از آنان مي‏گذشت. تاريخ نگاران مسيحي و مسلمان، همه بر اين خلق و خوي علي عليه‏السلام گواه‏اند که امام در جنگ جمل بر کشته‏هاي دشمن نماز گزارد. حتي هنگامي که ابن ملجم به علي عليه‏السلام ضربت زد و حضرت در بستر شهادت افتاد، درباره قاتل خود به نرمي و مدارا سفارش کرد و فرمود: «من ديروز مثل شما بودم، امروز براي شما عبرتم و فردا از ميان شما مي‏روم. اگر زنده بمانم، خود ولي خون خويشم و اگر بميرم، مرگ ميعادگاه و قرار گاه من است».

 

فروتني امام علي عليه‏السلام

علي عليه‏السلام ، هم‏چون رسول گرامي اسلام و ديگرامامان معصوم عليه‏السلام در برخورداري از صفت فروتني، ممتاز بود. امام صادق عليه‏السلام درباره آن امام همام مي‏فرمايد: «روش اميرمؤمنان چنين بود که خود هيزم بر پشت مي‏نهاد، آب مي‏کشيد، جارو مي‏کرد، و همسرش فاطمه عليهاالسلام آرد فراهم مي‏آورد و خمير مي‏کرد و نان مي‏پخت».

 

ابن شهر آشوب نقل مي‏کند: هميشه علي عليه‏السلام خرما و نمک را با دست خود به خانه مي‏برد و مي‏فرمود: «هيچ گاه انسان کامل، از کمالش کاسته نمي‏شود، اگر چيزي براي خانواده خويش ببرد». نقل است که علي عليه‏السلام در بازار به تنهايي قدم مي‏زد، گمشده‏ها را راهنمايي مي‏کرد، به ناتوانان ياري ي رسانيد، به فروشندگان نصيحت مي‏کرد و... .

 

دوست خدا و رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

در برخي از روايات، مقام امام علي عليه‏السلام به دوستي حضرت ابراهيم عليه‏السلام با خداوند تشبيه شده و آن حضرت، دوست خدا و دوست رسول خدا معرفي گرديده است. براي نمونه رسول خدا فرمود: «علي بن ابي طالب عليه‏السلام ، دوست خدا و دوست من است».

 

از ابوذر نقل شده که گفت: روزي در محضر پيامبر بودم که ديدم حضرت به نماز ايستاد و براي به جا آوردن شکر خداوند، رکوع و سجده کرد و سپس فرمود: «هر که مي‏خواهد به علم آدم، فهم نوح، دوستي ابراهيم نزد خدا، مناجات موسي، سياحت عيسي و امتحان و صبر ايوب بنگرد، بايد مردي را بنگرد که هم اکنون مي‏آيد؛ قوي دل‏ترين از همه در شجاعت و دست و دل بازترين در سخاوت است». ابوذر گويد: همه مردم چشم دوختند تا ببينند چه کسي مي‏آيد، آن گاه ديديم علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام وارد شد.

صاحب برترين امتيازه

امتيازهاي علي عليه‏السلام در نزد خدا، از همگان بزرگ‏تر است. پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اصحاب در مسجدالحرام گرد آمده بودند که علي عليه‏السلام وارد شد. حضرت رسول صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: «برادر من نزد شما مي‏آيد». آن گاه رو به کعبه کرد و دستي به آن زد و فرمود: «سوگند به کسي که جانم به دست اوست، او و شيعيانش در روز قيامت رستگارند». نيز از آن حضرت است که: «به راستي او در ايمان آوردن به من نخستين نفر است، و در عهد و ميثاق الهي پايدارترين شماست و امتيازش در پيشگاه حق، از همه شما برتر است».

 

علي عليه‏السلام ، ابوتراب

از ابن عباس پرسيدند: چرا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، علي عليه‏السلام را ابوتراب ناميد؟ گفت: چون علي عليه‏السلام صاحب زمين و حجت خدا بر اهل آن پس از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است و زمينْ به وجود او باقي است و آرامش خواهد داشت؛ از اين رو او را ابوتراب (صاحب زمين) ناميد.

 

برترين فرزانه

هر روز در مکه آياتي از سوي خداوند بر محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نازل مي‏شد و مشرکان ميان مردم تبليغ مي‏کردند که او پيامبر نيست و بر گفته‏اش گواه و شاهدي ندارد. در اين جا بود که فرشته وحي فرود آمد و اين آيه را بر پيامبر نازل کرد: «و کساني که کافر شدند، مي‏گويند تو پيامبر نيستي. بگو کافي است خدا و آن کس که دانش کتاب نزد اوست، گواه ميان من و شما باشد». در اين آيه، دو شاهد بر درستي گفتار محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله گواهي دادند: يکي خدا و ديگري آن که علم کتاب نزد اوست. از اين رو براي عده‏اي از مسلمانان اين پرسش پيش آمد که اين چه شخصيت با عظمتي است که هم رديف خدا در شهادت بر درستي گفتار پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است. شخصي از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله پرسيد: اي رسول خدا! مقصود از دارنده علم کتاب در اين آيه کيست؟ پيامبر فرمود: «کسي که علم کتاب نزد اوست، علي بن ابي طالب عليه‏السلام است».

 

بزرگ‏ترين حجت و نشانه خدا

پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، در وصف حضرت علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «اي مردم! به راستي او بزرگ‏ترين حجت و بزرگ‏ترين نشانه خدا، و امام جهانيان است». نيز در روايت ديگري مي‏فرمايد: «به راستي جانشينانم و اوصيايم و حجت‏هاي خدا بر مردم، دوازده نفرند که اولينشان برادرم، و آخرينشان فرزندم است». پرسيدند: برادرت کيست؟ فرمود: «علي بن ابيطالب عليه‏السلام ». گفتند: فرزندت کيست؟ فرمود: «مهدي عليه‏السلام ، همو که جهان را پُر از عدل و داد کند، آن چنان که پر از جور و ستم شده است». خود حضرت امير نيز مي‏فرمايند: «منم بزرگ‏ترين حجت خدا، و بزرگ‏ترين آينه صفات خدا و عالي‏ترين نمونه آفرينش».

 

 

 

علي عليه‏السلام قرآن ناطق

امام علي عليه‏السلام در کلام شيريني مي‏فرمايد: «اين قرآن است، پس از آن بخواهيد تا سخن گويد، اما هيچ گاه براي شما سخن نگويد و رازهاي نهفته‏اش را بيرون نريزد؛ ولي اگر از من بپرسيد، آن اسرار را براي شما از قرآن باز مي‏گويم؛ زيرا من آگاه‏ترين شمايم». نيز از آن حضرت است که: «هيچ آيه‏اي بر پيامبر فرود نيامد، مگر آن که حضرت آن را بر من تلاوت و املا فرمود تا با خط خويش بنگارم و تأويل، تفسير، ناسخ، منسوخ، محکم و متشابه آن را به من آموخت».

 

شروع کارها با نام خدا

شخصي از حضرت علي عليه‏السلام درباره تفسير اللّه‏ پرسيد، حضرت فرمود: «اللّه‏ همان کسي است که همه آفريده‏ها هنگام سختي و نياز و قطع اميد از غير او، به سوي او واله و شيدا مي‏شوند. اين بدان سبب است که هر طالب رياست و بزرگي، با وجود طغيان و بي‏نيازي، هنگام بالا گرفتن حاجت زير دستانش، نمي‏تواند به تمام آن‏ها پاسخ مثبت دهد و حتي خودش نيازهايي پيدا مي‏کند که قادر به برآوردن آن‏ها نيست. در اين جاست که به سوي خدا متوجه مي‏شود، اما وقتي به هدف رسيد، دوباره به شرک خود باز مي‏گردد. خداوند به بندگانش فرموده... من سزاوارترين کسي هستم که به آستانش گدايي و تضرع و زاري مي‏کنند. پس در آغاز و شروع هر کاري، چه کوچک و چه بزرگ، بگوييد: بسم‏اللّه‏ الرحمن الرحيم که در واقع گفته‏ايد در اين کار، از خدا ياري مي‏طلبم».

 

اميرالمؤمنين عليه‏السلام

شيخ مفيد رحمه‏الله مي‏گويد: از جمله فضيلت‏هاي حضرت علي عليه‏السلام اين است که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، در زمان حياتش، او را اميرالمؤمنين خواند. در بعضي از روايات نيز آمده است که پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به ديگران امر فرمود تا به او اين گونه سلام کنند: السلام عليک يا اميرالمؤمنين. روايت شده که پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به‏ام سلمه فرمود: «گوش کن و شاهد باش که علي عليه‏السلام ، اميرمؤمنان و آقاي اوصيا است».

 

اقتدا به علي عليه‏السلام

مرحوم شيخ عباس قمي مي‏فرمايد: از ابن عباس روايت شده که شخصي سلمان فارسي را در خواب ديد که در بهشت تاجي از ياقوت بر سر دارد. از او پرسيد: اي مسلمان! بگو در بهشت بعد از ايمان به خدا و رسولش چه عملي برتر است؟ سلمان فرمود: «چيزي برتر از دوستي علي عليه‏السلام و اقتداي به آن حضرت نيست».

 

در مکتب مولاي متقيان علي عليه‏السلام

توکل، بهترين تکيه‏گاه است.

هر که خِرد نورزد، خوار شود، و هر که خوار شود، احترامش نکنند.

بهترين کسان براي مشورت، صاحبان خرد و دانش، و افراد با تجربه و دورانديش‏اند.

خوش بيني، اندوه را مي‏کاهد و از افتادن در بند گناه مي‏رهاند.

آيين جوانمردي، تحمل لغزش‏هاي برادران و رسيدگي به همسايگان است.

خوشحالي مؤمن در سيماي او و اندوهش در قلب اوست.

هر چه محبت داري نثار دوستت کن، اما هر چه اطمينان داري به پاي او نريز.

ترک گناه، آسان‏تر از درخواست توبه است.

 

تا  بود، علي بود...

تا صورت پيوند جهان بود، علي بود  تا نقش زمين بود و زمان بود، علي بود 

شاهي که ولي بود و وصي بود، علي بود  سلطان سخا و کرم و جود، علي بود 

هم آدم و هم شيث و هم ايوب و هم ادريس  هم يوسف و هم‏يونس و هم هود علي بود 

هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم الياس  هم صالح پيغمبر و داوود، علي بود 

آن شير دلاور که ز بهر طمع نفس  بر خوان جهان پنجه نيالود، علي بود 

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن  کردش صفت عصمت و بستود، علي بود 

آن قلعه گشايي که دراز قلعه خيبر  بر کند به يک حمله و بگشود، علي بود 

اين کفر نباشد، سخن کفر نه اين است  تا هست علي باشد و تا بود، علي بود 

 

ديوان شمس تبريزي

 

كتاب شناسي پيشواي شيعيان جهان

 

برگزيده‏اي از آثار مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيما

 

امام علي عليه‏السلام از منظر قرآن

نويسنده: حجت‏الاسلام سيدحسين اسحاقي

نوبت و تاريخ چاپ: چاپ اوّل تيرماه 1379

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

اين اثر با هدف تبيين ويژگي‏هاي اخلاقي و فضيلت‏هاي انساني و الهي از ديدگاه آيات قرآن مجيد به نگارش درآمده است. مجموعه مباحث اين اثر در چهار فصل و 62 صفحه به اين شرح تدوين شده است:

 

فصل اوّل. امام علي عليه‏السلام از منظر قرآن: در اين فصل 45 آيه به همراه رواياتي که در تفسير اين آيات وارد شده است بررسي شده است؛

 

فصل دوّم. آفتاب آمد دليل آفتاب: در اين قسمت قسمتي از روايات پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم که در توصيف فضايل اميرالمؤمنين عليه‏السلام وارد شده است به همراه سخناني از خود آن حضرت آمده است؛

 

فصل سوّم. امام علي عليه‏السلام از نگاه شاعران: در اين بخش تعدادي از اشعار شاعران متعهّد که در مناقب علي عليه‏السلام سروده‏اند به چشم مي‏خورد؛

 

فصل چهارم. نمونه‏هايي از کرامات حضرت علي عليه‏السلام : در اين قسمت حکايت‏هايي از عنايات خاصّ حضرت مولي الموحدين علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام به برخي از شاعران و عالمان آمده است.

 

امام علي عليه‏السلام در منظر معصومين

نويسنده: حجت‏الاسلام حبيب‏اللّه سروش

تاريخ و نوبت چاپ: تيرماه 1379 چاپ اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

اين اثر دفتر دوّم از مجموعه آثاري است که تحت عنوان «آيينه آفتاب» منتشر شده است. در اين پژوهش مجموعه‏اي روايت‏هاي اهل‏بيت عليهم‏السلام در زمينه فضايل و مناقب علي عليه‏السلام به همراه اعترافاتي از خلفاي راشدين و انديشمندان مسلمان و غير مسلمان درباره شخصيّت والاي آن حضرت عرضه شده است. مباحث اين دفتر در سه بخش و پنجاه صفحه تنظيم و تدوين شده است.

 

عناوين بخش‏هاي آن عبارتند از:

 

1. علي عليه‏السلام از ديدگاه انبياي الهي و معصومين عليه‏السلام . در اين بخش ديدگاه انبياي الهي، پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و معصومين عليهم‏السلام درباره امام علي عليه‏السلام به چشم مي‏خورد؛

 

2. علي عليه‏السلام از ديدگاه شخصيّت‏ها (علماي شيعه، خلفا، علماي اهل‏سنت، دانشمندان غيرمسلمان)؛

 

3. علي عليه‏السلام در آيينه ادبيات و کتاب الغدير.

 

داستان‏هاي الغدير

نويسنده: سيّدرضا باقريان موحّد

تاريخ چاپ: مرداد 1379

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در اين اثر که سومين دفتر از «آيينه آفتاب» است داستان‏هايي از زندگي حضرت علي عليه‏السلام به نگارش درآمده است که هريک به بُعد خاصّي از شخصيّت و عظمت‏روحي و فضايل اخلاقي بي‏نظير آن حضرت دلالت دارند. اين دفتر در دو بخش و ده فصل تنظيم شده است.

 

بخش اوّل: علاّمه اميني پاسدار حريم ولايت. در اين قسمت در ضمن سه فصل، مطالب ارزنده و مختصري درباره زندگي علامه اميني و اثر گران‏قدرش، الغدير، به چشم مي‏خورد؛

 

بخش دوّم. امام علي عليه‏السلام در آيينه الغدير. در اين بخش طي هفت فصل مباحثي در مورد قضاوت‏ها و فضايل و زندگي علي عليه‏السلام به همراه داستان‏هايي از شاعران اهل‏بيت عليهم‏السلام و دوستان و دشمنان علي عليه‏السلام عرضه شده است.

 

آيين بصيرت

نويسنده: حجت الاسلام مجيد دستياري

تاريخ چاپ: اسفند 1379.

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در اين اثر نويسنده تلاش مي‏کند تا عملکرد عوام و خواصّ را در دوران اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام ، از زمان رحلت پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تا شهادت حضرت علي عليه‏السلام ، بررسي کند. مجموعه مطالب در ضمن سه بخش به اين شرح به نگارش درآمده است :

بخش اوّل: کليّات (تعريف عوام و خواص و ويژگي‏هاي هريک، مسئوليت‏هاي عوام و خواصّ، حديث غدير و خلافت و ولايت در نهج البلاغه و...)

بخش دوّم: عملکرد عوام و خواصّ در برابري امام علي عليه‏السلام (فصل اوّل: عوام و خواص در سقيفه بني‏ساعده؛ فصل دوّم: نقش خواصّ از سقيفه تا خلافت علي عليه‏السلام ؛ فصل سوّم: عملکرد خواصّ در دوران خلافت علي عليه‏السلام )

بخش سوّم: همراه با برنامه‏سازان (وظيفه ما در شرايط فتنه؛ فتنه چيست؟؛ علل پيدايش فتنه؛ فتنه در انقلاب اسلامي ايران و...

مجموعه اين مباحث در 79 صفحه عرضه شده است.

 

سيماي معرفت

نويسنده: محمّد شيخ فروتن

تاريخ و نوبت چاپ: بهمن‏ماه 79، چاپ اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

نويسنده مجموعه حاضر با هدف کمک به الگويابي مناسب نسل‏نو مطالبي را در ضمن شش فصل با توجّه به ابعاد مختلف زندگاني علي بن ابي طالب عليه‏السلام به اين شرح نگاشته است:

 

1. از ولادت تا امامت؛ 2. شخصيت امام علي عليه‏السلام ؛ 3. امام علي عليه‏السلام و پاسداري از مباني ديني؛ 4. ياران و اصحاب امام علي عليه‏السلام ؛ 5. علي عليه‏السلام در آيينه ادب؛ 6. همراه با برنامه‏سازان.

مجموعه اين مطالب در ضمن 74 صفحه عرضه شده است.

 

نگين قرآن

مؤلف: محمدعلي محمّدي، محمدرضا رضواني‏پور و محمديان

تاريخ چاپ: اسفندماه 1379

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در اين مجموعه ويژگي‏هاي رفتاري علي عليه‏السلام از ديدگاه قرآن، پيامبراکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم و خلفاي سه‏گانه بيان مي‏شود. تلاش نويسندگان آن است تا فضايل و کمالات اخلاقي و سيره آن حضرت از جهات مختلف تبيين شود تا از اين طريق زمينه آشنايي هرچه بيشتر نسل جوان با شخصيت والاي امام علي‏بن‏ابي‏طالب عليه‏السلام فراهم گردد.

 

مطالب اين اثر در ضمن چهار بخش و 99 صفحه به اين شرح تنظيم شده است:

 

بخش اوّل: علي عليه‏السلام در قرآن؛

 

بخش دوّم: علي عليه‏السلام در سخن پيامبراسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ؛

 

بخش سوّم: علي عليه‏السلام از نگاه ديگران؛

 

بخش چهارم: علي عليه‏السلام و خلفا.

 

غدير: تجليلگاه ولايت

نويسنده: سيدحسين اسحاقي، مهدي فاني

تاريخ و نوبت چاپ: اسفندماه 1377، چاپ اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

بدون ترديد حادثه غديرخم از بزرگ‏ترين وقايع تاريخ اسلام است که تبيين ابعاد مختلف آن در ايجاد پيوند قلبي و وحدت حقيقي مسلمانان بسيار مفيد خواهد بود. در اثر حاضر نيز تلاش شده است از طريق مجموعه روايات معصومين عليه‏السلام و سخنان انديشمندان اسلامي ويژگي‏هاي غدير و آثار و برکات آن بررسي شود. عناوين بخش‏هاي مختلف اين اثر عبارت است از:

 

غدير از ديدگاه معصومين عليه‏السلام ؛ غدير در کلام امام و رهبري؛ عيد غدير؛ بررسي نظريه انتخاب و انتصاب در مسئله غدير؛ نقش رهبري در جامعه اسلامي؛ شورا در امامت و خلافت؛ آيا رأي اکثريّت حجّت است؛ بررسي حادثه سقيفه؛ و خطبه غدير.

علي از نگاه فاطمه عليه‏السلام

نويسنده: محمدهادي فلاح

تاريخ چاپ: شهريورماه 1380

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

همان‏گونه که از عنوان اثر حاضر برمي‏آيد نويسنده اين مجموعه مي‏کوشد تا معارف علوي و فضايل بي‏نظير مولي‏الموحدين علي‏بن‏ابي‏طالب عليه‏السلام را با استفاده از سخنان حضرت فاطمه عليه‏السلام بررسي کند. مباحث اين اثر در طي پنج بخش و هفتاد صفحه به اين شرح نگاشته شده است:

 

بخش اوّل: علي عليه‏السلام در قاموس محبّت؛ بخش دوّم: علي و ارزش‏هاي والا؛ بخش سوّم: علي و رهبري؛ بخش چهارم: علي عليه‏السلام در برابر نفاق و سطحي‏نگري؛ بخش پنجم: مبارزه فاطمه عليه‏السلام براي دفاع از حقوق و ارزش‏هاي علي عليه‏السلام

 

تساهل و تسامح از ديدگاه امام علي عليه‏السلام

مؤلف: دکتر محمدرضا آقاجاني

تاريخ چاپ: مهرماه 1380

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

همان‏گونه که در مقدمه اثر حاضر آمده است در نگارش اين اثر اين اهداف دنبال شده است:

 

1. تعيين معنا و مفهوم تساهل و تسامح؛ 2. بررسي مباني فکري و تاريخي تساهل در غرب؛ 3. بررسي ميزان انطباق تساهل و تسامح به معناي امروزي با بينش و روش امام علي عليه‏السلام .

اين نوشتار در 152 صفحه و چهار بخش به اين شرح نگاشته شده است:

بخش اوّل: معناي لغوي و اصطلاحي تساهل و تسامح؛

بخش دوّم: بررسي تاريخ و مباني تساهل و تسامح از ديدگاه علي عليه‏السلام و غرب؛

بخش سوّم: بررسي تاريخ تساهل و تسامح در سيره امام علي عليه‏السلام ؛

بخش چهارم: صدا و سيما و تساهل و تسامح (نقش رسانه و عملکرد آن در موضوع تساهل و تسامح و توصيه به برنامه‏ريزان).

 

علي عليه‏السلام از غدير تا شهادت

نويسنده: حجت الاسلام مهدي رضايي

تاريخ و نوبت چاپ: بهمن‏ماه 1380، نوبت اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در اين اثر تلاش مي‏شود تا مجموعه وقايع زندگي حضرت علي عليه‏السلام از زمان حادثه غدير خم تا لحظه شهادت به تصوير کشيده شود تا زمينه آشنايي هرچه بيشتر با فضايل و سيره و کمالات اخلاقي و الهي اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام براي همه گروه‏ها به‏ويژه جوانان فراهم گردد. مجموعه مطالب مورد نظر نويسنده در 248 صفحه و در قالب نه بخش به اين شرح نگاشته شده است:

 

بخش اوّل غدير در آينه تاريخ؛ بخش دوّم: فضايل اميرالمؤمنين‏علي عليه‏السلام ؛ بخش سوّم: نمونه‏هايي از سيره اميرالمؤمنين‏علي عليه‏السلام ؛ بخش چهارم: نگاهي به زندگاني اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام در دوران حکومت 25 ساله خلفا؛ بخش پنجم: چگونگي انتخاب اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام براي رهبري جامعه؛ بخش ششم: جنگ‏هاي سه‏گانه جمل، صفين، نهروان؛ بخش هفتم: قضاوت اميرالمؤمنين‏علي عليه‏السلام ؛ بخش هشتم: اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام از زبان ياران؛ بخش نهم: گزارشي از واپسين روزهاي حيات اميرالمؤمنين علي عليه‏السلام .

 

گلستان غدير

مؤلّف: حجت‏الاسلام محمدباقر انصاري، ميرصادق سيدنژاد

تاريخ چاپ: اسفندماه 1379

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

غدير گلستان پرطراوتي است که گشت و گذار در آن برکات و ثمرات بسياري در پي دارد که پيوند با ولايت و عشق به امامت از جمله آنهاست. نوشتار حاضر به مناسبت فرا رسيدن عيد بزرگ غدير خم تهيّه شده و مطالبي بدين شرح دربر دارد:

 

1 ـ با غدير آشنا شويم؛ 2 ـ مراسم غدير؛ 3 ـ خطابه غدير؛ 4 ـ جشن و عيدغدير؛ 5 ـ فرهنگ غدير؛ 6 ـ شعر غدير؛ 7 ـ يادگارهاي غدير؛ 8 ـ غدير در دعاها؛ 9 ـ غدير در کلام اهل‏بيت عليهم‏السلام ؛ 10 ـ دفاع از غدير؛ 11 ـ غدير در آينه کتاب.

 

اين مباحث در 82 صفحه تنظيم و تقديم علاقمندان فرهنگ امامت و ولايت شده است.

 

سلوک علوي

نويسنده: حجت‏الاسلام سيدحسين اسحاقي

تاريخ و نوبت چاپ: سال 1381، نوبت اوّل

ناشر: بوستان کتاب قم (انتشارات نشر تبليغات اسلامي)

در اين مجموعه به دنبال بررسي ديدگاه‏هاي حضرت علي عليه‏السلام درباره تربيت و مسائل مهمّ و ضروري مربوط به آن، اساسي‏ترين روش‏هاي تربيت به همراه مطالبي در زمينه تبيين مسئوليت‏هاي متولّيان تربيت اسلامي در جامعه بررسي شده است.

 

اثر پيش‏گفته در 123 صفحه و سه بخش به شرح زير تنظيم و تدوين شده است:

 

بخش اوّل: تربيت و مسائل اساسي آن از ديدگاه علي عليه‏السلام ؛

 

بخش دوّم: مهم‏ترين روش‏هاي تربيت از منظر امام علي عليه‏السلام ؛

 

بخش سوّم: وظايف و مسئوليت‏هاي متولّيان امر تربيت.

 

فقر و فقرستيزي در ديدگاه امام علي عليه‏السلام

نويسنده: گروه نويسندگان

تاريخ چاپ: مهرماه 1377

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در اين مجموعه با هدف دستيابي به راه‏هاي مبارزه با فقر، شش مقاله عرضه شده است. مقاله‏ها با توجّه به رواياتي که از علي‏بن‏ابي‏طالب عليه‏السلام درباره فقر و فقرستيزي وارد شده است به نگارش درآمده‏اند. عناوين مقالات عبارت است از:

 

1. فقر و آثار زيان‏بار آن بر انسان؛ 2. راه‏بردهاي اقتصادي فقرستيزي؛ 3. وظايف توانگران در برابر نيازمندان؛ 4. فقرزدايي در شيوه رفتاري اميرمؤمنان؛ 5. ر ابطه فقر و زهد؛ 6. آسيب‏شناسي فقر. مجموعه اين مباحث در 87 صفحه تهيه و تنظيم شده است.

 

غدير از ديدگاه اهل سنت

نويسنده: حجت الاسلام محمدرضا جباران

تاريخ و نوبت چاپ: دي‏ماه 1377، نوبت اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

اين مجموعه با هدف تبيين صحيح مسئله غدير، با توجّه به منابع اهل‏سنت تدوين شده است. نويسنده تلاش مي‏کند تا با طرح مناسب اين موضوع در حدّ توان به استحکام پيوند برادري بين مسلمانان کمک نمايد. مباحث اين اثر در 103 صفحه و پنج فصل تدوين شده است. عناوين فصل‏ها عبارتند از:

 

1 ـ داستان غدير (غديرخم، گزارشي از حجة‏الوداع، مفاد حديث غدير و...)؛

 

2 ـ خلافت و وصايت (خليفه برحقّ، دلايل خلافت علي عليه‏السلام و...)؛

 

3 ـ معيارها (محبّت، علي و حقّ، اطاعت از علي عليه‏السلام ، ميزان ايمان، نشانه ايمان و...)؛

 

4 ـ يک آسمان فضيلت (تربيت علي عليه‏السلام ، سابقه در اسلام، علم و آگاهي، فداکاري و دفاع از اسلام و قرابت و زهد و...)؛

 

5 ـ آداب و سنن غديري (آداب و اعمال عيد غدير، عقد اخوت در روز غدير، آثار عقد اخوّت، دعاهاي غدير و...).

 

گرداب هلاکت

نويسنده: علي آقاجاني

تاريخ چاپ: مردادماه 1380

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

مجموعه حاضر پژوهشي است درباره فتنه و فتنه‏گران در جامعه اسلامي که با کاوش در سيره امام علي عليه‏السلام ، ويژگي‏ها در زمينه‏هاي پيدايش فتنه و شيوه برخورد علي‏بن‏ابي‏طالب عليه‏السلام با آن بررسي شده است.

 

مجموعه مباحث اين دفتر در ضمن 135 صفحه و سه بخش تحت عناوين زير تنظيم و منتشر شده است .

 

بخش اوّل: فتنه و مسايل آن؛ بخش دوّم: فتنه از منظر امام علي عليه‏السلام ؛ بخش سوّم: انقلاب اسلامي و رويارويي با فتنه‏ها.

 

سراي گذر

نويسنده: عزيزه فروردين، سليمان طايي

تاريخ و نوبت چاپ: مردادماه 1380، نوبت اوّل

ناشر: مرکز پژوهش‏هاي اسلامي صدا و سيم

در سخنان و رهنمودهاي علي‏بن‏ابي‏طالب عليه‏السلام ، درباره اوصاف دنيا و راه‏هاي درست برخورد با آن مطالب بسيار مهمّي به چشم مي‏خورد. در اثر حاضر نويسنده مي‏کوشد تا راه‏هاي درست زندگي را با توجّه به ماهيّت دنيا در منظر علي عليه‏السلام بررسي کند. نويسنده ابتدا در فصل اوّل به معني و ماهيت دنيا اشاره مي‏کند، آن‏گاه در فصل دوّم ستايش‏هاي مربوط به آن، و در فصل سوّم نکوهش‏هاي وارد شده در مورد دنيا را بررسي مي‏کند. در فصل‏هاي بعدي مسائلي چون دنياگرايي، راه‏هاي مقابله با دنيازدگي، رابطه دنيا و آخرت، چگونگي برخورد انسان با دنيا، دنيا و پيشوايان، هدف‏نهايي زندگي، دنيا در کلام امام خميني و مقام معظّم رهبري و... تبيين مي‏شود. مجموعه اين مطالب در قالب ده فصل و 217 صفحه تدوين شده است.

 

مكه گرديده چراغان

روي ماهش شد نمايان

شاه مردان شير يزدان آيت پروردگار

لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفغار

 

تهيه  و تنظيم : مهدي همائي
mahdi852@yahoo.com

 

رسانه اينترنت و تبليغات

 

چكيده :

 تبليغات به مجموعه فعاليتهايي اطلاق مي شود كه براي معرفي هر چه بهتر و بيشتر يك موسسه يا نهاد اجتماعي صورت مي پذيرد . كمپين تبليغاتي برنامه اي است همه جانبه ، براي به جريان انداختن حساب شده و دقيق بودجه تبليغاتي كه موفقيت يا عدم موفقت آن ارتباط مستقيم به ميزان تجربه و ذوق افرادي دارد كه عهده دار راهبري آن هستند . حوزه تبليغات عليرغم اينكه يك فعاليت علمي محسوب ميشود ولي بيشتر در دايره هنر و تجربه عملي در خلق آثار هنري بايد به سراغ آن رفت و صاحبان ذوق و قريحه هنري، در اين عرصه بيشتر توفيق بدست مي آورند.

اما آنچه در عرصه اطلاع رساني رخ مي دهد بسيار فراتر است. در عرصه اطلاع رساني مديران و برنامه ريزان عموما با گردآوري بانكهاي اطلاعاتي جامع و بروز و ايجاد ساختار مناسب در صدد استنتاج از مجموعه اطلاعات بدست آمده هستند تا بتوانند ضمن معرفي ظرفيتهاي موضوع انتخاب شده ، از كنار هم قرار دادن و آرايش اطلاعات بدست آمده نتايج جديدي بدست آورند . بديهي است كه نتايج جديد منجر به ايجاد ظرفيتها و فرصتهاي جديد و چشم اندازهاي نوين مي گردد .

گستره اطلاع رساني بسته به تعريف حوزه نظري و عملي آن است و لذا شعاع فعاليت در حوزه اطلاع رساني بستگي به بضاعت فكري و مالي گردانندگان آن دارد . در اين زمينه هرچه حوزه فعاليت گسترده تر باشد
پيچيدگي هاي آن بيشتر و دشوار تر خواهد بود .

تحقيق ، خبر و گردآوري اطلاعات كه بعضا همراه با تهيه بانكهاي اطلاعاتي مي باشد همگي در حوزه اطلاع رساني قرار دارد و سپس نتايجي كه در حوزه اطلاع رساني بدست مي آيد بعنوان موضوعي تازه ، چنانچه بتواند در گردونه تجارت و بازار مخاطبي داشته باشد ، آنگاه مي تواند به عنوان يك موضوع در اختيار سرمايه گذاران و كانون هاي تبليغاتي قرار گيرد . انتخاب صحيح موضوع ، برنامه ريزي و طراحي مناسب براي حضور در بازار ، سرمايه گذاري كافي و تبليغات باهوش و روانشاسي شده مي تواند عامل تعيين كننده در موفقيت ارائه كالا يا خدماتي باشد كه هدف قرار گرفته شده .

 

در حال حاضر بدليل نوپا بودن هر دو حوزه اطلاع رساني و تبليغات در ايران ، و عدم آشنايي مردم از آن ، تعاريف ارائه شده براي هر دو بسيار به هم نزديك جلوه داده مي شود ، بطوري كه بعضا اين دو مقوله مترادف يكديگر تلقي مي گردد . در حالي كه اين اشتباه موجب خلط مبحث و انحراف ذهن مخاطبان شده است .

 

 

چون اساسا عرصه تبليغات براي جلوه بيشتر کالا يا خدمات موضوغ کار خود درصدد جلوه و نمود بيشتر است . و بازرگانان از اين طريق به دنبال بازار بيشتر و بالا بردن تقاضا هستند لذا عموما در افکار عمومي مردم يک جور شک و بدبيني نسبت به درستي و يا نادرستي فعاليت برخي شرکتهاي تبليغاتي وجود دارد . هر چند که بسياري در اين عرصه صادقانه عمل مي کنند ولي اين شائبه مقداري مخاطبان اين عرصه را آزار و بعضا موجب يک جور مقاومت کرده است . لذا اخيرا در بازار تبليغات بدليل يک جور بي ساماني و عدم نظارت کافي که ناشي از رشد سريع عرصه تبليغات در ايران ، خصوصا در دهه گذشته است اين سوء تفاهم موجب ناهنجاريهايي شده و گروهي را براي گريز از اين پديده وادار به طرح عناوين ديگر شغلي از جمله موضوع اطلاع رساني کرده است .

 

 

اينترنت همراه با رشد روزافزون خود، كاربردهاي فراواني در صنايع مختلف يافته است. امروزه اينترنت بعنوان رسانه‌اي قدرتمند در اختيار صنعت تبليغات قرار گرفته است. بدليل ويژگي‌ها و مزيتهاي فراواني كه اينترنت در مقايسه با رسانه‌هاي سنتي دارد، تبليغات اينترنتي شاهد رشد فراواني در طي ساليان اخير بوده است. اين مقاله به ادبيات موضوع مي‌پردازد كه شامل تعريف تبليغات اينترنتي، تاريخچه و روند آن از ابتداي پيدايش تا كنون، انواع و اشكال مختلف تبليغات اينترنتي، و نيز مزيتها و محدوديتهاي آن مي‌باشد.

 

 

 

 

 

مقدمه

در كتب و متون مختلف تعاريف متعددي از تبليغات آمده است بطور مثال مي‌توان به تعاريف ذيل اشاره كرد. تبليغات ‌فرآيند روشمند ارايه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ در مورد كالاها و خدمات‌ به‌ مشتريان‌ و ترغيب‌ و متقاعد كردن‌ مؤ‌ثر مصرف‌‌كنندگان‌ به‌ خريد كالاها و خدمات مي‌باشد (متولي 1372) و يا در تعريفي ديگر تبليغات را، ارائه غير شخصي اطلاعات كه معمولاً براي آن پول پرداخت مي‌شود و اغلب با هدف ترغيب براي خريد كالاها، خدمات و يا ايده از سوي افرادي مشخص و توسط رسانه‌هاي مختلف انجام مي‌پذيرد، تعريف نموده‌اند (تافلينگر 1996).

همان طور كه در تعريف بالا اشاره شد، تبليغات از طريق رسانه‌هاي مختلفي انجام مي‌پذيرد كه از آن جمله مي‌توان به روزنامه‌ها، مجلات، راديو، تلويزيون و ... اشاره نمود. چندي است كه رسانه‌اي جديد، يعني اينترنت، به جمع رسانه‌هاي مورد استفاده تبليغات اضافه شده است. رشد تبليغ در اينترنت نسبت به تبليغ در رسانه‌هاي سنتي، از سرعت بسيار بيشتري برخوردار بوده است. چرا كه پس از گذشت 38 سال از پيدايش راديو، تعداد استفاده‌كنندگان آن به 50 ميليون نفر رسيد، تلويزيون 13 سال پس از پيدايش اين حد نصاب را كسب كرد و اما اينترنت تنها با گذشت 4 سال توانسته به اين حد نصاب دست پيدا كند (فاكس 1999). اين مقاله به معرفي اين نوع از تبليغات و ويژگي‌هاي آن مي‌پردازد.

تعريف تبليغات اينترنتي

 تبليغات اينترنتي به استفاده از اينترنت به عنوان يك كانال و وسيله ارتباطي براي ارسال تبليغات در محيط وب اشاره دارد (گائو و ديگران 2002). در تعريفي ديگر، تبليغات اينترنتي را اينگونه تعريف نموده‌اند: نمايش دادن نامها وعلائم تجاري، شعارها و تصاوير تبليغاتي در سايتهاي (پايگاههاي) پربيننده اينترنت، به نحوي كه به تحقق اهداف تبليغات كمك نمايد (سايت صدا و سيما 2002). در فرايند تهيه و اجراي تبليغات اينترنتي، شركتهاي  تبليغاتي، ناشران اينترنتي، تبليغ‌دهندگان (سازمانها و شركتهاي توليدي و خدماتي) درگيرند.

تاريخچه تبليغات اينترنتي

تبليغات اينترنتي براي اولين بار و بصورت بنر در 27 اكتبر سال 1994 و در سايت هات واير3  نمايش داده شد. زماني كه هات واير متوجه شد كه براي تبليغات مي‌بايست فضاي محدودي را در نظر گرفت، بنرهاي تبليغاتي بوجود آمدند.

در آن زمان 14 طراح تبليغاتي مبلغي معادل 30،000 دلار براي نمايش 12 هفته‌اي تبليغات خود پرداختند (كاي و مداف 1999). در سال 1995 وب بعنوان رسانه‌اي عمومي پذيرفته شد. شركت سان ميكروسيستم  در اين سال زبان جاوا را به عموم عرضه كرد. در سال 1996 الدزموبيل  اولين اتاق گفتگوي تجاري را راه اندازي نمود. در جدول 1 به برخي از اتفاقات مهم صنعت تبليغات اينترنتي اشاره شده است.

جدول 1 - برخي از وقايع مهم صنعت تبليغات اينترنتي (آلن، كانيا و ياكل 1998، 109)

تاريخ

وقايع مهم

نوامبر 1993

كانال سي. ان. ان (CNN) تبليغات اينترنتي را معرفي نمود.

اكتبر 1994

هات واير اولين تبليغ اينترنتي متعلق به AT&T و اسپرينت (Sprint)  را در سايت خود قرار داد.

مارس 1995

راگو (Ragu) كه اولين بسته نرم افزاري براي ايجاد سايت است معرفي شد.

جولاي 1995

موسسه تحقيقاتي فارستر (Forrester) گزارش نمود كه هزينه صرف شده براي تبليغات اينترنتي در سال 1995 به رقم 37 ميليون دلار رسيده است.

اكتبر 1995

شركت پوپي تيسون (Poppe Tyson) واحد فروش تبليغات اينترنتي خود را به شركت دابل كليك تبديل نمود.

ژانويه 1996

مايكروسافت 200،000 دلار بعنوان اسپانسر سايت سوپر باول (Super Bowl) پرداخت كرد.

مه 1996

آي ويليج (ivillage) مبلغ 800،000 دلار از تبليغات اينترنتي كسب درآمد كرد.

اكتبر 1996

شركت كاسي (CASIE) اولين راهنماي تبليغات تحت وب را معرفي نمود.

ژانويه 1997

شركت هيوالت پاكارد (Hewlett-Packard) اولين بنر تعاملي را معرفي كرد.

آگوست 1997

موسسه ارتباطي ژوپيتر (Jupiter) پيش بيني نمود كه تبليغات اينترنتي به 7.7 بيليون دلار در سال 2002 خواهد رسيد.

 روند تبليغات اينترنتي در دنيا

تبليغات اينترنتي از زمان پيدايش (سال 1994) تا سال 2000 شاهد رشد بسيار زيادي بوده است. بطوريكه حجم درآمد تبليغات اينترنتي از رقم 267 ميليون دلار در سال 1996 به رقم 8087 ميليون دلار در سال 2000 رسيده است. ولي در بين سالهاي 2001 و 2002 اين صنعت شاهد رشد منفي بوده است. روند رشد در سال 2003 تغيير جهت داده و دوباره شاهد رشد مثبتي در اين صنعت مي‌باشيم. نمودار زير رشد درآمد تبليغات اينترنتي را در خلال سالهاي 1996 تا نيمه اول سال2004 نشان مي‌دهد.


نمودار 1- درآمد تبليغات اينترنتي از سال 1996 تا نيمه اول 2004 (پرايس‌واترهاوس‌كوپرز 2004)

 

ميزان استقبال از تبليغ در اينترنت در صنايع مختلف به يك اندازه نبوده است. در اين ميان محصولات مصرفي بيشترين سهم را به خود اختصاص داده‌اند و كمترين سهم نيز به صنايع بهداشتي و پزشكي تعلق داشته است. در

نمودار2 درصد تبليغات اينترنتي بر اساس گروه‌هاي اصلي صنايع،

در سالهاي 2003 و 2004 با يكديگر مقايسه شده‌اند.

 

ابعاد تبليغات اينترنتي

تبليغات اينترنتي ابعاد مختلفي را شامل مي‌شود كه در  زير بطور اجمالي به آنها اشاره مي‌شود (گائو و ديگران 2002). در شكل1 ابعاد تبليغات اينترنتي نمايش داده شده است.

شكل 1 - ابعاد مختلف تبليغات اينترنتي (گائو و ديگران 2002).

مدلهاي كسب و كار

مدل كسب و كار به يك ايده تجاري و برنامه استراتژيك در مورد نحوه به دست آوردن  پول براي يك كسب و كار اشاره دارد. تبليغ اينترنتي موثر مي‌بايست داراي  مدل كسب و كار مناسبي باشد كه موجب موفقيت آن كسب و كار شود. از جمله مدلهاي كسب و كار تبليغات اينترنتي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

مدل كسب و كار مبتني بر محتوا

براساس اين مدل از كسب و كار، ناشران اينترنتي مي‌بايست با ارائه محتواي ارزشمند و مهم براي مخاطبين خود، ترافيك سايت خود را افزايش دهند. تلاش اصلي مديران سايتها در اين مدل مي‌بايست معطوف به فراهم آوردن مطالب جالب براي افزايش ترافيك سايت شود.

مدل مبتني بر ارائه خدمات متنوع اينترنتي

در اين روش ناشران اينترنتي خدمات متنوعي را براي مخاطبين فراهم مي‌آورند كه از آن جمله مي‌توان به فراهم آوردن امكان استفاده از پست الكترونيك، اتاقهاي گفتگو و يا پيغام رسان‌ها اشاره كرد. در اين روش ميزان موفقيت سايت به كيفيت خدمات ارائه شده بستگي دارد چرا كه تعداد استفاده كنندگان از اين خدمات با ميزان كسب درآمد تبليغاتي اين شركتها رابطه مستقيم دارد. از سايتهاي معروف در اين زمينه  مي‌توان به AOL اشاره نمود.

مدل مبتني بر فراهم آوردن امكان جستجوي سايتهاي مختلف

سايتهاي مبتني بر اين مدل با فراهم آوردن امكان جستجو در ميان سايتهاي گوناگون و طبقه‌بندي آن سايتها براساس محتوا، خدماتي را به كساني كه در جستجوي موضوع يا مطلب خاصي مي‌باشند ارائه مي‌نمايند. از زمره سايتهاي بسيار معروف در اين گروه مي‌توان ياهو را نام برد.

مدل مبتني بر ارائه خدمات تبليغاتي

شركتهاي اين گروه به كساني كه مايل هستند در اينترنت تبليغ نمايند، خدماتي را ارائه مي‌دهند. اين خدمات شامل طراحي تبليغ و كمك به يافتن مكان مناسب جهت نمايش تبليغ مي‌باشد. بسياري از اين شركتها حتي خدمات ردگيري تبليغات و نيز اندازه‌گيري‌هاي مربوط به اثر بخشي آن تبليغات را نيز انجام مي‌دهند. از جمله شركتهاي اين گروه مي‌توان از نام برد.

مدل مبتني بر شبكه تبليغاتي

شركتهاي اين گروه فضاهاي ناشران اينترنتي را در معرض خريد تبليغ دهندگان قرار مي‌دهند و پس از خريد يا اجاره آن فضاها از سوي تبليغ دهندگان، درصدي را بعنوان حق‌العمل دريافت مي‌نمايند. ادآتلت  از جمله اين شركتها مي‌باشد.

اشكال تبليغات اينترنتي (تكنولوژي تبليغات)

اشكال مختلف تبليغات به شكل‌هاي گوناگوني كه تبليغ‌دهندگان براي نشان دادن تبليغ خود در اينترنت از آنها استفاده مي‌نمايند، اشاره دارد. مانند بنرها، بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي ، نامه‌هاي تجاري و تبليغات مبتني بر بازيدر

جدول 2 ويژگي‌هاي مختلف اين 4 شكل از تبليغات با يكديگر مقايسه شده‌اند.

جدول 2 – مقايسه اشكال مختلف تبليغات اينترنتي (گائو و ديگران 2002)

شكل ارائه تبليغ

بنرها

بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي

نامه‌هاي تجاري

تبليغات مبتني بر بازي

-بنرهاي ثابت

-بنرهاي انيميشني

-بنرهاي تعاملي

 

بنر داراي غناي رسانه‌اي

- ارسال نامه به همه

-پيام‌ها

-خبرنامه

-گروههاي خبري

 

تبليغ بصورت بازي

روش پرداخت

-پرداخت بر مبناي كليك

-پرداخت بر مبناي رويت

-پرداخت بر مبناي كليك

-پرداخت بر مبناي رويت

-پرداخت بر مبناي تعداد نامه

-پرداخت بر مبناي نمايش تبليغ

پرداخت بر مبناي كليك

طراحي و هزينه‌هاي ارسال تبليغ

كم

زياد

خيلي كم

متغير

كاربردهاي تبليغ

-بازاريابي كالا و فروش

-ايجادنام تجاري

-بازاريابي كالا و فروش

-ايجاد نام تجاري

ترفيع كالا

-بازاريابي كالا و فروش

-ايجاد نام تجاري

سرعت بارگيري (download)

زياد

كم

زياد

متغير

تكنولوژي مورد استفاده

HTML GIF, JavaScript, and JavaApplet, and Animated GIF

تكنولوژي Richmedia  مانند Flash,SVG, IntrVU,
RealAudio, RealVideo

نامه‌هاي اينترنتي

تكنولوژي هاي مربوط به بازي

مخاطبان تبليغ

محدود به‌كاربراني كه به آن صفحه تبليغ دسترسي دارند.

محدود به كاربراني كه به آن صفحه دسترسي دارند.

افراديكه آدرس پست الكترونيكي دارند.

محدود به كساني كه بازي مي‌كنند.

عملكرد

- نرخ رويت بالا

-نرخ كليك پائين

-نرخ رويت بالا

نرخ كليك بالا

-نرخ رويت پائين

-نرخ كليك پائين

-نرخ رويت پائين

-نرخ كليك بالا

جذابيت براي بيننده

كم

خيلي زياد

كم

كم


 بنرها

بنرها به دو شكل ثابت و متحرك طراحي مي‌شوند. بنرها بدليل هزينه كم در طراحي و پست از متداول‌ترين اشكال تبليغات اينترنتي به شمار مي‌آيند. بنر ثابت به بنري اطلاق مي‌شود كه تبليغ را بصورت يك تصوير و در اندازه اي ثابت ارائه مي‌كند. از آنجاكه بنرها در بسياري از  سايت‌ها نمايش داده مي‌شوند، نرخ رويت بالايي دارند ولي نرخ كليك در آنها پائين است.

بنرهاي انيميشن‌دار (بنرهاي پويا)، در حقيقت بنرهاي ثابتي هستند كه از فن‌آوري انيميشن در طراحي و ساخت آنها استفاده شده است. اين نوع بنرها بدليل برخورداري از انيميشن نسبت به بنرهاي ثابت غالباً نرخ كليك بالاتري دارند. بنرهاي ثابت و انيميشن‌دار هر دو ابزاري‌هاي مناسبي براي معرفي نام تجاري مي‌باشند. شكل ديگري از بنرها، بنرهاي تعاملي هستند. در اين نوع بنرها كه به تازگي بسيار مشهور شده‌اند، براي كاربران اين امكان فراهم است كه ارتباط دو طرفه‌اي را با طراحان تبليغ برقرار نمايند. به عنوان مثال گزينه‌‌هايي به منظور ورود اطلاعات براي كاربران در نظر مي‌گيرند و به تناسب اطلاعاتي كه كاربران وارد مي‌كنند، پاسخ‌هايي به آنها داده مي‌شود. از بنرهاي تعاملي غالباً در خريدها و ثبت‌نام‌هاي اينترنتي و مواردي از اين قبيل استفــاده مــي‌شــود. در اغــلب موارد بــنرهاي تعاملــي با اسـتفاده از HTML ,Java Script ,Java Applet  ساخته مي‌شوند. امروزه بنرها اشكال، اندازه‌ها و روش‌هاي ارائه استانداري دارند.

بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي

اين نوع از بنرها از تكنولوژي چند رسانه‌اي (مانند صوت، تصوير و انيميشن) براي ارائه پيام تبليغاتي استفاده مي‌كنند. هدف اصلي بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي جلب توجه مخاطبان مي‌باشد. بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي نه تنها با ارائه انيميشن، صدا و تصوير تجربه جديدي به كاربران ارائه مي‌كنند، بلكه با دعوت از كاربران براي تعامل با طراحان تبليغ، اطلاعات بيشتري را در مورد كالا و يا خدمت مورد نظر ارائه مي‌دهند.

در مقايسه با بنرهاي ثابت، بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي از تكنولوژي پيچيده‌تري استفاده مي‌نمايند. InterVU ,RealAudio ,RealVideo , Flash  و SVG نمونه‌هايي از اين دست مي‌باشند. استفاده از اين نوع تكنولوژي به معناي هزينه بيشتر در طراحي و نمايش تبليغ مي‌باشد. اگر چه امروزه بسياري از مردم بدليل هزينه طراحي بالا و سرعت پائين در بارگيري در استفاده از بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي مردد مي‌باشند، با اين وجود اثربخشي آنها در ايجاد نام تجاري حائز اهميت است. در مطالعه‌اي كه به منظور سنجش اثربخشي بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي انجام گرفت، مشخص شد كه 61% از افرادي كه اين نوع بنرها را مشاهده كرده بودند، آنها را به خاطر مي‌آوردند. درحاليكه در بنرهاي ثابت اين رقم 30% بوده است. هر چند هزينه‌هاي ايجاد بنرهاي داراي غناي رسانه‌اي در مقايسه با ساير بنرها بيشتر است، ولي بنظر مي‌رسد عملكرد بهتر اين نوع بنرها هزينه‌هاي ناشي از آن را پوشش مي‌دهند.

تبليغات مبتني بر بازي

از گذشته دور، سرگرمي يكي از شيوه‌هاي مورد استفاده در تبليغات بوده است. بر اين اساس بازي‌هاي اينترنتي مي‌توانند فرصت مناسبي را براي تبليغات فراهم ‌آورند. ارائه دهندگان تبليغات مبتني بر بازي، فروشندگان بازي‌هاي اينترنتي هستند. اين نوع از تبليغات براي افراديكه در حال بازي هستند  به دو صورت ارسال مي‌شوند. در روش اول كه بسيار متداول است، تصاوير تبليغاتي، جايگزين تصاوير بازي اينترنتي مي‌شود. در نتيجه افراديكه در حال بازي هستند، به شكل مجازي تحت تاثير تبليغ مورد نظر قرار مي‌گيرند. در روش ديگر كل بازي به قسمت‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود و افراديكه در حال بازي هستند مي‌بايست قبل از رفتن به مراحل بعدي بازي، تبليغ خاصي را ببينند و يا تعاملاتي را انجام دهند. در اين روش تبليغ دهندگان پاسخ‌هاي تعاملي بيشتري را دريافت مي‌نمايند چراكه افراديكه در حال بازي هستند، مايل به ادامه بازي خود خواهند بود.

از آنجائيكه تبليغات مبتني بر بازي معمولاً از تكنولوژي چند رسانه‌اي استفاده مي‌كنند، هزينه بيشتري براي ايجاد و اجراي آنها صرف مي‌شود. عليرغم اينكه اين نوع تبليغات در جلب توجه بينندگان بسيار موفق هستند، ولي مخاطبان آن تنها به افراديكه بازي را انجام مي‌دهند محدود مي‌شوند. محدوديت ديگر اين نوع از تبليغات ناخرسندي برخي از افراد از تبليغات حين بازي است.

تبليغات مبتني بر پست الكترونيك

نامه همواره يكي از ابزارهاي بازاريابي و تبليغات بوده است. با افزايش روزافزون استفاده از پست الكترونيك اين ابزار به شيوه اثربخشي براي تبليغات اينترنتي تبديل شده است. تبليغات از طريق پست الكترونيك ابزاري مقرون به صرفه است كه از نرخ پاسخگويي بالايي نيز برخوردار است. همچنين اين ابزار موجب وفاداري مشتريان و نيز موجب تقويت نام تجاري مي‌شود ضمن اينكه در جذب و نگهداري مشتريان نيز ابزار بسيار كارآمدي است.

انواع مختلفي از تبليغات مبتني بر پست الكترونيك وجود دارد. يك نوع از تبليغات مبتني بر پست الكترونيك خبرنامه‌هاي اينترنتي هستند كه توسط شركت و يا نماينده فروش شركت تهيه شده و براي گروه خاصي كه علايق مشتركي در مورد كالا و خدمات دارند ارسال مي‌شوند و خدماتي را به مشتريان ارائه مي‌كنند. ارسال خبرنامه‌ها در بسياري از موارد با كسب اجازه از مشتريان و بصورت ادواري صورت مي‌گيرد. نوع دوم، گروه‌هاي گفتگو هستند، كه در ميان جمعي با علايق مشترك ايجاد مي‌شوند. در اين نوع از تبليغات پيام الكترونيكي كه براي اعضا فرستاده مي‌شود، گفتگويي را در مورد موضوعي خاص ميان آنها ايجاد مي‌كند. بسياري از گروهاي گفتگوي موفق، يك هماهنگ‌كننده دارند، كه تصميم مي‌گيرد چه پيام‌هايي براي اعضا ارسال شود. نوع سوم شامل يك كانال بازاريابي‌ است كه افراد در آن عضو شده و براساس علايق اعضاء، پيام‌هاي تبليغاتي براي آنها فرستاده مي‌شود. هر كانال بر روي اخبار گروه مشخصي از كالاها و خدمات متمركز مي‌شود. ضمناً اطلاعات هر كانال هر چند مدت يكبار به روز مي‌شود.

از آنجائيكه به راحتي مي‌توان نامه‌هاي الكترونيك تجاري را ايجاد و از طريق اينترنت ارسال نمود، ابراز ارزان و نيز اثر بخشي براي تبليغات به شمار مي‌آيد. تحليل عملكرد اين نوع تبليغات نيز به راحتي قابل انجام است. با اين وجود تبليغات مبتني بر پست الكترونيك با محدوديتهايي نيز مواجه است. اولين مشكل اين است كه كاربران اينترنت غالباً تعداد زيادي نامه الكترونيكي حاوي تبليغات دريافت مي‌كنند كه اين امر مي‌تواند باعث ايجاد تاثيرات منفي در آنها ‌شود، در نتيجه عموماً نامه‌ها بدون آنكه مطالعه شوند، حذف مي‌شوند. مشكل ديگر اين است كه تمامي سرورهاي پست الكترونيك فرمت HTML  را ندارند لذا رديابي نامه‌ها از طريق نرخ كليك در آنها دشوار است.

تبليغات ناخواسته

تبليغات ناخواسته که شامل Pop-up و Pop-under مي‌شود يکي از اشکال بحث‌انگيز تبليغات اينترنتي به حساب مي‌آيد. اين نوع از تبليغات به صورت ناخواسته دريافت مي‌شود و مخاطبان را در معرض يک نمايش اجباري قرار مي‌دهد. آگهي‌هاي تلويزيوني را مي‌توان نمونه‌اي از تبليغات اجباري به حساب آورد چرا كه اين آگهي‌ها معمولاً برنامه‌هايي را که مخاطبان در حال تماشا هستند، قطع مي‌کنند و آنها را وادار به تماشاي آگهي مي‌کنند. در مقابل، تبليغات روزنامه‌‌اي نمونه‌اي از تبليغات اختياري محسوب مي‌شوند زيرا خوانندگان مي‌توانند هر قسمت از روزنامه را که مايلند بخوانند و يا از آن بگذرند. اينترنت توانايي نمايش به هر دو صورت اختياري و اجباري را داراست. بنرهاي تبليغاتي مانند تبليغات روزنامه‌اي به طور معمول بصورت اختياري ديده مي‌شوند، هرچند که گاهي به دليل اينکه تقريباً در تمام صفحات وب ارائه شده‌اند مورد اعتراض قرار مي‌گيرند استفاده برخي از کاربران اينترنت از نرم‌افزارهاي مسدود کننده نمايش بنرها گواه اين امر مي‌باشد. از آنجا كه تبليغات ناخواسته غالباً به صورت اجباري نمايش داده مي‌شوند، پاسخ‌هاي منفي مانند احساس رنجش و احتراز از تبليغ را در بر خواهند داشت.

در سالهاي اخير به دليل افزايش مقاومت کاربران اينترنت، کاهش مقبوليت اين نوع از تبليغات و گسترش استفاده از مسدودکنندهاي تبليغاتي بكارگيري تبليغات ناخواسته کاهش يافته‌ است. هر چند که پيش‌بيني مي‌شود در آينده نزديك براي حضور پررتگ‌تر اين مهمانان ناخوانده، روشهاي خلاقانه‌تري مورد استفاده قرار گيرد.

تبليغات مبتني بر حامي‌گري

حامي‌گري به فعاليتي گفته مي‌شود كه در آن يك شركت از يك رويداد، واقعه يا فعاليت خاص حمايت مي‌كند و در مقابل، لوگو يا نام تجاري خود را در آن رويداد يا فعاليت معرفي مي‌كند. هدف از اين كار استفاده ار ارتباط ايجاد شده مابين لوگو يا نام تجاري شركت و رويداد مربوطه است. همان طور كه در حامي‌گري سنتي، شركت حامي از ارتباط ايجاد شده با رويدادي خاص منتفع مي‌شود، در حامي‌گري اينترنتي نيز شركت حامي از توجه كاربران به يك سايت يا موضوع مطرح شده در اينترنت سود مي‌برد. به عنوان مثال در سال 1999 حدود نيمي از تبليغات اينترنتي شرکتهاي دارويي به حمايت از وب سايتهاي بهداشتي اختصاص يافته بود. تحقيقات انجام شده دلالت بر اثربخشي اين نوع از تبليغات دارد. نكته قابل توجه در اين نوع از تبليغات، انتخاب رويداد،‌ واقعه يا فعاليتي مناسب جهت کسب بهترين نتيجه است.

فرايندهاي طراحي

فرايندهاي مهندسي دقيق و مناسب براي ايجاد يك راه‌حل كارا براي تبليغات اينترنتي مؤثر ضروري مي‌باشند چرا كه مبنايي را جهت جريان داده‌هاي كاري و فعاليت براي ناشران، تبليغ‌دهندگان و همين‌طور شركتهاي تبليغاتي فراهم مي‌آورند.

 

 

زير ساختهاي سيستم

زيرساختهاي سيستمي يكي از بخش‌هاي ضروري تبليغات اينترنتي مي‌باشند. مانند زيرساختهاي شبكه‌اي كه سيستمهاي فرعي را به هم ارتباط مي‌دهند.

تكنولوژي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري

تكنولوژيهاي پيشرفته نقش مهمي را در توسعه تبليغات اينترنتي ايفا مي‌كنند. تكنولوژي‌هاي مورد استفاده در اين زمينه شامل تكنولوژي ارائه اينترنتي (مانند SVG و Flash)، تكنولوژي ارباب رجوع  (از قبيل HTML Java و JavaScript)، تكنولوژي واسطه  (از قبيل Java و J2E)، و پروتوكل‌هاي ارتباطي مي‌شوند.

روشها

روشها و تكنيكهاي گوناگوني جهت اجراي تبليغات به شكل مؤثر به وجود آمده‌اند كه از آن جمله مي‌توان روشهاي زير را نام برد:

•                     روشهاي هدف‌گيري مشتريان و تعامل با آنها

•                     روشهاي ارائه تبليغات

•                     معامله فضاهاي تبليغاتي و روشهاي پرداخت

•                     ردگيري تبليغات

•                     ارزيابي عملكرد تبليغات

 

 

مزيت‌هاي تبليغات اينترنتي

تبليغ در اينترنت مزيتهاي زيادي نسبت به تبليغات سنتي دارد كه از آن ميان مي‌توان موارد زير را نام برد:

•         ايجاد ارتباط دوطرفه: تبليغات اينترنتي يك ارتباط دوطرفه بين تبليغ كننده و مخاطب ايجاد مي‌كند. مخاطبان نه تنها تبليغات را دريافت مي‌كنند بلكه قادرند بازخورد بدهند و سئوالات خود را در مورد محصولات با تبليغ‌كنندگان مطرح كنند.

•         ايجاد يك پيوند مستقيم به ليست محصولات: تبليغات اينترنتي با يك پيوند مستقيم، دسترسي به اطلاعات محصولات مرتبط را براي مخاطبان فراهم مي‌سازد. اين قابليت غالباً منجر به مبادله محصولات و افزايش تعاملات تجاري مي‌شود.

•         توانايي هدفگيري ايستا و پوياي مشتريان: در تبليغات اينترنتي از روشهاي متنوعي براي هدفگيري مشتريان به منظور انتخاب، ارائه و نمايش تبليغات بصورت ايستا يا پويا استفاده مي‌شود. اين روشها ممكن است بر اساس محتواي صفحه، اطلاعات شخصي و مبادله پوياي اطلاعات باشند.

•         دسترسي جهاني و شبانه‌روزي: تبليغات اينترنتي داراي دسترسي جهاني است و در تمام روزهاي سال و تمام ساعت روز در دسترس مي‌باشد كه اين موجب افزايش قابليت مشاهده و گسترش بازار آن مي‌شود.

•         ارسال، نگهداري و به روز رساني آسان: تبليغات اينترنتي داراي ويژگي نمايش، نگهداري و بروز رساني آسان است كه اين به دليل ماهيت ديجيتالي آن مي‌باشد. كاهش فرايند تهيه و اجراي تبليغات از جمله نتايج اين ويژگي تلقي مي‌شود.

•         قابليت اندازه‌گيري و ردگيري بالا: تبليغات اينترنتي به دليل ماهيت ديجيتالي، از قابليت ردگيري و اندازه‌گيري بالايي برخوردار است. از روشهاي گوناگوني براي ردگيري، ارزيابي عملكرد و سنجش اثربخشي تبليغات اينترنتي استفاده مي‌شود.

•         طراحي پيام آگهي: به دليل قابليت هدف قرار دادن دقيق و مشخص مخاطبان، مي‌توان پيامها را براي جذب نيازها و خواسته‌هاي معين مخاطبان، طراحي كرد. هنگامي كه ما دقيقاً مخاطبان را شناسايي مي‌كنيم اطلاعات بهتري در خصوص نيازها و خواسته‌هاي آنها به دست مي‌آيد. از اين رو پيام آگهي ما بسيار جذاب‌‌تر خواهد بود.

•                     قابليت فروش: در اين نوع از تبليغات پس از نمايش آگهي مي‌توان بلافاصله فروش را نيز انجام داد.

در جدول 3 ضمن مقايسه تبليغات اينترنتي با تبليغات سنتي، مزيتهاي تبليغ در اينترنت مشخص شده است.

 

جدول 3- مقايسه تبليغات اينترنتي و تبليغات سنتي (گائو و ديگران 2002)

سبك ارتباطي

تبليغات اينترنتي

تلويزيون

راديو

روزنامه

ارتباط دوطرفه و تعاملي

ارتباط يك‌طرفه

ارتباط يك‌طرفه

ارتباط يك‌طرفه

دسترسي

دسترسي 24 ساعته

برنامه زماني معين و زمان نمايش بسيار كوتاه

برنامه زماني معين و زمان پخش بسيار محدود

برنامه زماني معين و زمان دسترسي بسيار محدود

بازار قابل دسترس

مخاطبان جهاني

مخاطبان منطقه‌اي

مخاطبان منطقه‌اي

مخاطبان محلي

فرايند مديريت

فرايندهاي مديريت سيستماتيك براي تبليغ دهندگان، ناشران و شركتهاي تبليغاتي

مديريت نيمه اتوماتيك يا دستي

مديريت نيمه اتوماتيك يا دستي

مديريت نيمه اتوماتيك يا دستي

پيوند مستقيم به ليست محصولات

دارد

ندارد

ندارد

ندارد

توانايي مبادله مستقيم محصول

دارد

ندارد

ندارد

ندارد

هدفگيري تبليغات

هدفگيري ايستا و پوياي مشتري مبتني بر رضايت، اطلاعات شخصي، دسترسي پويا و مبادله اطلاعات

فاقد هدفگيري سيستماتيك

فاقد هدفگيري سيستماتيك

فاقد هدفگيري سيستماتيك

ارزيابي عملكرد

ارزيابي و سنجش اتوماتيك

فاقد ارزيابي و سنجش عملكرد اتوماتيك و مستقيم

فاقد ارزيابي و سنجش عملكرد اتوماتيك و مستقيم

فاقد ارزيابي و سنجش عملكرد اتوماتيك و مستقيم

ردگيري تبليغات

ردگيري اتوماتيك

ردگيري بسيار محدود

ردگيري بسيار محدود

فاقد ردگيري

هزينه

كم

بسيار بالا

بالا

متوسط

 

 

 

 

محدوديت‌هاي تبليغات اينترنتي

•         مشخصات و ويژگيهاي مخاطبان: اكثر كاربران اينترنت به محصولات و تكنولوژي مربوط به رايانه علاقه‌مند هستند و از اين رو اكثر تبليغات شبكه براي محصولات مرتبط با رايانه است. تنها 14 درصد تبليغات براي ساير محصولات مصرفي و كمتر از 10 درصد آن براي اتوموبيل، مسافرت و خدمات مالي است. بعلاوه غالب كاربران اينترنت در گروه سني خاصي قرار دارند كه اين امر موجب كاهش مخاطبين اين نوع از تبليغات مي‌شود.

•                     ازدحام: با زياد شدن تعداد آگهي‌هاي تبليغاتي احتمال مورد توجه قرار گرفتن آگهي‌ها به شدت كاهش مي‌يابد.

•         فقدان كنترل‌هاي لازم در مورد محتواي تبليغات اينترنتي: يكي از محدوديتهاي تبليغات اينترنتي فقدان كنترل‌هاي لازم مي‌باشد. مركز آموزشي ارتباطات رسانه‌اي آمريكا، اينترنت را شبكه فريب ناميده است چرا كه برخي از تبليغ‌كنندگان با هدف قرار دادن كودكان با پيامهاي تبليغاتي زيركانه، سعي در فريب آنان دارند (محمديان 1379).

نتيجه گيري

در مقايسه با تبليغات سـنتي، تبلـيغ در اينترنت از مزيت‌هاي قابل ملاحظه‌اي برخوردار است از آن جمله مي‌توان به ايجاد ارتباط دو طرفه با مخاطب، ايجاد يك پيوند مستقيم به ليست محصولات، توانايي هدفگيري ايستا و پوياي مشتريان، دسترسي جهاني و شبانه‌روزي، ارسال و نگهداري و بروز رساني آسان، قابليت اندازه‌گيري و ردگيري بالا، طراحي پيام آگهي و قابليت فروش اشاره كرد. بعلاوه هزينه تبليغ در اينترنت نيز به مراتب كمتر از رسانه‌هاي ديگر مي‌باشد. شركتهاي تجاري اگر بخواهند در عرصه فعاليت باقي بمانند و موقعيت خود را در بازار پررقابت امروز حفظ كنند چاره‌اي جز به كارگيري اين نوع از تبليغات نخواهند داشت. اين امر درمورد شركتهايي كه بخواهند در سطح جهاني فعاليت كنند مصداق بارزتري خواهد داشت. تبليغات اينترنتي داراي اشكال مختلفي است كه هر شكل آن داراي ويژگي‌هاي خاص خود است. با توجه به هدف تبليغات، نوع محصول، ويژگي‌هاي مخاطبان، بايد شكل متناسب انتخاب شود.

تبليغات ابزاري قدرتمند است كه با تاثير بر عقيده و نگرش مخاطبان مي تواند نتايج شگرفي به ارمغان آورد. اما چنانچه از اين ابزار پرتوان سوءاستفاده شود ممكن است منافع مخاطبان و حتي صاحبان رسانه‌ و شركتهاي تجاري را به خطر اندازد. بر اين اساس برخي از نهادهاي دولتي و سازمانهاي ذي‌نفع همواره پايش و نظارت بر فعاليتهاي تبليغاتي را در دستور كار داشته و هرجا كه لازم باشد با وضع قوانين مرتبط، سعي در سامان دهي اينگونه فعاليتها دازند.

مراجع


سايت صدا و سيما. 2002. فرصتها و چالشها در تبليغات اينترنتي.http://www.irib.ir/amouzesh/research/maghale6-2.htm

متولي، كاظم. 1372. روابط عمومي و تبليغات. چاپ اول. تهران: بهجت.

محمديان، محمود. 1379. مديريت تبليغات از ديد بازاريابي. چاپ اول. تهران: حروفيه.

Allen, Cliff, Kania, Deborah, and Yaeckel, Beth. 1998. Internet World Guide to One-To-One Web Marketing. New York: John Wiley & Sons.

Fox, Robert. 1999. News Tracks. Communications of the ACM 42(5) 9-10.

Gao, Jerry, et. al. 2002. Online Advertising: Engineering Perspectives and A Taxonomy.

Submitted for publication in Quarterly Journal of E-Commerce in 2002.

Kaye, Barbara K. and Norman J. Medoff. 1999. The World Wide Web: A Mass Communication Perspective, Mountain View. California: Mayfield.

PriceWaterhouseCoopers. 2004. IAB Internet Advertising Revenue Report, 2004 Second-Quarter and First Six-Month Results, September 2004. http://www.iab.net/resources/adrevenue/pdf/IAB_PwC2004Q2.pdf.

Taflinger, Richard F. 1996. A Definition of Advertising. http://www.wsu.edu:8080/~taflinge/addefine.html.

- مقاله اينترنت؛ ابزاري كارآمد در خدمت تبليغات (منتشر شده در شماره 10 ماهنامه دانش تبليغات)

- تبليغات اينترنتي در ايران: تنگناها و راهكارها (سومين كنفرانس بين‌المللي مديريت )

1. منظور از ناشران اينترنتي در اين مقاله شركتها، سايتها يا صفحات وبي مي‌باشند كه به ارسال و نمايش آگهي‌هاي تبليغاتي مي‌پردازند.

 

تهيه و تنظيم : مهدي همائي

Mahdi852@yahoo.com :ايميل

 

فرزندان ناخلف اسراييل نبي!؟

 

همانگونه که در سريال حضرت يوسف اشاره شد، اسراييل لقب حضرت يعقوب پيامبر است. بنابر اين آيا وقتي که
ما مي گوييم مرگ بر اسراييل، براي پيامبر خدا طلب مرگ مي کنيم؟

 

 زماني که ما از واژه اسراييل استفاده مي کنيم، دو مسما به ذهن مي آيد:

 1- لقب يعقوب نبي

 

حضرت ابراهيم داراي دو پسر بود اسحاق و اسماعيل. اسماعيل که با مادرش به مکه هجرت داده شد، پدر اعراب و نياي بزرگ پيامبر اکرم است. اما اسحاق داراي 2 پسر به نام هاي يعقوب و عيسو شد که يعقوب خود داراي 12 پسر بود.

 

اسراييل لقبي است که خداوند براي يعقوب پيامبر برگزيد و به همين جهت به فرزندان او بني اسراييل مي گويند. اولين اشاره به کلمه اسرائيل در تورات و در سفر پيدايش است: «از اين پس نام تو ديگر يعقوب نخواهد بود بلکه اسرائيل(خواهد بود) زيرا نزد خدا و مردم مقاوم بوده و پيروز شده‌اي». البته در روايت تحريف شده تورات آمده است که اين لقب بعد از آن به يعقوب داده شد که او در نبردي با خداوند، او را مغلوب کرد! اما در متون اسلامي معناي اسراييل، بنده خدا دانسته شده است.

 

در قرآن بني اسراييل به قوم موسي (موسي بن عمران بن قهات بن لاوي بن يعقوب) اطلاق شده که در مصر اقامت داشتند و توسط موسي از ظلم و ستم فرعون مصر رهايي يافتند. قرآن بسياري از ويژگي هاي بني اسراييل را نام برده است: رباخواري (نساء، آيه161)؛ تحريف كتاب آسماني (بقره، آيه79)؛ انكار وحي (انعام، آيه91)؛ باور به
فقير بودن خداوند و بي‌نيازي خود (آل عمران، آيه181)؛ اعتقاد به بسته بودن دست خداوند (مائده، آيه64)؛
پيمان شكني (بقره، آيه100) و...

قوم يهود، فرزندان يهودا-چهارمين پسر يعقوب- هستند. گفته مي شود که در طول تاريخ بر اثر جنگها اکثر فرزندان ساير پسران يعقوب کشته مي شوند و يا در خلال جنگهاي داخلي توسط پسران يهودا به بردگي گرفته مي شوند. لذا امروزه عمده ترين بازماندگان بني اسراييل، فرزندان يهودا هستند که به يهود مشهورند

 

براي پي بردن به تاريخچه شكل گيري يهود و قوم بني اسراييل از  منبع پر فيض الهي يعني قرآن كريم مطالبي را  به سمع دوستان قرآني مي رسانم .

 

بني اسراييل در قرآن

 

مراجعه به تاريخ قوم بني اسرائيل نشان مي دهد که آنان پس از رهايي از دست فرعون ماموريت داشتند حكومتي تشكيل دهند تا پايه‌گذار حكومت جهاني شوند. «يا بني اسرائيل‏ اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم و اني فضلتكم علي العالمين». اما پيش از تشکيل حکومت بايد  آموزش مي‌ديدند. بنابراين موسي(ع) بني‌اسرائيل را در پاي كوه طور مستقر كرد و اردوگاهي آموزشي ايجاد كرد. اين اردوگاه آموزشي پانزده سال بر پا بوده و آنان در اين مدت آموزش مي‌ديدند.

 

اين نكته از بسياري عبارات سفر خروج عهد عتيق دانسته مي‌شود. دانش‌هايي كه آنان در صحراي سينا از موسي (ع) آموخته بودند، با تجربه علمي همراه شد و مجموعه توانمندي در آنان به وجود آورد. اگر اين توانايي‌ها در راستاي اهداف پيامبران (ع) باقي مي‌ماند، مي‌توانستند اين وعده خداوند را تحقق بخشند كه فرمود: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ (قصص، آيه 5)

 

چرا كه آنان، هم توان علمي داشتند و هم توان تجربي. تنها نياز آنان، انطباق معنويت با قدرت بود. قدرت اما گاه به سوي تامين خواهش‌هاي نفساني مي‌رود و اين، با هدف الهي قابل جمع نيست. عالمان منحرف آنان گرفتار حسد و آزمندي فراوان به زندگي دنيا شده بودند: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَي مَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آيا حسد مي‌كنند بر مردمان بر آنچه ايشان را الله تعالي داده است از فضل خود (نساء، آيه 54).

 

اگر انسان در پي نيازهاي دنيايي رود و از خدا فاصله بگيرد، صفت حرص، سيري ناپذيري،‌ حسد، ترس و مانند آن او را فرا مي‌گيرد. بني‌اسرائيل تا هنگامي كه در مسير حق و خدا هستند، به آساني به حاكميت سراسري دست مي‌يابند؛ توان اجرا و گسترش آن را نيز دارند. اما انحراف در بين آنها ايجاد شد.

 

 مدتي كه از حكومت يوشع نبي (ع) گذشت و حاكميت به مذاق بني‌اسرائيل مزه داد، انحرافات آغاز شد. آنان، همواره خود را «قوم برگزيده» مي‌خواندند. قرآن نيز به برتري دادن آنان اشاره كرده است: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْعَالَمِينَ؛ اي بني‌اسرائيل، نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان برتري دادم، به ياد بياوريد.(بقره، آيه 47)

 

خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل مي‌كرد، اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان مي‌كردند خداوند «نژاد» آنان را ارج مي‌نهد؛ در حالي كه خداي منان، بني‌اسرائيلي را ارج مي‌نهد كه به آموزه‌هاي حضرت موسي(ع) ايمان آورند و پيامبران پس از او را تصديق كنند.

 

خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل مي‌كرد، اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان مي‌كردند خداوند «نژاد» آنان را ارج مي‌نهد؛ در حالي كه خداي منان، بني‌اسرائيلي را ارج مي‌نهد كه به آموزه‌هاي حضرت موسي(ع) ايمان آورند و پيامبران پس از او را تصديق كنند.

 

با بروز تفكر نژاد پرستي، بني اسراييل به فکر حفظ حكومت به هر قيمتي مي افتند: عده‌اي را بايد با بت و مشغوليت‌هاي كاذب، عده‌اي ديگر را با شراب و شهوت‌پرستي و پول‌پرستي ساكت كردند و از مسير هدايت الهي و دعوت مردم به سوي خدا فاصله گرفتند. از سويي آنان براي توجيه انديشه خود گفتند خدا که وعده حاکميت جهاني را به ما داده است ديگر نمي تواند آن را از ما پس بگيرد و به قوم ديگري بدهد. قالت اليهود يد اللّه مغلوله غلّت أيديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان‏ ينفق كيف يشاء( مائده، آيه 64)

 

خداوند براي اصلاح اين گروه پي در پي پيامبر مي‌فرستاد؛ آنان نيز پيامبران خدا ‌را مي‌كشتند. لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَي أَنفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ؛ ما از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبراني بر ايشان فرستاديم. هرگاه كه پيامبري چيزي مي‌گفت كه با خواهش دلشان موافق نبود، گروهي را تكذيب و گروهي را مي‌كشتند. (مائده، آيه 70).

 

قرآن برخي از ويژگي‌ها و باورهاي ديني منحط يهود را بر شمرده است: رباخواري(نساء، آيه161)؛ تحريف كتاب آسماني(بقره، آيه79)؛ انكار وحي(انعام، آيه91)؛ باور به فقير بودن خداوند و بي‌نيازي خود(آل عمران، آيه181)؛ اعتقاد به بسته بودن دست خداوند(مائده، آيه64)؛ پيمان شكني(بقره، آيه100).

 

خداوند به سليمان گفت: اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانيد ...اسرائيل در ميان جميع قوم‌ها ضرب‌المثل و مضحكه خواهد شد.

 

اما با اندکي تامل در آموزه‌هاي آسماني خود در مي‌يافتند که خداي منان با كسي عقد اخوت نبسته و در اثر سركشي، اين ماموريت را از آنان ستانده و به ديگري داده است. در فرازهايي از تورات به خوبي آشكار است كه خداي متعال، بني‌اسرائيل را تنها در صورت حفظ ايمان برتري خواهد داد؛ مانند عهد عتيق، تثنيه، باب‌هاي 26 ـ 30؛ يا : «خداوند به سليمان گفت: اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانيده، اوامر و فرايضي را كه به پدران شما دادم، نگاه نداريد ... آن گاه اسرائيل را از روي زميني كه به ايشان دادم، منقطع خواهم ساخت و اين خانه را از حضور خويش دور خواهم انداخت و اسرائيل در ميان جميع قوم‌ها ضرب‌المثل و مضحكه خواهد شد». (عهد عتيق، پادشاهان، باب 9). بر كلامي كه بر شما امر مي‌فرمايم، چيزي ميفزاييد و چيزي از آن كم مكنيد. (عهد عتيق، تثنيه، باب 4)

 

در قرآن نيز اين هشدار و مساله رويگردان شدن آنان و پس گرفتن آن ارزش‌ها از منحرفان بني اسرائيل آمده است. يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَه الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرتَدُّوا عَلَي أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ؛اي قوم من، به زمين مقدسي كه خدا برايتان مقرر كرده است، داخل شويد و باز پس نگرديد كه زيان ديده بازمي‌گرديد.( مائده، آيه 21).

 

يا ايها الذين آمنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم ويحبونه.(مائده، آيه 54). قل يا اهل کتاب لستم علي شيئي حتي تقيموا التورته و الانجيل و ما انزل اليکم من ربکم؛ بگو اي اهل کتاب شما هيچ ارزشي نداريد مگر آنکه تورات و انجيل را مو به مو اجرا کنيد و قرآن را هم که از سوي خداي شما نازل شده اطاعت نمايد. (مائده، آيه 68).

آيا رسانه‌ها بازتاب هويت و فرهنگ مردم هستند؟

آيا رسانه‌ها بازتاب هويت و فرهنگ مردم هستند؟


امروزه رسانه‌ها در زندگي روزمره ما نفوذي كامل دارند. نشانه‌ها و علائم از هر جهتي به ما يادآور مي‌شوند كه زندگي معاصر بدون رسانه‌هاي جديد ارتباطي غيرقابل تصور است.
از تهران تا ليما پايتخت كشور پرو همة اداره‌ها و كارخانه‌ها، مملو از پرونده‌ها، ماشينهاي حساب، رايانه‌ها، دفترهاي يادداشت و تكنولوژيهاي جديد و قديم است كه همگي مربوط به فرايند انباشت و انتقال اطلاعات هستند. در خانه‌ها اطلاعات لازم آشپزي را از كتابهاي آشپزي مي‌گيرند. دستگاههاي ضبط و پخش موسيقي و دستگاههاي نوار تصويري تلفن و غيره همه براي اطلاعات بيشتر انسان است كه مارشال مك لوهان از اين جريان با عنوان «سيطره بشر» يا «امتداد انسان» (ententions of humans) ياد مي‌كند شهرها و كشورها، افراد و گروهها براساس تبادل صدا و تصوير تعريف مي‌شوند. در واقع رسانه‌ها به عنوان نظام مركزي اعصاب جامعه امروزي عمل مي‌كنند. پژوهش پيرامون درك رسانه‌ها، توجه ما را به شناخت ماهيت زندگي در قرن حاضر جلب مي‌كند.

آيا رسانه‌ها بازتابي از ما هستند؟
توجه به آينده، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا ما به عنوان انسان و عضو جامعه بشري به‌طور آگاه و مستقيم روي نظام‌هاي اجتماعي تأثير مي‌گذاريم؟ يا اين كه از طريق اطلاعاتي كه ما را در يك فرهنگ رسانه‌اي به هم نزديك مي‌كند، چگونه مي‌توانيم هويت جمعي خود را بيان كنيم. اكنون بايد بدانيم كه اهميت رسانه‌ها در زندگي روزانه ما تا چه حد است.رسانه‌ها همه جا هستند. زندگي شخصي بسياري از مردم وابسته به رسانه‌ها است. ارزيابيها نشان مي‌دهد كه بين 50 تا 80درصد نيروي كار در كشورهاي توسعه يافته در بخش اطلاعات مشغول كار هستند. گذران اوقات فراغت نيز به رسانه‌ها بستگي دارد.امريكاييها اغلب وقت خود را بجز كار و خواب، بيش از هر فعاليتي صرف تماشاي تلويزيون مي‌كنند. چه شهري و چه روستايي، طبقه ثروتمند يا طبقة كارگر همه در منزل يا به راديو گوش مي‌كنند يا روزنامه مي‌خوانند و يا آن‌كه تلويزيون تماشا مي‌كنند. مضاف براين بعد از صرف غذا به ديدن نمايشگاهها يا آثار فرهنگي مي‌روند. همچنين ممكن است به ديدن مسابقات ورزشي مانند فوتبال بروند كه به‌وسيله رسانه‌ها آگهي شده است.شيوه‌هاي زندگي اجتماعي به‌وسيله رسانه‌ها تقويت و تضعيف مي‌شود. الگوهايي كه توسط هنرپيشگان سينما يا موسيقي راك ارائه مي‌شود و با سرعت رواج مي‌يابد، بدون توجه به نژاد، قوميت و مليت و مقاومت افراد بيگانه با مد، به سرعت محبوبيت پيدا مي‌كند.مخاطبان اخبار، رسانه‌ها و مجلات در برابر پربيننده‌ترين ساعت تلويزيون مقاومت مي‌كنند تا بر آنها كمتر تأثير بگذارند. اما بهترين مدها از پاريس توسط انتشارات پرزرق و برق و گران‌قيمت برمصرف عموم مردم تأثير مي‌گذارد. در امريكا در چنين مواردي با توسعه موسيقي روستايي و مدهاي گاوچرانهاي امريكايي معروف به (Cow boys) در برابر نفوذ مدهاي پاريسي و نخبه تا حد ممكن مقاومت مي‌كنند و بيشتر وقت خود را با موزيك غربي و روستايي مي‌گذرانند.البته نبايد فراموش كرد كه رسانه‌ها وسايلي هستند كه به‌طور شخصي يا جمعي امكان ارتباطات را گسترش مي‌دهند. تلفن يا رايانه از رسانه‌هاي تخصصي عمده‌اي هستند كه در جوار رسانه‌هاي جمعي قرار دارند. تلفن به‌طور گسترده‌اي قابل دسترس است و موجب برقراري دوستي و فعاليتهاي تجاري ـ سياسي و حتي درگيري با فعاليتهاي جناحي مي‌شود.رايانه، ما را قادر مي‌سازد كه با خودمان ارتباط برقرار كنيم. همينطور با دوستانمان، همكاران و يا اتومبيل و يا افراد كاملاً ناشناس. تلفن و رايانه نقش بسيار مهمي در كنترل و هدايت مؤسسات و زندگي عمومي دارند. حتي ممكن است افرادي به رايانه دسترسي نداشته باشند، اما زندگي آنها از طريق پليس يا كارتهاي اعتباري، ادارات صدور مجوز و بسياري از سازمانهاي بي‌نام كه از رايانه استفاده مي‌كنند، كنترل شود. فقرا به عنوان يك عدد آماري در اطلاعات سازمان ملل وارد مي‌شوند و ثروتمندان در ترازنامه‌هاي بانكهاي معتبر سوئيس. وقايع رسانه‌اي با فراگيري و نفوذ غيرقابل اجتنابي ما را احاطه كرده‌اند و به‌طور پيوسته بر ما تأثير مي‌گذارند. يك لحظه از جشن عروسي سلطنتي يا مراسم تشييع رياست‌جمهوري دقيقاً در همان زمان ـ با آن كه تعدادي كمي از افراد در محل حضور دارند ـ از طريق رسانه‌هاي جمعي توسط انبوهي از جمعيت ديده مي‌شود. در هنگام استراحت يا در وسط مسابقات سوپربال (Super Ball) مقامات مسئول نگران آبرساني محلي مي‌شوند كه در حادثه‌اي بي‌آب شده است. يا اين كه مردم مشغول فعاليتهاي زندگي خود هستند كه بازيهاي المپيك يا مسابقات جهاني فوتبال و همزمان كنفرانس سران ابرقدرتهاي جان از طريق رسانه‌ها پخش مي‌شود. مصائب بزرگ جهاني و حوادث گزارش شده از طريق رسانه‌هاي فراملي در زمان ما موجب همساني رفتار و واكنش مخاطبان در مقياس بين‌المللي شده است.
تصاوير وقايعي كه از طريق رسانه‌ها پخش مي‌شوند، به مثابة همان آتشي است كه قبيله‌هاي اولية بشر، براي بزرگداشت و احترام قهرمانان، پيروزيها، شكستها، اسطوره‌ها ارزشها و اميدهاي مشتركِ قبيله‌اي خود برپا مي‌كردند. رسانه‌هاي عمومي امروزي در يك مقياس جامع براي نسل‌هاي پيشين غيرقابل تصور بود. اما اكنون جمعيت‌ زمين به‌طور اجتناب‌ناپذيري به سوي وابستگي به رسانه‌هاي جهاني كشيده مي‌شود. با توجه به پديده‌شناسي، ما در محاصرة تجربة اصالت وجود رسانه‌ها در زندگي روزمره خود هستيم و مي‌توانيم اذعان كنيم رسانه‌هاي ما انعكاس خود ما هستند. اكنون توجه شما را به رسانه‌ها و توسعه هويت و آگاهي شخصي جلب مي‌كنم: رسانه‌ها در زندگي روزمره ما نفوذ مي‌كنند و محيطي را به وجود مي‌آورند كه در آ‌ن هويتها شكل مي‌گيرند. تجربه شخصي با تجربه رسانه‌ها تركيب مي‌شود و ما زندگي فردي خود را تحت نفوذ هدايت‌كنندة نهادهاي قدرتمند بنا مي‌كنيم. رسانه‌ها زندگي شخصي و فعاليتهاي عمومي را به يكديگر پيوند مي‌زنند و آگاهي ما را شكل مي‌دهند. نوزاد از اولين لحظه‌هاي حياتش در گهواره، شكلي از احساس هويت شخصي را دارد. ارتباط كودك با محيط در سه سطح آشكار مي‌شود: 1. با افراد پيرامون مانند پدر و مادر، كودكان ديگر، همسايگان، افراد فاميل و سرانجام همكلاسيها كه اينها يك سلسله آشناييهاي چهره به چهره است. 2. كودك با محيط پيرامون خود در ارتباط است اجزاي اين محيط عبارتند از گهواره اتاق، منزل يا آپارتمان، همسايه، علف، درختان، حيوانات و به‌طوركلي طبيعت 3. كودك با قصه‌هايي كه براي او مي‌خوانند يا با تصاويري كه به او نشان مي‌دهند ارتباط برقرار مي‌كند؛ به عنوان مثال قصه‌هاي برنامه كودكان يا شخصيتهاي داستاني دنياي ديزني، اسباب‌بازيهاي معروف مانند ET و زن سرگردان. او به‌تدريج با تجربه‌هاي دست دومي از تلويزيون، كتاب، آگهي، فيلم، مجله تصويرهاي بزرگ، موزيكهاي معروف، روزنامه، راديو، نوارصوتي، تلفن، رايانه و رسانه‌هاي ديگر آشنا مي‌شود. اين تجربه‌هاي رسانه‌اي به رشد احساسات و هويت كودك كمك مي‌كند و از اين طريق بر كنشهاي او با اشخاص و محيط پيرامون تأثير مي‌گذارد. تا آنجا كه فرهنگ رسانه‌اي به عنوان چارچوب وسيعتري از شناخت، او را احاطه مي‌كند؛ درست همانطور كه يك شهر كوچك ممكن بود چارچوبي از شناخت را در قرن هيجدهم در زندگي روستايي يك امريكايي فراهم آورد يا كليساي قرون وسطي كه چارچوبي از شناخت در قرون وسطي ارائه كرد.
رسانه‌ها به‌طور مستقيم و غيرمستقيم بر كودكان تأثير مي‌گذارند. همين‌طور از طريق تأثير بر افرادي كه با كودك در ارتباط هستند يعني خانواده، دوستان و سرانجام كارگران، رهبران سياسي و اجتماعي؛ همة اينها به نوعي بر كودك نفوذ دارند. رسانه‌ها در شكل‌گيري آن محيط واقعي كه كودك با آن در كنش است، مؤثرند.به‌طور كلي فرهنگ رسانه‌اي و طبيعت به صورت يك زمينة روحي و اجتماعي فرد را از تولد تا مرگ احاطه كرده‌اند.رسانه‌ها معمولاً در به‌وجود آوردن الگوهاي رفتاري بسيار مؤثر هستند. قصه‌ها، كتابها و فيلمها مسلماً در تقليد افراد نقش دارند. فيلمهاي گاندي، موزارت و قهرمانان المپيك، محرك اصلي كودكان در تقليد از الگوهاي رفتاري‌اند. اگر با نگرش منفي، اثرات رسانه‌ها را مورد توجه قرار دهيم، قاتل جان لنون تحت‌تأثير كتاب جنايي معروف Catcher in the rye قرار گرفته بود. ضارب رئيس‌جمهور امريكا ريگان هم به علت علاقه شديد به جودي فاستر و فيلم سينمايي راننده تاكسي به اين راه كشيده شد. آدم‌كشان مدرن بدون تأثير رسانه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند. به‌طور گسترده همه ما عناصري مانند اعتبار، ارتباط و پيوستگي را در رسانه‌ها مشاهده مي‌كنيم. هويتهاي فردي ما تركيبي از هويتهاي رسانه‌هاست كه به ما القاء شده است. اين يك واقعيت است كه يك شهرنشين حرفه‌اي تصميم مي‌گيرد كه براساس آنچه در مجله تايمز مي‌خواند در عالم خيال و فانتزي زندگي كند. به‌خصوص وقتي يك كارگر مونتاژ در كارخانه با موسيقي رگه و رامبو حركات خود را تنظيم مي‌كند. يا هنگامي كه يك كارگر ساختماني آرزو مي‌كند مانند قهرمان داستانهاي رمانتيك باشد. هويت گروهي همچنين با تأييد رسانه‌ها شكل مي‌گيرد و يا ناپديد مي‌شود. مخالفين مصرف‌گرايي، قدرتهاي مافيايي، هواخواهي از المپيك، دگرگوني بعد از نوخواهي، هيجان بعد از رقص، غرورسياه طغيان دانشجويي هر كدام داراي فرازونشيب است و از نقطه‌نظر اهميت در برنامه رسانه‌ها نيز افت‌وخيز آن كاملاً ملحوظ است.از نظر پياژه، كودك در حال رشد ابتدا يك وابستگي يك جانبه را نسبت به يك اقتدار برتر تجربه مي‌كند. او در اين مرحله يك پيرو يا هدايت‌شونده توسط ديگري است. در اين مرحله از زندگي كودك، رسانه يك اقتدار برترِ ديگر است. اندكي بعد كودك يك رابطه دوجانبه را با دوستان خود برقرار مي‌كند و بُعد استقلالي را به‌دست مي‌آورد كه از حمايت دو طرفه بهره مي‌گيرد. رشد شخصيت به‌طور مستقيم به اين مساعدت، خود‌جوشي و هماهنگي با ارتباط منوط مي‌شود.
وقتي سطحي از توانمندي به دست آمده باشد، رسانه‌ها به عنوان يكي از وسايل ابراز عقيده و رشد در يك مسير متوازن مورد استفاده قرار مي‌گيرند. متأسفانه اين مرحله از مهارت براي بسياري به تأخير مي‌افتد و براي برخي ديگر هرگز تحقق نمي‌يابد. همكاري و همزمان استقلالِ خودآگاهي با شكل‌گيري كامل هويت شخصي و خودآگاهي ممكن است به دست آيد يا امكان دارد به تأخير افتد و يا اين‌كه هيچ‌وقت به دست نيايد. آگاهي بر شناخت ذهني و آگاهي حسي ذاتي در هر فرد دلالت دارد. اين آگاهي است كه به‌طور مستقيم توسط نمايش رسانه‌هاي ارتباط‌جمعي برانسان تأثير مي‌گذارد. وقتي از يك سينما يا سالن نمايش تئاتر بيرون مي‌آييم، در افكار و احساسمان تغييري را احساس مي‌كنيم. رسانه‌هاي ارتباطي به عنوان «صنايع آگاهي دهنده» ناميده شده‌اند چون كالاي ملموس توليد نمي‌كنند. بلكه رسانه‌ها بيشتر به توليد علائم و نشانه‌هايي مي‌پردازند كه آگاهي خاصي را در مصرف‌كنندگان پديد مي‌آورد. رسانه‌ها با مراكز حسي انسان برخورد مي‌كنند. آنها را مي‌بينيم يا مي‌شنويم تا در نهايت منتج به يك آگاهي خاص شوند. در فرايند انتقال رسانه‌اي پيامهاي رسانه‌اي ابتدا ضمير آگاه نويسنده يا پديدآورندة اطلاعات رسانه‌اي به وجود مي‌آيد تا به‌طور كم‌وبيش موفقيت‌آميز به آگاهي دريافت‌كننده انتقال يابد. رفتارگرايي يا مطالعه و اندازه‌گيري رفتار آدمي تنها نور غيرمستقيمي را بر جوهر اين انتقال اطلاعات رسانه‌اي مي‌افكند. تجربه ما در برابر ديگران، طبيعت و رسانه‌ها، هويت ما را مي‌سازد. در حقيقت اين تعامل ممتد بين خود و غيرخود، شكلي از هويت و آگاهي شخصي به‌وجود مي‌آورد.

تعريف فرا رسانه‌ها و تحول كيفي در تجربه آدمي
عبارت «فرارسانه‌ها» به معناي اهميت رسانه‌ها در زندگي روزانه و كيفيت ابهام‌آميز آنهاست. گاهي نظريه‌پردازان، اين اهميت را ناديده گرفته‌اند. «پديده» ناميدن فرارسانه بر نفوذ ويژة اين وسائل واسطه‌اي يا رسانه‌اي در زندگي انساني تأثير نيرومندي دارد.
فرا رسانه‌ها به عنوان يك اصطلاح جديد مي‌تواند قابل توجه آنهايي باشد كه به توليد انبوهي از كالاهاي تجاري مشغولند. امروزه قدرتهاي اسطوره‌اي «ابرمرد» يا «زن سرگردان» هرگز نمي‌توانند به ابتذال و مضحك بودن عناوين خود بر چسب بهتري بزند. به‌تدريج برنامه‌هاي بسيار موفق قديمي تلويزيون به‌نام «سوپر سيرك» طي گذشت دهها سال، جاي خود را به مسابقه سالانه فوتبال به‌نام «سوپربال» در يك يكشنبه معروف به «يكشنبه سوپر» داد. چه كسي از اين صفات برتري كه با پيشوند سوپر آغاز مي‌شد، خسته نشده است. سوپرستاره‌ها، برنامه‌هاي فوق‌العاده موفقي توليد مي‌كنند. سوپر قدرتها از طريق سوپر قهرمانان، قدرت و بمبهاي خود با يكديگر به رقابت برمي‌خيزند. سوپر صرفه‌جوييها در سوپرحراجها كه شخص مي‌تواند از آنها يك تميزكننده سوپر مخصوص به خانه ببرد. البته سوپر مزخرفات نيز در راه است. در آينده مثل بسياري از صفات «ترين» در عصر فرارسانه، اين پيشوند «فرا» (سوپر) مورد سوءاستفاده قرار خواهد گرفت.
معني اصلي «فرا» به موقعيت واقعي چيز بالاتر و يا بر فراز چيز ديگر اشاره مي‌كند. ثانياً به معناي پيش مجازي، به مرتبة بالاتر يك شئي در كميت يا كيفيت يا درجه اشاره مي‌نمايد. مثل وقتي كه يك سوپرماركت (فروشگاه بزرگ) برتر از يك فروشگاه عادي است. ثالثاً معني مطلق «فرا» به فراتررفتن از هنجار رايج اشاره دارد. براي مثال فرا در زبان انگليسي «وافر» هم معني شده است.فرا رسانه‌ها هم از وسايل ارتباطي كه بدون ماشين تقويت مي‌شدند برتر هستند و هم در بالاترين درجه نسبت به رسانه‌هاي شناخته شده يا تركيب معاني دوم و سوم قرار دارند. به‌طور ساده فرا رسانه‌ها در مرتبه كيفيت و كميت و درجه برتر از كلام ارتباطي هستند كه تنها به گوش حاضران در محل مي‌رسد. فرارسانه‌ها از زمان و مكان فراتر مي‌روند. رسانه‌هاي ابتدايي مثل لوحهاي سنگي و طبلهاي سخنگو تا اندازه‌اي توانايي ارتباطات را گسترش مي‌دادند. اما رسانه‌هاي چاپي و برقي ارتباط را در زمان و در مكان بيشتري، گسترش مي‌دهند. و رسانه‌ها، امروز از هنجارها، فراتر مي‌روند. ماهواره، كابلهاي نوري، ميكروچيپز، عدسيها، رمزگشا، تقويت‌كنندگان و دستگاههاي رمز‌گذار همه مي‌توانند يك تجربة پيشرفتة فيزيكي با احساس چندگانه ايجاد كنند. آشنايي روزمره و امكان استفاده همزمان ميليونها نفر، از حيرت‌آفريني اين تجربه رسانه‌اي نمي‌كاهد. وسايل مدرن ارتباطات از نظر كيفيت، تعداد و درجه برتر از رسانه‌هاي گذشته هستند؛ هرچند هنوز بر سر اين نكته كه آيا رسانه‌ها باعث تغييرات رفتاري جزئي يا قابل توجه در مخاطبان مي‌شوند، در حال بحث هستند. پاسخ به اين پرسش با بررسي رفتار مخاطبان در ارتباط است و با اين پيش‌فرض كه رسانه‌ها به عنوان يك محرك مكانيكي يا ابزاري عمل مي‌كنند. آنها همچنين فاصله‌اي فرضي را بين رسانه‌ها و شخص تحت‌تأثير، در نظر مي‌گيرند. در عصر فرارسانه‌ها فاصله از ميان رفته است. فرد انساني به‌طور كامل از طريق پذيرش ارتباط، به محيط مرتبط مي‌شود. مرد و زن تابع بيان و آگاهي در يك فرهنگ تعيين‌كننده هستند. آنها وسيله‌هايي صرفاً ماشيني نيستند كه پاسخها‌يشان به محركي واحد، قابل‌ اندازه‌گيري باشد. فرارسانه‌ها همراه ديگر فعاليتها و تجارب فرهنگي آگاهي، هويت و بيانگري فرد را به روشي كه بيشتر كيفي است تا كمي شكل مي‌دهند.اصطلاح رسانه كمتر از معني فرارسانه اساسي نيست. شكل مفردِ رسانه، به يك نهاد واسطه‌اي كه از طالع‌بيني آغاز مي‌شود تا به رنگهاي روغني مورد استفاده نقاش مي‌رسد، اشاره مي‌كند. به‌طور كلي يك رسانه مي‌تواند هر نوع عامل رابطي باشد كه از طريق آن يك نيرو بر اشياء در يك فاصله عمل مي‌نمايد. يا از طريق آن، تأثيرات به احساسات منتقل مي‌شوند. در ارتباطات انساني يك واسطه مي‌تواند ديده، شنيده، لمس، چشيده يا بوييده شود. يك شانه بالا انداختن يا يك شعر رزمي مي‌تواند به عنوان يك واسطه ارتباط انساني به كار رود. امروزه يك رسانه طبيعي متداول مي‌تواند فيلم، راديو، مجله، كتاب، تلفن، كامپيوتر، تابلو اعلانات، يا هر نوع تكنولوژي تقويت‌كنندة پيام باشد. فهرستي از مثالها، پايان‌ناپذير خواهد بود براي اين‌كه هر چيزي حتي يك يادداشت بر روي در يخچال تا يك دست مشت شده مي‌تواند يك رسانه انساني باشد. شكل يا فرم جمع رسانه‌ها امروزه به توسعة فني دستگاه حسي انساني اشاره مي‌كند. رسانه‌ها در تعريف گسترده مي‌توانند شامل همه فرمهاي فناوري شوند. به نظر مارشال مك لوهان (1964) چرخ امتداد پاهاي انسان بود و لباس مكمل پوست انسان. در يك معني دقيق‌تر رسانه‌ها ابزارِ ارتباطات هستند كه پيامها را از طريق مجاري كنترل شده منتقل مي‌كنند. رسانه‌هاي چاپي پيامهاي نوشته شده را به وسيله نسخه‌برداري و توزيع پيامها به صورت عيني انتقال مي‌دهند. رسانه‌هاي ارتباطي از راه دور پيامهاي الكتروني را به صورت ارتعاشات به رمز در آورده شده توسط سيمها يا امواج راديويي مي‌فرستند. فرارسانه‌ها شامل همه اشكال رسانه‌هاي تقويت‌كننده تكنولوژيكي مي‌شوند كه به ما به صورت انفرادي يا جمعي خدمت مي‌كنند.
بديهي است كه اصطلاح «فرا» در فرارسانه‌ها داراي مفهوم وسيعي است. به معناي نقطه اوج يك رشته تحولات است. به همين شكل فرارسانه‌ها مي‌توانند به عنوان نقطة اوج پيشرفت رسانه‌ها و فرهنگ تلقي شوند. اوجي كه به همه ارتباطات واسطه‌اي نظم و معنا مي‌دهد. آنها معني رسانه‌ها را دگرگون و در توسعه فرهنگي نفوذ مي‌كنند. «فرا» بر يك واقعه يا تجربه فوق عادي دلالت دارد. همين‌طور فرارسانه ما را در جريان عادي روزمره، تحت‌تأثير وقايع پر معني فرهنگي و احساسي فرهنگ خود ما قرار مي‌دهند. «فرا» به ماوراء طبيعي دلالت دارد و ما را به پشت سايه ديوار غار و تا بي‌نهايت مي‌برد. همينطور، فرارسانه‌ها معيار مطمئني براي سنجش اعتبار سياستمداران، رؤساي جمهور، پهلوانان، وقايع خبري، حوادث ناگوار، آموزش، موفقيت، عشق و همه آنچه كه وجود دارد و يا ممكن است وجود داشته باشد، هستند. از سوي ديگر «فرا» يعني حدي كه بالاتر از آن وجود ندارد.
فرارسانه‌ها، افسانه‌هاي علمي، برترين اساتيد، نهايت خيالپردازيهاي ما و بالاترين روياهايي هستند كه تحقق يافته‌اند. بنابراين واژه فرارسانه‌ها به عنوان يك اصطلاح كامل و گويا براي ارتباطات تقويت شده توسط فناوري، در مقياس وسيع با مقياس محدود، به‌كار مي‌رود.

رسانه‌ها و هويت شخصي: موقعيت ما در مكان و زمان
در آگاهي فردي هيچ چيز اساسي‌تر از احساس قرار داشتن در يك زمان و مكان مشخص يا احساسي تعلق به زمان و مكان خاص نيست. من به عنوان يك فرد چه كسي هستم؟ من به عنوان عضوي از يك گروه كيستم؟ ما به عنوان يك جمع كيستيم؟ اينها نكاتي از خودشناسي و خودآگاهي هستند كه پيوند تنگاتنگي با احساس ما از بودن در جاي خاص و زماني ويژه ـ قابليت تشخيص آن وضعيت ـ دارند. ما در هر لحظه از زندگي‌مان در نقطة معيني از تاروپود منسجم لحظه‌ها و موقعيتهايي كه زمان و مكان را تشكيل مي‌دهد، هستيم. در اين سطح از خودآگاهي ـ نسبت به زمان و مكان فرارسانه‌ها مي‌توانند نفوذ عميقي داشته باشند.
رسانه‌ها با وسعت و نفوذ گسترده خود آن‌گونه ما را احاطه كردند كه در يك دنياي كاملاً متفاوت از آنچه اجدادمان در آن زندگي مي‌كردند، قرار گرفته‌ايم. هنگامي كه كريستف كلمب، دنياي جديد را در سال 1492 ميلادي كشف كرد. ماهها طول كشيد تا حتي يك اروپايي اين خبر را بشنود. و سالها لازم بود تا اثرات اين واقعه درك شود. برعكس در پانصدسال بعد، هنگامي كه فضانوردان در سال 1969 براي اولين‌بار قدم برروي كره ماه نهادند، صدها ميليون نفر آن را در حين وقوع مشاهده كردند. در واقع ارزش و اثر فرود آمدن برروي كره ماه، حتي قبل از اينكه آن اتفاق بيفتد، درك شده بود. در قرون پيشين، اخبار وقايعي كه در فاصله‌هاي بسيار دور اتفاق مي‌افتادند، بعد از تأخير زيادي به ديگر نقاط مي‌رسيد و شايد هم هيچگاه نمي‌رسيد. در عصر فرارسانه‌ها، آن اطلاعاتي كه در گذشته انتشار وسيعشان هفته‌ها و ماهها طول مي‌كشيد، هم‌اكنون در همان لحظه قابل دسترس است.
دريافت ما از مكان اصولاً با توانايي رسانه‌ها، در غلبه يافتن بر فاصله‌ها تغيير مي‌يابد. هنگامي‌كه اسكندر مقدوني «جهان» را در قرن چهارم قبل ازميلاد تسخير كرد، امپراطوري يونان در جهت مشرق بر بخشي از آنچه كه هم‌اكنون به عنوان «خاورميانه» شناخته مي‌شود ـ يك بخش مهم اما از نظر جغرافيايي محدود ـ سلطه يافت. وقتي كه مذاكره‌كنندگان شوروي و آمريكا يك پيمان منع آزمايش هسته‌اي در فضا را در دهه 1960 امضاء كردند، در واقع در حال گفت‌وگو دربارة سلاحهايي بودند كه مي‌توانند تمامي حيات را در اين كره (زمين) نابود كنند. مقياسي كه ما براساس آن، زندگي خود را در متن رسانه‌‍‌ها، سلاحها، و روابط بين‌الملل معاصر تصور مي‌كنيم، به‌طور بنيادي از آنچه كه در گذشته وجود داشته، كاملاً متفاوت است. امروزه نوجوانان هيچ مشكلي در درك جمله آغازين فيلمهاي جنگ ستارگان ـ در زمانهاي بسيار دور و در كهكشاني بسيار دورـ ندارند. با اين وجود، قرنها از آن زمان مي‌گذرد كه انسانها زمين را به صورت يك سطح هموار مي‌پنداشتند. پنج قرن قبل، آگاهي دربارة كشورهاي دور براي همگان بسيار مشكل بود. در حالي كه هم‌اكنون، در دنياي رسانه‌هاي جديد، تصور و تجسم كهكشانهاي دور حتي براي يك كودك پيش‌دبستاني نيز آسان است. اين بدين معني نيست كه بگوييم كودكان عصر فرارسانه لزوماً بيشتر از كودكان گذشته مي‌دانند، بلكه فقط بدين معني است كه آنها چيزهاي «متفاوتي» را مي‌دانند. بچه‌هاي امروزي هرگز شيردوشيدن از يك گاو، پيدا كردن يك خرگوش، يا زراعت را ياد نمي‌گيرند. اما آنها به آساني هزاره‌ها و كهكشانهاي دور را در رؤيا مي‌بينند. آنها خودشان را در زمان و مكاني متفاوت از زمان و مكان پيشين مي‌بينند.دريافت ما از موقعيت‌مان در مكان و زمان ـ كه براي خودشناسي ما (هويت ما) جنبه حياتي داردـ از محيط تجربه‌هاي رسانه‌اي ما غيرقابل تفكيك است.

جامعه سنتي در مقابل فرهنگ فرارسانه‌اي
براي درك جايگاه فرارسانه‌ها، بي‌فايده نخواهد بود كه به ياد داشته باشيم سبك زندگي و ارتباطات گذشته با وسايل نوين ارتباطي امروز انتقال نمي‌يابند.در يك جامعه سنتي، قبل از طلوع عصرفرارسانه‌ها، هويت منبع اطلاعات و ميزان اعتبار و موثق بودن آن معلوم بود. به علاوه مي‌توانستند اطلاعات را با تجربه شخصي امتحان كنند. ارتباط رودرروبودن و به‌طور مستقيم از يك عضو خانواده يا عضو قبيله محلي به دست مي‌آمد كه تاريخچه زندگي او يا اعتبار نسبي‌اش شناخته شده بود. پيامها به محيط و تجربيات بلافصل مربوط مي‌شدند و مي‌توانستند به‌وسيلة لمس كردن، چشيدن، شنيدن، ديدن و بوييدن امتحان شوند. گمنامي يا تحرك موجب كتمان، دروغگويي يا سوءتعبير نمي‌شد و احساسي از هويت جمعي مانع تجاوز به هنجارهاي اجتماعي مي‌شد. البته داستانهاي مردمي و ديگر افسانه‌ها فراوان بودند. اما اينها تفسيرهاي غلط فردي نبودند بلكه بيشتر افسانه‌هاي جمعي بودند كه به صورت مجازي جنبه‌هايي از زندگي پويا و متغير را بيان مي‌كردند. با اين حال ما نبايد به صورت افراطي زندگي ابتدايي را كاملاً تخيلي تصور كنيم. زندگي آنها تخيلي نبود، قطعاً توأم با ناملايمات و دشواريهايي بوده است. اما ارتباطات صريح بوده و تجربيات بلافصل و قابل آزمايش بوده‌اند. شكل و محتواي آگاهي و هويت شخصي نيز در فرهنگهاي قبل از پيدايش خط متمايز بودند. احساس تعلق به زمان و مكان به شدت به‌وسيله دايرة بستة دانش تاريخي و جغرافيايي محدود مي‌شد. فقط پيوندهاي واهي با قهرمانان، زمانها و مكانهاي اسطوره‌اي بومي، امكان گسترش دادن خودآگاهي را در گذشته فراهم مي‌آورد. اما درك آگاهانه از ديگر فرهنگها و دورانها غيرقابل دسترس بود.توسعه هزاران سالة رسانه‌ها و توسعه پانصدساله رسانه‌هاي جمعي، همه آن ارتباطات و پيوندها را دگرگون كرده است. امروزه يك فرد بايد به‌طور مستمر با اطلاعاتي كار كند كه از منابع دوري به دست آمده و صحت و سقم آن به سرعت قابل آزمايش نيست. انسان امروزي با احساسي (مفهومي) از موقعيت و تاريخ شخصي زندگي مي‌كند كه بيشتر در ارتباط با سالها، كشورها، قرنها و كهكشانها معين مي‌شود تا روستا و گروههاي قومي. جدول زير وجوه اين تمايز را نشان مي‌دهد.دگرگوني در آگاهي و تفاوت آن در جامعه سنتي و جامعه جديد بدان لحاظ رخ مي‌دهد كه به قول مك لوهان (1964) ما رسانه‌هاي خودمان را به‌وجود مي‌آوريم و بعد از آن رسانه‌ها ما را مي‌آفرينند. انسانها فناوريها و محتواي ارتباطات رسانه‌اي را ابداع مي‌كنند. اما پس از آن شكل و محتواي رسانه‌ها بر رفتار انسانها حاكم مي‌شوند. تا آنجا كه حاكميت و سلطة رسانه‌ها، باور، احساس، تفكر و واكنش بسياري از افراد را شكل مي‌دهد.

رسانه‌ها و فرهنگ در چشم‌انداز تاريخي
در يك چشم‌انداز وسيع، تغييرات در فناوريهاي رسانه‌هاي مسلط، تأثير عميقي بر بسياري از ابعاد زندگي مي‌گذارد. تغييرات در يك رسانه ارتباطي مسلط ـ شفاهي، چاپي، الكترونيك ـ به اندازة محتواي رسانه‌ها در تعاريف مسلط از واقعيت شخصي و اجتماعي در هر دوره تاريخي معين اهميت دارند. ارتباط شفاهي به هويتهاي شخصي‌تر و محلي‌تر برتري مي‌دهد و مسائل مربوط به قبيله و ريش‌سفيدان و اطلاعات منتقل شده از پيشينيان را مقدم بر هر چيزي مي‌داند. رسانه‌هاي چاپي به علت انضباط خطي و ترتيبي ساختار اطلاعات خود، تفكر منظم عقلاني و سازمان اجتماعي را پرورش مي‌دهد؛ همانند آنچه كه به‌وسيله امپراطوري گسترده بريتانيا مورد توجه بوده است. رسانه‌هاي الكترونيكي، شناخت حوزه‌هاي انسجام يافته اطلاعات را با تفكر و ديدگاهي مبتني بر ايستايي و نه تحرك و توالي تشويق مي‌كند. فرهنگ الكترونيكي، بعضي شيوه‌هاي قبيله‌اي و غيرعقلاني تضعيف شده توسط فرهنگ چاپي را احياء مي‌كند. تفاوتهاي رسانه‌اي به صورت تفاوتهاي بين چشم‌وگوش، بين فرهنگهاي ديداري و شنيداري بين جوامع برخوردار از وسايل چاپي و الكترونيكي، بين رمزگذاري واقعيت به صورت خطي و غيرخطي و بين ديگر اختلافهاي فرهنگي گوناگون بيان مي‌شود.تغيير فرم رسانه‌ها، مستلزم تغيير آگاهي شخصي و سازمان اجتماعي است. هر يك از سه دوره رسانه‌ها (به جدول دو نگاه كنيد) با ويژگيهاي معيني همراه مي‌شوند. رسانه‌هاي وابسته به مكان پايدار هستند اما انتقال آنها مشكل است؛ نظير لوحهاي سنگي. در حالي كه رسانه‌هاي وابسته به زمان، سبك وزن اما كمتر پايدار هستند نظير سخنراني. به علت اين‌كه زبان محاوره مسافت كوتاهي مي‌رود و بي‌درنگ ناپديد مي‌گردد. جوامع شفاهي وابسته به زمان هستند و تأكيد فراوان بر سنت مذهب و اخلاق دارند. برعكس جوامع متكي به چاپ وابسته به مكان هستند و بر توسعه فرهنگ غيرمذهبي و نظم فني (تكنيكي) تأكيد مي‌كنند. به‌نظر يكي از پژوهشگران علوم ارتباطات، تاريخ اروپا و غرب بر انحصار دانش مبتني بر چاپ بنياد نهاد شده است.به‌نظر مي‌رسد آهنگ دگرگوني در عصر جديد افزايش يافته است. با اولين رسانه جمعي يعني دستگاه چاپ به مرور زمان كتابها پيدا شدند و نقطة آغازين آن انجيل گوتنبرگ در سال 1456 بود. بيش از يك قرن بعد روزنامه‌هاي يك برگي مزين به اخبار خارجي كار خود را در سال 1621 آغاز كردند و مجلة آكسفورد به‌طور منظم در سال 1665 منتشر مي‌شد. در قرن بعد مجلات كار خودشان را با انتشار مجله اشراف‌زادگان در لندن در سال 1731 آغاز كردند. يك قرن بعد از آنچه گفته شد، اولين روزنامه‌هاي كثيرالانتشار ارزان قيمت در سال 1833 به‌وجود آمدند. همانطوري كه نمودار زير نشان مي‌دهد، نوآوريهاي الكترونيكي با سرعت بيشتري آشكار شدند. تحليل‌گران اجتماعي آمريكا به علت محدوديت ادراك از يك سو و سرعت تحول از سوي ديگر فقط با مشاهدة افزايش صنعتي شدن، شهرنشيني و آموزش و پرورش همگاني توانستند تغييرات شديد ارتباطات جديد را در اواسط قرن نوزدهم درك كنند. پيامدهاي تحولات فني پيچيده هستند، آن‌گونه كه يكي از پژوهشگران علوم ارتباطي خود تحت‌عنوان «بدون احساس مكان، تأثير رسانه‌هاي الكترونيكي بر رفتار اجتماعي» (1985) به اين نتيجه رسيده كه رسانه‌هاي جديد اهميت حضور فيزيكي افراد را كاهش داده‌اند. آن‌گونه كه يكي ديگر از محققان در «دورنماي جمعيت: تلويزيون در فرهنگ آمريكايي» 1984 نشان مي‌دهد تلويزيون با تشكيل گروههاي فرهنگي و طرز تلقي‌هاي فرهنگي اثر تعاملي دارد. فرهنگهاي شفاهي، چاپي و الكترونيكي هر يك ويژگيهاي متمايزي دارند كه هم‌اكنون تركيب شده و در عصر فرارسانه‌ها اثر متقابل بر يكديگر دارند.

رسانه‌ها و هويت ملي آمريكايي
رسانه‌ها نقش قاطعي را در بيان و انعكاس تعيين هويت (شناسايي) يك شخص در ارتباط با كشوري كه او به آن تعلق دارد، بازي مي‌كنند. همراه با توسعه چاپ انبوه در قرن پانزدهم، كتب و نقشه‌هاي كلي به عموم مردم فرصت ديدن كشور و شناخت زبان و ادبيات آن را داد. بنيانگداري ايالات متحده آمريكا با اولين قرارداد خودمختاري، اعلاميه استقلال، و قانون اساسي اهميت رسانه‌هاي چاپي را در دوره استعمار روشن مي‌سازد. يكي از محققان امريكايي كشور را در آن زمان «آمريكاي چاپي» ناميد.تكثير ابزار بصري، نقش مهمي را در ايجاد و تغيير هويت ملي آمريكايي بازي كرد. عكاسي همانند نقاشي قبل ازخود و سينما و تلويزيون بعد از خود، آمريكاييها را قادر ساخت، مكانها، نشانه‌ها و مليتهاي مختلف را ببينند. عكسهايي كه جنگهاي داخلي آمريكا را با دقتي وسواس‌آميز نشان مي‌دهد، در زمان جنگ به خوبي ديده نشدند. اين عكسها و ديگر دستاوردهاي عكاسي دوران جنگ داخلي امريكا، تنها بعد از جنگ به‌تدريج ارزششان شناخته شد.
يك تصويرگر سيماي آبراهام لينكلن در آن زمان نوشت: لينكلن هنگام سخنراني در مؤسسه كوپر نيويورك ـ كه ضمناً بهترين عكس او در روزنامه‌ها در ايام مبارزات انتخاباتي او و عامل اصلي انتخاب لينكلن بوده است ـ من شكي ندارم كه عكس نقش مهمي در موفقيت او داشت. تأثير چنين عواملي هرچند بي‌صدا، بسيار قوي است. امروزه فرض براين است كه رسانه‌هاي بصري داراي نفوذ تاريخي قطعي هستند. تأثير عكاسي در زمان جنگ به‌طور حيرت‌انگيزي افزايش يافته است. برعكس تجربه عكس منحصربه‌فرد 1968 ادي دانكن از يك فرد متهم به عضويت در جنبش كمونيستي ويتنام كه از ناحيه سر توسط ژنرال ليون رئيس پليس مخفي ويتنام جنوبي در سايگون مورد اصابت گلوله قرار مي‌گرفت ـ كه در روز بعد در صفحة اول روزنامه‌هاي آمريكا چاپ شدـ دانكن را برنده جايزه پوليتزر آن سال كرد و عامل تغيير افكارعمومي آمريكاييها عليه دخالت ايالات متحده در آسياي جنوب شرقي در يك زمان حساس (بحراني) شد. تكنولوژي پيشرفته پخش، و تأثير عكس به عنوان رسانه، ثروت فراوان و نقش تاريخي را براي دانكن در قرن بيستم ممكن ساخت. در صورتي كه ثروت و نقش عكاس دوران جنگهاي داخلي امريكا در قرن نوزدهم محدود بود.آمريكاييهايي نظير الكساندر گراهام بل و توماس اديسون به اختراع رسانه‌ها كمك كردند. سپس آن رسانه‌ها در طول زمان «خود آمريكايي» را آفريدند. دو جامعه‌شناس امريكايي اسمال، و وينسنت در سال 1894، يعني همان سالي كه اديسون با لومير بر سر اختراع سينما مسابقه گذاشته بود، قلم مي‌زدند. آنها در مورد نشريات، كتب و ديگر وسايل فني چنين گفتند: «در ارتباط با همه اين ابزارهاي فني براي نگاهداري و انتقال سمبلها، نظام كاركردي اشخاص و وسايل را در نهادهاي اجتماعي مي‌بينيم» و سرانجام «بسيار از كانالهاي ارتباطي در يك نظام بزرگ تركيب مي‌شوند.» آنها نقش روزنامه‌ها را مورد انتقاد قرار دادند و اين نظر را تعميم دادند كه روزنامه‌ها نگرش رفتارگرايي را كمرنگ مي‌كنند و در عوض مطالعات فرهنگي احياء مي‌شود. يك نظام ارتباطي در كل سازمان اجتماعي نفوذ مي‌كند و در سراسر جامعه تا جزئي‌ترين بخشهاي آن گسترش مي‌يابد. ديگر آن‌كه به‌طور سريع تمام بخشهاي سازمان را وارد يك تماس كم‌وبيش كامل عملي مي‌كند. (رايت، 1986، ص 23) تا پيش از آغاز قرن بيستم، رسانه‌ها به عنوان نوعي از نظام عصبي مركزي جامعه توصيف مي‌شدند.راديو، اولين رسانه عمومي الكترونيكي نشان مي‌دهد كه چگونه آمريكاييها رسانه‌ها را خلق كردند و سپس رسانة آمريكا را آفريدند. جنگ جهاني اول اختراعات ثبت شده‌اي را به هم ديگر متصل كرد، كه پخش راديويي را ممكن ساخت. پس از آن راديو اين امكان را به‌وجود آورد كه ميليونها نفر همگي در يك زمان و حتي غالباً به‌طريقه مشابهي با يكديگر بخندند، با همديگر بترسند و با همديگر امور عمومي را پيگيري كنند. آمريكا شكل جديدي از راديو را اختراع كرد و بعد از آن راديو تجربه ملي جديدي را آفريد.حتي وقتي كه راديو در نخستين دوره رشد خود بود. والتر ليپمن قدرت اين‌گونه رسانه‌هاي جديد را در شكل دادن تصويرهايي در ذهن پيش‌بيني كرد. كتاب افكارعمومي (1922) وابستگي شهروندان را به رسانه‌ها براي درك همگاني از همه امورعمومي توصيف كرد. او در يك فصل از كتاب كه اكنون ديگر معروف است، توضيح مي‌دهد كه چگونه خانم شروين از گوفر پرايري جنگ جهاني اول را در اروپا توصيف مي‌كند. او بدون اينكه در اروپا باشد و يا مانورهاي نظامي را ديده باشد، آن را در ذهن خود تا حد يك نزاع شخصي بين يك ژنرال فرانسوي و امپراطور آلماني تنزل مي‌دهد. ليپمن همچنين فهميد كه چگونه احساس تعلق به يك كشور به‌طور مساوي وابسته به تصورات دست دوم است. از زمان انتشار اولين جزوات در مستعمره‌هاي آمريكايي، تجربه ملي آمريكا مثل كشورهاي ديگر عميقاً به رسانه‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي بستگي داشته است.

فرا رسانه‌ها و استعدادهاي توسعه يافته انساني
در حالي كه سنجش نفوذ تاريخي ممكن است مشكل باشد، اين امكان بسيار گسترده در زمينة جلب توجه بسياري افراد در زمان واحد، قابليت نفوذ شخصي را در عصر فرا رسانه‌ها گسترش مي‌دهد. بيست‌وسه قرن پيش ارسطو به‌وسيله آموزش دهها شاگرد، بر تاريخ انديشه غرب تأثيري بنيادي گذاشت. در دهه 1970 جاكوب برونوسكي ميليونها نفر را در قاره‌هاي مختلف از طريق سريالهاي تلويزيوني خود به‌نام «عروج انسان» مخاطب قرار داد. همان‌كاري كه قبل از او كنت كلارك در سريالهاي «تمدن» و بعد از او كارل ساگان در سريالهاي «كيهان» انجام دادند و هم‌اكنون يك معلم بسيار برجسته هم بيشتر با يك كلاس جهاني صحبت مي‌كند تا اين‌كه صرفاً با آن گروه اندكي كه مقابل او هستند. در مقايسه با ارسطو اين وضع بهتر است يا بدتر؟ پاسخها ممكن است متفاوت باشد، اما هيچ‌كس نمي‌تواند تفاوت عظيم اين دوره را با دوران ارسطو انكار كند.ديويد مانينگ وايت (1971 ص 18) با شگفتي و شادماني به اين نكته اشاره مي‌كرد كه مخاطبان بيست‌ميليوني كه «روياي نيمه شب تابستان» اجراء شده توسط تئاتر شكسپير را از تلويزيون مي‌بينند و از آن لذت مي‌برند قابل مقايسه با تعداد محدود مخاطباني نيست كه مي‌توانستند بعد از ده‌هزار بار اجرا، نمايش را در تئاتر معروف گلوب ببينند.
تعداد اشخاصي كه هم‌اكنون در يك رفتار ارتباطي شركت دارند، نسبت به پنج قرن پيش، با تصاعد هندسي گسترش يافته است. در ابتداي قرن پانزدهم، معتمدترين آگهي دهندگان مي‌توانستند فقط تعداد محدودي از افراد راـ آنهايي كه دسترسي به كپي دست‌نوشته‌هاي پيام را داشتند ـ مورد خطاب قرار دهند. حروف چاپي قابل جابه‌جايي گوتنبرگ اين وضع را تغيير داد و اختراع راديو توسط ماركوني اين فرايند را تسريع كرد. مطبوعات چاپي كه در پي آنها رسانه‌هاي الكترونيكي به ميدان آمدند، دريافت‌كننده‌هاي بالقوه يك پيام را به‌صورت تصاعد عددي (رياضي) افزايش دادند.درحال حاضر استفاده از كامپيوتر و تكنولوژي اطلاعات، فرصتها را گسترش داده است. ژان ژاك سروان شرايبر (1986 ص 1) معتقد است كه آنچه اختراع چاپ براي بشر پنج قرن پيش انجام مي‌داد امروزه كامپيوتر در حال انجام آن است. كامپيوتر تغييري بنيادي در بسياري از ابعاد زندگي ما ايجاد كرده است. انجام اين تغييرات با سرعت ويرانگر صورت مي‌گيرد و نيروهايي را ايجاد مي‌كند كه مي‌توانند زيان‌آور باشند.اين بدين‌معناست كه كنترل و هدايت به‌طور خودكار در كارخانه‌ها، ادارات و همة بخشها شامل توليد و سازماندهي شبكه‌هاي كامپيوتري مي‌شود. (ص 35) او حاصل سمينار بزرگ توكيو را در اين عبارت خلاصه مي‌كند «اكنون تنها منبع قدرت خلق دانش جديد مي‌باشد.» (ص 66) و «اين مستلزم آن است كه ما آموزش را در رأس اولويتهاي ملي خود قرار دهيم.« (ص 41). به‌نظر سروان شرايبر در عرصة جهان وطني، رقابت غيرقابل اجتناب است: «اختراع يك محصول جديد در يك كشور داراي انعكاس فوري در همه‌جاست. انعكاس خبر اختراع كاغذ به‌وسيلة چينيها قرنها طول كشيد. ولي امروزه گسترش آني است. ديگر مرزها قادر به متوقف كردن رقابت نيستند... هر گروه از مردم چه بخواهند چه نخواهند بايد در مقابل حريفان تلاش كنند. يا اين‌كه بردگان آنها شوند.»
جنبش سريع پيامهاي فرارسانه‌ها به موازات خود، جنبش سريع موضوعاتي از قبيل بهبودي نقل و انتقال را در عصر ما به همراه دارد. انسانها هم‌اكنون مي‌توانند زمين را توسط يك ماهواره طي چندساعت دور بزنند. پيامها طي چند لحظه زمين را دور مي‌زنند. گردش به دور زمين هرگز قبل از ماژلان در قرن شانزدهم صورت نگرفته بود. تاريخي كه در مقايسه با صدها هزارسال حيات و فرهنگ بشر چندان قديمي نيست. در آغاز قرن بيستم، گردش به دور زمين حتي با توسعه رسانه‌هاي الكترونيكي اوليه و مسافرت با نيروي بخار، ماهها طول مي‌كشيد. بنابراين از آن پس سرعت در حمل‌ونقل و ارتباطات، ادراك انسان از زمين راـ تصوير زمين مادري كه همه چيزها را در برمي‌گرفت، متحول ساخته است و توسط باكمينستر فولر زمين يك كشتي فضايي توصيف شد كه در ميان اشياء و نيروهاي به مراتب بزرگتر در حال حركت است. در عمل نيز چالش بزرگي كه هم‌اكنون فراروي برنامه‌ريزان و طراحان حمل‌ونقل جديد وجود دارد، جايگزيني حمل و نقل با ارتباطات به منظور حذف حركت فيزيكي اشخاص و اشياء و جايگزيني آن با حركت الكترونيكي علائم است. اداره كار از يك جايگاه در محل اقامت يا نزديكي اقامت شخص به جاي مسافرت او، ساعتها حركت سريع و همراه با ازدحام و تراكم ترافيك را به صورت بسيار بنيادي از هر نوع بزرگراه‌هاي گسترده حل مي‌كند.
ارتباطات رسانه‌اي با همه ابعاد ديگر زندگي داراي رابطه تعاملي است. مثالهاي فوق وابستگي كامل بين تغييرات در رسانه‌ها و تغييرات در نفوذ شخصي، هويت ملي، حمل‌ونقل و ادراكات پيرامون موقعيت در مكان و زمان را روشن مي‌سازد. در مقايسه با انسانهاي قرون گذشته، هويت فردي ما در بستري متفاوت شكل مي‌گيرد. رسانه‌هاي ما، خودمان هستند.

بدبينان و خوش‌بينان: ارتباط محبت‌آميز يا تنفرآميز نسبت به رسانه‌ها
احساس دوگانه محبت و تنفر نسبت به رسانه‌هاي جمعي، مي‌تواند به ارزيابيهاي بسيار متفاوتي دربارة پيامدهاي آنها منتج شود. ليوان رسانه‌ها نيمه‌خالي يا لبريز است؟ بدبينان با بخش اول استدلال مي‌كنند و خوش‌بينان به بعد ديگر نظر دارند. بدبينان فرهنگي به انواع بسياري تقسيم مي‌شوند. اخلاقيون به اضطرابهاي متناوب اخلاقي نظير خشونتهاي زياد در تلويزيون (رولند 1983) يا نمايش روابط جنسي در فيلمها، تلويزيون، كتابفروشيهاي محلي، كتب درسي دانش‌آموزان، موسيقيهاي راك اندرول (السينك و نياس 1978) انتقاد دارند. يك نمونه خيلي بزرگ در تالاهاسي، فلوريدا هنگامي اتفاق افتاد كه در يك كليساي محلي تعدادي از صفحات موسيقي راك اثر هنرمنداني مثل التون جان و رولين استون به ارزش دوهزارودويست دلار به آتش كشيدند. يكي از دستياران كشيش كليسا و راهنماي جوانان گفته است طبق آمار از هزار دختري كه بدون ازدواج باردار مي‌شوند 984 نفر در هنگام پخش موسيقي رقص باردار شده‌اند. او پيرامون منبع خبر، مردد بود، اما هشدار داد كه حزب جنگلي غير قابل مقاومت بوده است. او اضافه كرد كه اين رقص در حقيقت منبع عشق‌بازي علني در ميان بينندگان كنسرتهاي بني‌‌گودمن بود. بدبينان در ميان عالمان نيز وجود دارند. اديبان و هنرمندان پيرو سبك كلاسيك، نسبت به وضعيت رقت‌انگيز هنرهاي عامه ابراز تأسف مي‌كنند. آنها ارزش هنري رسانه‌هاي واسطه‌اي را متأسفانه معيوب مي‌يابند و نگران آينده سياسي، اقتصادي، مذهبي، آموزشي و فرهنگي كشور و جهان و نيز آينده هنر هستند. توكويول منتقد فرهنگ انبوهي (1944/1840/1835)، اورتگا واي گست (1932)، دووايت مك دونالد (1983)، دانيل بل (1976) و بسياري افراد ديگر اين موضوعات را به تفصيل و به‌طور بي‌پايان مورد بررسي قرار دادند. گارت جوئيت حملات مشخص نخبه‌گرايانه، محافظه‌كارانه و انسان‌دوستانه نسبت به فرهنگ توده‌اي را در مطبوعات مي‌بيند. كتاب آلن بلوم تحت‌عنوان: بسته شدن ذهن آمريكاييان (1987) و كتاب اي، دي، هرش تحت‌عنوان سواد فرهنگي؛ آنچه هر آمريكايي نياز به دانستن آن دارد. (1987) با اين استدلال كه آموزش و فرهنگ توده‌اي در تنزل فرهنگ آمريكا مقصرند، به اين ديدگاه بدبينانه دامن زدند. تلويزيون براي همه چيز از فروريختن ارزش و جايگاه خانواده تا رشد درصد سرطان مقصر شناخته شده است. (وين 1975، ماندر 1978). پست من (1985) و ميروتيز (1985) خاطرنشان مي‌كنند كه چگونه طفوليت و كودكي از شكل اوليه و اصيل خودش به‌وسيلة تلويزيون خارج شده است. تلويزيون رسانه‌اي است كه دسترسي به آن نيازمند سواد نيست و از بزرگسالان تا نوجوانان را، به شدت تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد. حتي رياست‌جمهوري آمريكا نيز به‌خصوص از زمان جان كندي (پاياس، 1979، شودسن، 1982، ودراف 1982) تحت‌تأثير تلويزيون قرار گرفته است. حملات و انتقادات عليه تلويزيون گاهي به صورت «مقصر دانستن پيام‌آور» مطرح مي‌شود. مشابه روش قديمي پادشاهان آسيايي كه اگر قاصدي خبر شكست را مي‌آورد، دستور قتلش را صادر مي‌كردند.
انتقادات بدبينانه فكري نيز به‌وسيله كريستوفر در كتاب فرهنگ خودپرستي (1978) و نوآم چامسكي در كتابي تحت‌عنوان به سوي يك جنگ سرد جديد مطرح شده است. انتقادات از فناوري به‌وسيلة ژاك ايلول، لوئيس مامفورد، و ديگر فلاسفه اجتماعي كه به زوال شخصيت و فقدان كنترل به‌وسيلة قدرت رسانه‌هاي جديد معتقدند، بيان شده است. ايلول استدلال مي‌كند كه فناوري چنان فراگير شده كه ذهنيت تكنيكي، يا كارآمدي بي‌امان بر همة ابعاد زندگي انساني سايه گسترده است و سرشاري و تنوع فرهنگ اصيل انساني را خدشه‌دار كرده است. (ريل و كريستن 1979).در مقابل قضاوتهاي كاملاً منفي؛ قضاوتهاي مطلقاً مثبت هم دربارة فرارسانه‌ها وجود دارد. نظريه‌اي كه توسط مديران رسانه‌ها مطرح شده اين است كه نظام سيستم رسانه‌ها به‌طرز شگفت‌انگيزي كار مي‌كند؛ البته اگر ما بتوانيم حكومت و تنظيم‌كنندگان را بيرون از جريان نگه داريم. رسانه‌ها و اطلاعات كه طبق قوانين بازار آزاد توليد شده‌اند، به دفاع و حمايت از دموكراسي مي‌پردازند و روش زندگي آمريكايي را حراست مي‌كنند. محصولات فرهنگي نامطلوب در رقابت با دستاوردهاي غني‌تر و سرگرميهاي برتر به مرگ طبيعي از ميان خواهند رفت. حتي تنظيم‌كنندگان مقررات و در كميسيون ارتباطات فدرال، نظير مدير فعال سابق، مارك فولر، استدلال مي‌كنند كه كثرت فناوريها در كفايت ارتباطاتِ بي‌نياز از مقررات را تنظيم مي‌كند؛ البته جز در بعضي ويژگيهاي تكنيكي، اين‌گونه خوش‌بينانه جديد نسبت به فناوري، خوش‌بيني نسبت به بازار آزاد را تقويت مي‌كنند.
مخالفت با انتقاداتي كه به فرهنگ توده‌اي وارد است، ويژگي بسياري از تكريم‌كنندگان فرهنگ عامه است. ديويد مانينگ وايت (1957)، ادوارد شيلز (1963) و آلوين تافلر (1970) در مورد اين موضوع كه رسانه‌ها به مردم فقط آنچه را كه مرد مي‌خواهند مي‌دهند و موجب دستيابي بيشتر به غناي فرهنگي از همه نوع مي‌شوند، سخنان متفاوتي را مطرح مي‌كنند. در دو دهه گذشته به انجمنهاي علمي اجازه داده شد كه فرهنگ عمومي را مطالعه كنندو اعتراف كنند كه به آن علاقه‌مند هستند. اين امر موجب پيدايش طرفداراني شد كه علاقه آنها به موضوع كارشان جالب است. اما مقدار زيادي از چنين كارهايي، نوعي خوش‌بيني غيرنقادانه را به‌وجود آورد. خواننده فرهنگ عامه (گايست، و ناخبار 1983)، فرافرهنگ: فرهنگ عامه آمريكا و اروپا (بيگز بي 1975) و گلچينهاي ديگر و نيز مجله فرهنگ عامه، مجله فرهنگ آمريكايي و كتابهايي در مورد بالنيگ گرين و مطبوعات عمومي شامل نمونه‌هايي از اين دست هستند.
پژوهشهاي محدود رفتارگرايانه گاهي اوقات نظرية خوش‌بينانه را تأييد كرده است. اين امر به دو طريقه صورت گرفته است. اولاً اين موضع روش‌شناسانه «علم عيني» اغلب به صورت دستاويزي براي پرهيز از قضاوت تفسير شده است. فرا رسانه‌ها مورد انتقاد قرار نمي‌گيرند بلكه فقط مورد سنجش قرار مي‌گيرند. بدين‌مفهوم آنچه وجود دارد بايد خوب باشد. ثانياً استدلال غلط «تأثيرات محدود» ـ اين عقيده كه رسانه‌ها كار خيلي مهمي انجام نمي‌دهند ـ نياز به انتقادات را بيهوده مي‌سازد. در نتيجه تحقيقات اجتماعي پيرامون رسانه‌ها به اين سمت حركت كرده كه اگر حالت آسوده خاطري جامعه نسبت به نقش رسانه‌ها را تشويق نمي‌كنند، لااقل آن را مجاز بشمارند. وسوسه جانبداري از بحثهاي له و عليه پيرامون فرا رسانه‌ها، به خطابه‌هاي پرآب و رنگي دامن مي‌زند. استدلال با اين دليل كه رسانه تأثيري مطلقاً بد دارد، با تأكيد بر انسانگرايي مي‌توانيم به احساس گناه بينجامد. اما معمولاً موجب تغيير اندكي در عادات مي‌شود. در مقام مقايسه دفاع از فضائل وضع موجود، ميهن‌پرستي و الزام مورد تحسين همه اتباع عاقل را طلب مي‌كند. اما خوشنودي از خود و همنوايي حاصله نشانه‌هاي فرهنگ مؤثر نيستند.
يك راه‌حل دشوار ديگر حفظ احساس مبهم محبت و نفرت، خوش‌بيني و بدبيني، در فرهنگ مسلط است. اين امر مي‌تواند از طريق نوساني كه ايجاد مي‌كند، هم برانگيزاننده و هم توضيح دهنده باشد. واضح است كه براي بيشتر مردم در سراسر نظام رسانه‌ها و فرهنگ ما نكات مثبت و منفي به‌جاي خود باقي خواهد ماند. جدا كردن يكي از ديگري و درك اين‌كه هر كدام از كجا شروع مي‌شود، ارزيابي نتايج هر يك به صورت مجزا، و در نظر گرفتن راههاي چاره موجب تقويت مطالعات فرهنگي و پاداش دادن به تلاشهاي مربوطه به سازش با فرارسانه‌ها با تمام پيچيدگي آنها خواهد شد.

توضيح مفاهيم ارتباطات و رسانه‌ها
فرا رسانه‌ها در درون و بيرون مجموعه‌اي از ديگر نيروها و مفاهيم فعاليت دارند. اصطلاحاتي نظير ارتباطات، ارتباطات جمعي، رسانه‌هاي تخصصي و فرهنگ در تعاملشان با رسانه‌ها نيازمند تعريف هستند.ارتباطات: فرا رسانه‌ها در درون جهاني وسيعتر از همة اشكال ارتباطات وجود دارد. ارتباطات مي‌تواند به عنوان «تعامل اجتماعي از طريق پيامها» تعريف شود (گربنر 1967). ارتباط مي‌تواند در سطح شخصي بين افراد به‌صورت رودررو، در سطح اطلاعات بين فرستنده و گيرنده اطلاعات، و در سطح عمومي بين رسانه‌هاي نهادينه شده و مخاطبان باشد. در هر يك از سطوح، فرستندگان پيامها را از طريق مجاري به دريافت‌كنندگان ارسال مي‌كنند تا تأثيراتي را ايجاد و بازتاب را دريافت كنند. شخص، رشته ارتباطات با دوستان خود را قطع مي‌كند و آن را به شخصيتهاي دور از دسترس رسانه‌هاي گروهي پيوند مي‌زند، يا بالعكس، و اين كار به‌طور پيوسته در سراسر زندگي ما صورت مي‌گيرد.
ارتباطات جمعي: فرا رسانه‌ها به‌ويژه با وسايل ارتباط جمعي در ارتباط هستند. عبارت ارتباط‌جمعي يا ارتباط عمومي، سريع و پايدار از طريق يك سازمان متشكل پيچيده به مخاطباني نسبتاً وسيع، ناهمگن، و ناشناخته اشاره مي‌كند. (رايت، 1959). در اينجا ارتباط بين افراد به‌جاي اين‌كه انفرادي باشد، بين نهادهاست. كانال تلويزيوني به‌جاي اين‌كه پيام را مثل مجاري روابط شخصي صرفاً منتقل كند، آن را به صورت الكترونيكي يا مكانيكي تقويت مي‌كند. دريافت‌كنندگان برعكس افراد محدود، مشمول ارتباطات شخصي متنوع هستند. برخلاف فرصتهايي كه در ارتباط بين اشخاص براي موافقت با مخالفت يا مفصل حرف زدن به‌طور ارادي (آن‌گونه كه اشخاص مي‌خواهند) وجود دارد، بازخورد محدود مي‌شود. به‌طور خلاصه، ارتباطات جمعي، پيامهايي را از يك منبع نهادي (نظير بي.بي.سي) از طريق انتشار و توزيع مكانيكي يا الكترونيكي (نظير نشريات يا مخابرات تلفني) به دريافت‌كنندگان ناهمگن بسياري (شنوندگان عمومي) با اندك فرصتهايي محدود و غيرمستقيم براي بازخورد منتقل مي‌كنند. به اين معنا كه يك بيننده تلويزيون نمي‌تواند به گويندة خبر، به همان طريقي پاسخ گويد كه در يك رويارويي شفاهي شخصي پاسخ گويد. اصطلاح ارتباط جمعي اين استدلال نارساست كه آنچه كه «جمعي» است نمي‌تواند ارتباط خالص باشد. اين دو واژه‌ را متناقض (متباين) دانسته‌اند. در برخي از زبانها، عبارت «ارتباطات عمومي» يا «ارتباطات اجتماعي» جايگزين عبارت «ارتباطات جمعي» مي‌شود. از زمان ماكس وبر جامعه‌شناسان به بحث پرداختند كه آيا «جمعي» يك واژة مفيد براي توصيف هر نوع دسته‌بندي و پديدة اجتماعي است يا خير. علي‌رغم اين نگرانيها، ارتباطات جمعي يك اصطلاح متداول در انگليس است و غالباً به‌جاي واژة «رسانه‌ها» مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
«رسانه‌ها» آن‌گونه كه قبلاً تعريف شدند، در نظر بسياري نسبت به عبارت ابهام‌آميز ارتباطات جمعي ترجيح داده مي‌شوند. به عنوان مثال مجله فرهنگ و جامعه مي‌گويد: رد اصطلاح «ارتباطات جمعي» يك انكار آگاهانه بود كه براي جلوگيري از محدوديت غيرضروري طراحي شد. (كالينز و ديگران 1986 ص 3).

رسانه‌هاي تخصصي
در حالي كه ارتباطات جمعي مستلزم انتقال يا دريافت از سوي گروههاي وسيع است، ارتباطات رسانه‌هاي تخصصي غيرانبوه كانالهاي انتقال نقطه به نقطه صدا، خبر يا تصوير هستند. اين كانالهاي رسانه‌اي تخصصي امروزه به شكل سيستمهاي تلفن، شبكه‌هاي كامپيوتر، و تقويت‌كننده‌هاي الكترونيكي اخبار متداول هستند. رسانه‌هاي تخصصي همانند رسانه‌هاي ارتباطات جمعي، اجزاء اصلي فرا رسانه‌ها هستند.

تعامل بين سطوح ارتباطات
در اين زمينه نيز تجارب گوناگوني وجود دارند. ارتباطات رسانه‌اي، جمعي و يا تخصصي، با ارتباطات در زندگي و تجارب روزانه درهم مي‌آميزد. يك برنامه تلويزيوني قبل از اين‌كه براي عموم پخش شود، به‌وسيلة رسانه‌هاي تخصصي ضبط و ويرايش مي‌شود. پخش يك برنامه تلويزيوني مستلزم استفاده از كامپيوترها و ارسال علائم از نقطه‌اي به نقطه ديگر و پخش در سطح گسترده مي‌شود. بنابراين تماشاي برنامة تلويزيوني در يك جمع خانوادگي، هنگام صرف يك وعده غذا، ارتباطات عمومي و بين شخصي را مي‌آميزد. به‌طرز مشابهي يك كنسرت زنده، امروزه با داشتن نظام الكترونيكي و مخاطبان عمومي، يك رسانه عمومي است، اما با فراهم آوردن برخورد (ارتباط) رودررو و بازخورد مستقيمي كه از طريق تشويق يا استهزاء صورت مي‌گيرد نيز مي‌تواند وسيله ارتباطي بين شخصي باشد. دستگاههاي استريو، امكان استفاده از سرگرمي را كه در اصل به‌صورت جمعي توليد شده، در وسيعترين سطح از ارتباط بين افراد فراهم مي‌آورد.
يك تجربه مي‌تواند عمدتاً از جنس رسانه‌هاي جمعي باشد ولي تا حدودي هم ارتباط بين شخصي را تشكيل دهد، و يا اين‌كه ممكن است فقط بين شخصي باشد ولي تا حدودي هم رسانه‌اي باشد، آيا اين‌كه ممكن است وضعيتي بينابين داشته باشد. طرحهاي كارآمد يادگيري از راه دور، تجربيات شخصي معلم سرخانه و مباحثات بين گروههاي كوچك را (در انتهاي زنجير روابط بين شخصي) با سخنرانيهاي تلويزيوني و تظاهرات (در آن سر طيف پخش و ارتباط جمعي) درهم مي‌آميزد. زنجيره‌اي وجود دارد كه دو سر ارتباطات رسانه‌اي و بين شخصي را به‌هم مي‌پيوندد.اثر متقابل بين سطوح ارتباطات ممكن است گسترش يابد و اهميت فرارسانه‌ها را در زندگي شخصي و اجتماعي گسترش دهد. به عنوان مثال مي‌توان از گفت‌وگوي تلفني دونوجوان نام برد، آنها با استفاده از تكنولوژيها و محتواي فرارسانه‌ها زندگي مي‌كنند. به لحاظ فناوريهاي اين تعامل شخص به شخص، زماني فقط مستلزم سيمها و قطعات فرستنده و گيرنده بود نه تكنولوژيهاي «برتر» (فرا) امروزي، اما امروزه محاوره معمولاً شامل استفاده از اختراعات پيچيده تبديل جريان، كانال توزيع‌كننده بارالكتريكي و انفورماتيك مي‌شود و حتي ممكن است فيبرهاي نوري و تقويت‌كننده‌هاي ماهواره‌اي را نيز شامل شوند؛ فناوريهايي كه در زمان گراهام بل كاملاً «فرا» (برتر) به‌نظر مي‌رسند.محتواي محاوره تلفني بين نوجوانان احتمالاً به‌وسيله دامنة وسيع‌تري از فرا رسانه‌ها شكل خواهد گرفت. هنگامي كه نوجوانان از دوستي صحبت مي‌كنند. از محتواي ترانه‌هاي عمومي و فيلمها بهره مي‌گيرند. زماني كه از معبودها و الگوهاي رفتاري گفت‌وگو مي‌كنند، به مشاهير محبوب عرصه‌هاي مختلف موسيقي، رسانه‌هاي جمعي، ورزشها، مدلها و ديگر شمايلها و تصويرهاي «فرافرهنگ» توجه دارند. كلمات، عبارات و صرف افعالشان هم مبتني بر تجارب بين شخصي قبلي آنها و هم براساس مدلهاي رسانه‌هاست. حتي تجربه بين شخصي زندگي‌شان ـ برخوردهاي روياروي با والدين، برادران و خواهران و همسايگان، همكلاسيها، و ديگران‌ـ براساس تجربه‌هاي فرهنگ عمومي ترويج شده توسط رسانه‌ها شكل گرفته است. ممكن است نوع لهجه و گويش آنان متأثر از رسانه‌هاي مشترك، يكسان شده باشد. الگوهاي خانوادگي، موقعيت، دوستان، و آرمانهاي آنها نيز مي‌تواند تحت‌تأثير يك قرن سيطرة فرا رسانه‌هاي در حال رشد، مشابه همديگر شده باشد.

فرهنگ و انواع سليقه‌ها
فرارسانه‌ها نمي‌توانند از فرهنگ جدا باشند، چرا كه آنها محصولات فرهنگ جمعي و عمومي به سطوح مختلفي از سليقه‌هاي عمومي انتقال مي‌دهند.
فرهنگ: فرارسانه‌ها فرهنگ را مي‌سازند، بيان مي‌كنند و بازتاب مي‌دهند. فرهنگ به آن عناصري اشاره مي‌كند كه يك گروه انساني را جداي از ديگران شكل مي‌دهد. فرهنگ روش منظم تفسير واقعيت است كه يك قوم در نتيجه زندگي در يك گروه به‌دست مي‌آورد. فرهنگ ممكن است شامل گروههايي به بزرگي فرهنگ غربي يا به كوچكي گروه مريدان باشد مثل «فرهنگ سايبر پانك»: يك شاخه فرعي ويژه از داستانهاي علمي مربوط به تكنولوژي پيشرفته. فرهنگ در لباس، روابط خانوادگي، رقص و هر يك از فعاليتهاي انساني بيان و منعكس مي‌شود.سطوح فرهنگي محصولات رسانه‌ها، تقريباً براساس طبقه اجتماعي طبقه‌بندي شده‌اند. در واقع آنچه كه در يك نسل پيش، بحث عمده بين فرهنگ بالا، پايين و متوسط بود، هم‌اكنون به‌طور وسيعي به‌صورت يك نظام طبقه‌بندي نسبتاً ساده شكل گرفته و نظم يافته است.هنر نخبگان از نظر محتوا و ساختار فني بيان، شكل پيچيده‌اي دارد و با مجموعه‌اي از هنجارهاي شناخته شده به عنوان هنر كلاسيك مثل موسيقي كلاسيك، نقاشي، ادبيات و امثال آنها سنجيده مي‌شود و مورد بررسي و ارزشيابي قرار مي‌گيرد. هنر نخبه‌گرا عمدتاً در خدمت طبقات بالاي اجتماع است. فرهنگ با حرف C بزرگ به هنر نخبگان، يعني طبقه مرفه كه به عنوان هنر كلاسيك شناخته شده است و با حرف C كوچك، به بيان هنري مربوط به ديگر طبقات اجتماع اشاره دارد.
هنرعامه: به نيازهاي محلي، اجتماع محلي، تجارت در دهكده‌هاي روستايي سنتي به‌وسيله آوازهاي كامل و نيكو (پر از شوق و ذوق)، شعرهاي روستايي، رقصهاي نژادي، حكاكيهاي بومي و نمونه‌هاي مشابه در جهت مخالف هنر كلاسيك نخبگان خدمت مي‌كند.
هنرجمعي: مقطع وسيعي از جمعيت را در برمي‌گيرد كه از طريق محصولاتي كه به آساني قابل دسترسي و قابل فهم هستند بيان مي‌شود و جنبه‌هاي پيچيدة هنر نخبگان را ندارد. عملاً همه برنامه‌هاي تلويزيوني، موسيقي مردمي، نشريات عمومي، فيلمهاي سينمايي و ديگر محصولات فرهنگي فرارسانه‌ها در سطح مردمي ـ جمعي را در برمي‌گيرد.
فرهنگ عامه: به هنر قومي و هنر عمومي و همچنين در مواردي به هنر نخبگان نيز اشاره دارد. فرهنگ عامه واژة كلي است براي مطالعه هر سطحي از تجليات فرهنگي و احتمالاً تمايز از هنر نخبگان، بحث اصلي در مناقشات مربوطه به فرهنگ عامه بر سر اين است كه آيا محتواي فرهنگي فرهنگ جمعي، ارزشهاي فرهنگ نخبگان را، آن‌طور كه محافظه‌كار مدعي است، تهديد مي‌كند، يا اين‌كه بيانگر كثرت‌گرايي دموكراسي ليبرال است؟
به‌اندازه‌اي كه شهرت و محبوبيت رشد مي‌كند، همان‌طور نيز نقش و اهميت فرارسانه‌ها افزايش مي‌يابد محبوبيت، يك معيار مهم در موضوعات اجتماعي و فرهنگي است. جك نك بار (1987 ص 5) به اين مطلب اشاره مي‌كند: «نهايتاً يك قالب منطقي پذيرش و نوعي فرمول براي مطالعه فرهنگ عامه وجود دارد كه در آن چيزي كه بيشتر مردمي است، از لحاظ فرهنگي هم احتمالاً مهمتر است.» ‌هارولد هيندز (1988 با پيروي از اين رهنمود، ترجيح مي‌داد معني فرهنگ مردمي را محدود كند و بگويد: تعريف فرهنگ مردمي بايد اين‌گونه باشد: آن ابعادي از فرهنگ اعم از ايدئولوژيكي، اجتماعي، يا مادي كه بسيار گسترده و وسيع هستند و يا معاني بسياري كه از مردم به آن اعتقاد دارند و يا توسط تعداد زيادي از مردم به كار گرفته مي‌شود؛ يعني آن ابعادي كه مردمي هستند. اقتباس محصولات فرهنگي «در بيش از يك فرهنگ محلي و توسط بيش از يك گروه كوچك اقتصادي ـ اجتماعي» تشكيل‌دهنده حداقل معيار محبوبيت خواهد بود. به علاوه بايد، اطلاعات و آمار عددي نيز جهت تأييد محبوبيت بررسي شود. اين اصل محبوبيت گرايش به حذف رده‌هاي مردمي، نخبگان و جمعي از فرهنگ مردمي دارد. در هر حال استفاده متداول از فرهنگ عامه به صورت محدود به‌جاي خود باقي مي‌ماند.
فرهنگهاي سليقه‌اي: اصطلاحي است كه به‌وسيله هربرت گنز (1974) به درجاتي از سليقة مربوط به عضويت در قشر مشخصي از اجتماع داده شده است. او چهار رده از سطوح هنر فوق‌الذكر استنتاج مي‌كند:
فرهنگ بالا: بخش كوچك، تحصيل‌كرده و معمولاً مرفه مردم، آثار جدي و فعال در زمينه هنر نخبگان را به آن صورت كه از اصطلاح‌گرايي در دهه 1950 دور شد و به پاپ آرد و در دهه 1960 روي آورد، مفهوم‌گرايي دهه 1970، تجلي‌گرايي (اكسپرسيونيزم) نوين بين دهه 1980 و انواع گوناگون بعد از نوگرايي (مدرنيسم) را ترجيح مي‌دهد.
فرهنگ بالاتر از متوسط: بسياري از افراد در مشاغل گوناگون، مجريان و مديران و خانواده‌هاي آنان، موسيقي، ادبيات، تئاتر، روزنامه‌ها و مجلاتي كه كمتر پيچيده و كمتر انتزاعي هستند و در عين‌حال از قوت هنري برخوردارند، را ترجيح مي‌دهند.
فرهنگ پايين‌‌تر از متوسط: نيروي حاكم بر سليقه فرا رسانه‌ها، يعني خيل عظيم افراد يقه‌سفيد شاغل در حرف سطح پايين، يا كساني كه كارهاي فني انجام مي‌دهند به‌طرزي فزاينده ارزشهاي سنتي، موضوعات روشن، عمل سريع، و ستاره‌هاي قابل‌ شناسايي را در رسانه‌هاي اصلي مي‌پسندند.
فرهنگ پايين: كارگران ماهر و نيمه‌ماهر كه كارهاي سخت و رده پايين انجام مي‌دهند (يقه آبي) و خانواده‌هاي آنها دومين گروه مسلط را از نظر سليقه در فرارسانه‌ها تشكيل مي‌دهند. آنها احساسات، فيلمهاي خشن، واقعيت‌گريزيِ مطبوعات سطحي (مبتذل)، داستانهاي سرگرم‌كننده تلويزيوني و راديويي، قابل پيش‌بيني بودن، طنز سطحي و تماشاي مسابقه‌هاي ورزشي را ترجيح مي‌دهند.
فرهنگ شبه مردمي: اصطلاحي است كه گنز براي توصيف تجليات سنتي مناطق فقير و روستايي مورد استفاده قرار مي‌دهد. فرهنگ قومي معمولاً به باقي‌مانده‌هاي فرهنگ سنتي از يك كشور يا مردم كه هم‌اكنون به مكان ديگري منتقل شده دلالت دارد. با اين همه جرج لويز (1988) در مي‌يابد كه سليقه راجع به موسيقي به روشني با سطوح سليقه‌هاي تعريف شده گنز تطبيق نمي‌كند و برداشتهاي قبلي را از اين مقوله، مورد سؤال قرار مي‌دهد.
روابط ميان اين مفاهيم به شكل ترسيمي در شماره 2 نشان داده شده‌اند. تعداد متناسبي از محصولات و مردم در هر رده به‌طور تقريبي در ستون دست راست نشان داده مي‌شود.
فرارسانه‌ها امروزه نقشي را در همه سطوح فرهنگي ـ از فرهنگ نخبگان تا فرهنگ مردم ـ ايفاء مي‌كنند، اما به‌طور طبيعي بيشتر با سطوح بالاي متوسط مرتبط هستند تا سطوح پايين فرهنگ.

رويداد رسانه‌اي
در دهه گذشته عبارت «رويداد رسانه‌اي» در كنار اصطلاحاتي كه هم‌اكنون ذكر شدند، ظاهر شده است و به رويدادهاي زنده در مقياس وسيع كه پيرامون فرارسانه‌ها و مخاطبان به‌چشم مي‌خورد، اشاره دارد. اليهوكاتز (1980) پخش زنده يك رويداد از پيش برنامه‌ريزي شده به‌ويژه در چارچوب زمان و مكان را كه يك شخصيت قهرمان‌وار يا گروه را كه اهميت فراوان نمايشي يا آييني را جزء شرايط لازم رويداد رسانه‌اي قلمداد مي‌كند كه همه منتهي به تماشاي برنامه‌هايي مي‌شود كه از نظر مردم حالت اجباري دارد. اين تعريف قابل اطلاق به مسابقات المپيك، ازدواجهاي سلطنتي، كنسرتهاي تلويزيوني خوانندگان راك براي تهيه پول، ديدارهاي مهم پاپ، و وقايع بين‌المللي مشابه است. اما اصطلاح رويداد رسانه‌اي همچنين مي‌تواند براي موارد كوچك‌تر نيز به كار گرفته شود. كنفرانسهاي مطبوعاتي محلي، مسابقات ورزشي، انتخابات، يا يك تضاد و ناسازگاري كه پيرامون رسانه‌ها ايجاد مي‌شود. مثلاً دانيل بورستين اول بار اصطلاح رويداد رسانه‌اي را به صورتي بد و تحقيرآميز و در اشاره به يك فعاليت پيرامون ترويج سياسي‌ـ اقتصادي به‌كار برده است. به همين ترتيب واژة فرارسانه بر ارتباطات گسترده در سطح ملي يا نمونه‌هاي كوچك‌تر محلي دلالت دارد. معناي فرابودن در فرا رسانه‌ها به‌ويژه بررخدادهاي بين‌المللي رسانه‌اي دلالت دارد. اما به‌هيچ‌وجه به پديده‌هاي بزرگ با مقياس محدود اطلاق نمي‌شود.
ارتباطات و فرهنگ به‌صورت متقابل، در يك تسلسل بي‌پايانِ رابطة دوجانبه، موجب پيدايش و تقويت يكديگر مي‌گردند. فرارسانه‌ها نقشي محوري در فرهنگ و ارتباطات معاصر بازي مي‌كنند. هويتها ساخته مي‌شوند، آگاهيها توسعه مي‌يابند، ايدئولوژي جايگزين مي‌گردد و رابطه تعاملي رودررو توسط فرارسانه‌ها شكل مي‌گيرد. ما خالق فرهنگ و رسانه‌هاي خود هستيم، و فرهنگ رسانه‌هاي ما خالق ما هستند.رسانه‌هاي ما، فرهنگ ما و خود ما هستند.

پرسشهايي راجع به مسئوليت
چه كسي مسئول فرا رسانه‌هاست؟ البته همه ما. امروزه مقصود نهايي بسياري از تحليلهاي فرارسانه‌اي «افزايش آگاهي» است. شهروندان آگاه بايد از طبيعت، شيوه و تكنيكهاي فرارسانه‌ها به‌منظور هدايت يك زندگي انفرادي و اجتماعي هماهنگ آگاه باشند. فقط در صورتي كه بتوانيم آگاهانه از ميان تاروپود تصاوير و اطلاعات تحميلي از كاركرد خوب يا بد رسانه‌ها سردر آوريم و مشاهده كنيم كه چطور، الهام مي‌بخشند و چطور تحريف مي‌كنند، مي‌توانيم زندگي خود را به صورت انسانهايي خودآگاه و مختار در تعيين مسير خود اداره كنيم.
اُمبرتواكو يك انديشمند ايتاليا مي‌پرسد چه كسي مسئول محبوب شدن پيراهنهاي مخصوص چوگان است كه عكس سوسماري روي آن نقش بسته؟ طراح، توليدكننده، سازمان آگهي‌كننده، سازمان مشاهيرپروران يا كارگردان تلويزيوني كه خودش وجه مشخصه يك نسل است و يك بازيگر جوان را وامي‌دارد كه پيراهن بازي چوگان را بپوشد؟ آمبرتواكو ما را از دادن پاسخهاي ساده برحذر مي‌دارد و مي‌گويد: «رسانه‌ها چند برابر شده‌اند، اما برخي از آنها به صورت رسانه‌هاي رسانه‌ها يا به عبارت ديگر رسانه‌ها به توانِ دو عمل مي‌كنند. اِكو كه خود نويسنده‌اي در سطح بين‌المللي است و كتاب او نامي براي از (1983)، جزء پرفروش‌ترين كتابها بوده، تصديق مي‌كند كه پيامهايي وجود دارد كه فرستاده مي‌شود و پشت سرآنها يك ايدئولوژي قرار گرفته است. اما پرورش كه تا حدودي ناراحت‌كننده و درعين حال شديداً برانگيزاننده است چنين نتيجه‌گيري مي‌كند.« (1986 ص 149)«ديگر اقتداري متكي برخود وجود ندارد (وه كه پيش از اين چه آرامش بخش بود) همه همزمان در بيرون و در درون هستند؛ قدرت گريزان است، و ديگر كسي نمي‌گويد «طرح از كجا مي‌آيد، زيرا گرچه وجود «طرح» مسلم است، اما ديگر ارادي نيست، و بنابراين نمي‌توان روش سنتي آن را مورد نقد و بررسي قرار داد. همة استادان نظريه‌هاي ارتباطات كه با كتابهاي درسي بيست‌سال پيش آموزش ديده‌اند، (اين امر شامل خود من نيز مي‌شود)، بايد بازنشسته شوند. زيرا فرارسانه‌ها به طرز شگفت‌انگيزي همه چيز را دگرگون كرده‌اند. رسانه‌هاي ما، خودما هستند.

اين مقاله ترجمه و اقتباسي از كتاب زير است:
Super Media Editor by Micheal Rial, Sage, 1998







● نويسنده: مهدي - همائي


● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از www.farhangi1386.blogfa.com

● صفحه اينترنتي مرتبط: http://dc145.4shared.com/download/10...020123-7a5688c


http://bashgah.net/pages-33603.html

بررسي راهكارهاي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني

  ● نويسنده: مهدي - همائي

ارسال كننده: مهدي همائي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://dc144.4shared.com/download/110194287/1323598b/______.exe?tsid=20090606-053741-f757c86

 
 

مقدمه
كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخص‌هاي توسعه به شمار مي‌رود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است.
براي رفع موانع و ايجاد زمينه و بستر لازم جهت ترويج و توسعه فرهنگ مطالعه، نهادهاي مختلف در 5 بخش، شامل خانواده، مدارس و نظام آموزشي، كتابداران و كتابخانه‌ها، دولت و رسانه‌هاي گروهي و ناشران و كتاب فروشي‌ها، بايد با رفع مشكلات موجود، هم سو و هم هدف، به سمت مشخصي حركت كنند.

نقش خانواده
خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.
كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني، زيبنده مردم ما نيست. همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتاب خواني در جامعه ما مي‌باشد. در ريشه‌يابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم. اولين نهادي كه درآن، كودك با كتاب و كتابخواني، انس مي‌گيرد، خانواده است. پدر و مادر، بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند. همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود.\\"
اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقمند باشند، فرزندان آنها نيز، که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب، بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني، عادت مي کنند.

نقش مدارس و نظام آموزشي
پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعه‌اي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نمي‌كشد.
آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع مي‌شود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا مي‌كند. ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوه‌هاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، مي‌توانيم افراد را تشويق به خواندن كتاب‌هاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوان‌هاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند.\\"
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سال‌هاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، مي‌رسد.
تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبع‌ها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است. براي رفع اين مشكل، بايد به تقويت كتابخانه‌هاي مدارس و از طرفي هم استفاده از منابع مختلف در نظام آموزشي بپردازيم. كمبودهاي اقتصادي و توزيع ناعادلانه ي كتاب‌ها، سبب ضعف كتابخانه‌هاي مدارس شده است. از طرفي هم منابع به جهت كنترلي بودن نظام آموزشي ما، محدود مي‌باشند.\\"
نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نمي‌تواند دانش‌ آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه مي‌شود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روش‌هاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوه‌هاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند.\\"
روش‌هاي تدريس جذاب‌تر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند مي‌كند. روش‌هايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌هاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتاب‌ها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانه‌هاي مدارس با طرح كتابخانه‌هاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب‌ها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتاب‌ها به شيوه‌ سال‌هاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روش‌ها مي‌توانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند.\\"
از نظر کارشناسان براي بهبود نابساماني‌هاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه مي‌توان راهكارهاي زير را لحاظ كرد: غني كردن كتابخانه‌هاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاس‌هاي درس، معرفي كتاب‌هاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبت‌هاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشته‌هاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانه‌هاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانه‌هاي مدارس، تشكيل گروه‌هاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، ‌پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانه‌هاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخص‌هاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزش‌هاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.

نقش كتابداران و كتابخانه‌ها
كتابداران كتابخانه‌ها، از عوامل موثر در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به شمار مي‌روند. كتابداران با روش‌هاي خلاقانه خود مي‌توانند فعاليت‌هاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزه‌هاي بيرون از كتابخانه بكشانند. اگر كتابداران كتابخانه‌ها از حيث علم كتابداري و اخلاق انساني، رشد كاملي داشته باشند، بدون ترديد، همچون معلمان و استادان جامعه، معماران نسل‌هاي آينده بشر خواهند بود.
دكتر مهدي افضلي، دكتراي مديريت اطلاعات و كتابداري، در مورد نقش كتابداران و كتابخانه‌ها، تصريح كرد: \\"كتابداران، بيشتر با افرادي سر و كار دارند كه خود اين افراد، عادت به مطالعه داشته و كتابخوان هستند، پس بايد بتوانند با در اختيار قرار دادن منابع لازم، نيازهاي اين قشر را برآورده كنند. اما كمبود منابع موجود و گاه فقدان آنها، سبب مي‌شود كه افراد مراجعه كننده به كتابخانه‌ها، حضور خود را كمرنگ‌تر كنند و تمايل آنها به سمت منابع به صورت شخصي برود. از طرفي نيز، بالا رفتن توليدات کتاب، نبايد سبب گمراهي مان شود، زيرا بخش عظيم اين توليدات، کتاب هاي درسي و کمک درسي هستند. مطالعه خوب و مورد بحث در سطح جهاني، مطالعه اي فارغ از روابط کاري و اخبار مي باشد و ملاک اساسي، با علاقه خواندن کتاب است.\\"
كتابخانه‌هاي عمومي در صورت برخورداري از كتاب‌هاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعين، مي‌توانند عامل موثري در تشويق اقشار مختلف مردم به مطالعه شوند. كتابخانه‌هاي عمومي اگر جايگاه واقعي خود را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از حيث تاريخي و اجتماعي در مكاني از بلوغ و قدرت گزينش قرار مي‌گيرد كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينه ساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه مي‌تواند به عنوان پشتيبان امر تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد.
حسين محمدي، كارشناس كتابداري و كتابدار كتابخانه عمومي سهروردي زنجان، در خصوص مشکلات و کاستي هاي کتابخانه ها، اذعان داشت: \\"كتابخانه‌هاي عمومي به دليل كمبودهايي كه دارند، در روند ترويج مطالعه، كارايي لازم را ندارند. از اين مشكلات مي‌توان به بي توجهي به استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، رسانه‌ها و اقشار مختلف مردم، كمبود منابع علم و كتاب‌هاي مرجع روزآمد در كتابخانه‌هاي عمومي، عدم به كارگيري فنون و روش‌هاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و عدم كارايي برخي از پرسنل موجود، عدم تناسب تعداد كتابخانه‌ها با شاخص‌هاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و عدم انسجام آنها، مجهز نبودن كتابخانه‌ها به تجهيزات لازم، دستگاه‌هاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سوالات علمي مراجعين، متناسب و هماهنگ نبودن كتب كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليت‌هاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصه گويي، نمايش فيلم، بي توجهي به دل انگيز سازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات و ناكافي بودن سالن‌هاي مطالعه در كتابخانه‌هاي عمومي، اشاره نمود.\\"
برخي از صاحب نظران معتقدند که توجه به استانداردهاي موجود در راه اندازي و ايجاد كتابخانه‌هاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتاب‌هاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعه سازي و انتخاب كتاب براي كتابخانه‌هاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانه‌ها، برگزاري برنامه‌هاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصه گويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعين، غني كردن بخش مرجع كتاب‌هاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخ گويي به پرشس‌هاي علمي مراجعين، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانه‌ها، ايجاد و ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانه‌ها و حضور كتابداران كتابخانه‌هاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليت‌هاي كتابخانه، از راهكارهاي ارتقاء فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانه‌ها مي‌باشد.
مهدي جليل خاني، كتابخوان برتر كشور از استان زنجان در سال 1385، در خصوص نقش كتابداران، خاطرنشان ساخت: \\"هرگاه كه كتاب در دسترس مردم قرارگرفته و بهره ‌مندي از آن به شكل آسان تري انجام يافته، خواننده خود را نيز پيدا كرده است؛ چرا كه لذت كتابخواني و كشف فضا‌هاي تازه، همواره براي همگان جذابيت داشته است. بنابراين همواره نقش كتابخانه‌ها و كتابداران در دسترسي آسان به منابع كتابخانه‌اي مهم و قابل توجه ارزيابي مي‌شود. از طرفي، سياست‌هاي دولت و حاكميت نيز بايد به نحوي باشد كه دسترسي و پخش گسترده كتاب را در اولويت قرار دهد. در اين روند، قيمت، شكل و شمايل و محتواي كتاب، همه و همه در سطر دوم از اهميت قرار دارند.\\"

نقش دولت و رسانه هاي گروهي
شيوه حکومت و همچنين شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غير قابل انکاري در ترويج فرهنگ مطالعه و کتابخواني دارند. در اين زمينه نقش فرهنگ، سنت هاي اجتماعي و متوليان فرهنگي بيش از همه مهم و حياتي جلوه مي کند.
توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني، يك عزم همگاني را مي‌طلبد ولي سهم دولت نيز بسيار مهم است. در سال‌هاي اخير، از طريق نهادهاي دولتي، اقدامات مهمي در اين خصوص صورت گرفته ولي كارهايي كه ما با شتاب بيشتري دنبال كرده‌ايم، برگزاري نمايشگاه‌هاي كتاب درسطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بن‌هاي كتاب و توجه به زيرساخت‌هاي لازم براي امر كتابخواني بوده است. از طرفي توقعات عمومي از وزارت ارشاد نيز بيش از حد بوده است زيرا دستگاه‌هاي ديگري نيز در اين مهم، سهيم هستند. بايد نهادهاي دولتي و غير دولتي، چون شهرداري‌ها، در اختصاص هرچه سريع تر بودجه نيم درصدي به كتابخانه‌هاي عمومي و تامين اعتبارات لازم جهت خريد كتاب و ايجاد فضاي لازم كتابخانه‌ها، اقدام نمايند. از طرفي دولت بايد بنيان‌هاي فرهنگي را در استان‌هاي محروم، تقويت كند تا به سطح مطلوب برسند. زيرا توجه لازم به اين مقوله سبب رسيدن جامعه به سطح ايده آل فرهنگي مي شود.\\"
در تمام كشورهاي جهان اين كنترل‌ها، وجود دارد. به نظر مي رسد، نهايت آسان گيري در ايران در بررسي كتاب‌ها صورت مي‌گيرد. دغدغه‌ ما اين است كه روند اخذ مجوز را باز هم سريع‌تر و آسان تر نماييم و تلاشمان بر اين بوده كه اطمينان لازم را در اداره كل ارشاد ايجاد نماييم تا به صورت استاني مجوزها صادر شده و نيازي به مراجعه جهت اخذ مجوز و مراجعت به تهران نباشد.\\"
دولت به عنوان متولي بسياري از امور فرهنگي، با در اختيار داشتن رسانه هاي گروهي، سازمان ها و نهاد هاي دخيل، و با سياست گذاري هاي دقيق، نقش بسزايي در ايجاد فرهنگ مطالعه مي تواند، ايفا کند.

كتابخواني انتقال دهنده و ركن مهم ارتباط بين ملت
از صدا و سيما انتظار مي‌رود كه حداقل در يك سريال پربيننده، كتابخواني، خريد كتاب يا هديه دادن كتاب را بگنجاند. برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب، اعلام ساعات كار كتابخانه، اعلام اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان مي‌تواند در برنامه‌هاي صدا و سيما، گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد. مسئولين امر بايد بدانند كه كمبودهاي حوزه مطالعه، فقط با يك نمايشگاه كتاب به مدت ده روز، برطرف نمي‌شود.\\"

نقش رسانه در ميزان مطالعه در جامعه
رسانه‌هاي گروهي چون راديو و تلويزيون، به جز معدود برنامه‌هايي كه آن هم گاهاً پخش مي‌كنند، ديگر هيچ پوششي در جهت گسترش فرهنگ كتابخواني نمي دهند. شايد بيشترين بار در حوزه رسانه بر دوش نشريات باشد، اما آنها نيز توان تحريك مخاطبين فرهيخته را نداشته اند. اين مخاطبين نيازمند مطالب غني تر و پربارتري هستند. بايد شاهد انعكاس جلسات نقد و بررسي كتاب، آمار دقيق كتابخانه‌ها و كتاب فروشي‌ها و علاوه بر ‌آن حركت‌هاي مختلف دولتي و غيردولتي در زمينه كتاب و كتاب خواني براي گسترش فرهنگ مطالعه، در نشريات باشيم.\\"
گروه‌هاي مرجع چون نويسندگان، علما، صاحب نظران و تمام كساني كه مي‌توانند نقش هدايت جمعي را در جامعه در زمينه مطالعه بر عهده بگيرند، بايد از كانال‌هاي رسانه‌اي به مخاطبين، اطلاعات لازم را برسانند. علاوه بر اين مردم نمي‌دانند كه چگونه بخوانند و چه بخوانند. تقويت رسانه‌ها، در نهايت به بهبود وضعيت نابسامان مطالعه در كشور مي‌انجامد.\\"

نقش ناشران و كتاب فروشي‌ها
ناشران و كتاب فروشي‌ها هم به نوبه خود نقش بسيار موثري در اشاعه فرهنگ كتابخواني ايفا مي كنند. ميزان توجه ناشران به تمايلات و نيازهاي خوانندگان، استانداردهاي چاپ و نشر و همچنين گسترش قلمرو نمايش و توزيع كتاب توسط كتاب فروشي‌ها از جمله عوامل اثرگذاري در گرايش مردم به سمت مطالعه مي‌باشد. كيفيت برتر كتاب، اعم از جذابيت ظاهري، نحوه صفحه آرايي و حروف چيني، شيوه طراحي و رنگ آميزي، تصاوير روي جلد و درون متن، حجم، قطع و كيفيت چاپ و صحافي و همچنين ويژگي‌هاي محتوايي و مسائل مربوط به ويراستاري كتاب از جمله مواردي است كه پيوسته بايد مدنظر ناشران، نويسندگان، ويراستاران و به طور كلي متوليان عرصه چاپ و نشر قرار بگيرد.
فتاح محمدي، مديرمسئول نشر هزاره سوم، در توضيح نقش ناشران در گسترش فرهنگ مطالعه، اذعان داشت: \\"توجه به كتاب، در سال‌هاي اخير، در سطح كشور، بسيار كم شده است. بايد نياز به مطالعه، در ميان مردم ايجاد شود تا آنها به دنبال كتب مورد نياز خود بروند. از طرفي جذب مخاطب با كمك گرفتن از عناوين فريبنده براي كتاب‌ها چون، چگونه پولدار شويم، چگونه موفق شويم و يا كلمات قصار بزرگان، را نمي‌توان به پاي گسترش مطالعه در بين مردم گذاشت. زيرا اين كتاب‌ها ارزش مطالعه ندارند و خواندن آنها اتلاف وقت است. به صورت كلي ناشران بايد، رسالت فرهنگي خويش را در نشر و توزيع كتب سودمند در جامعه، پاس دارند و به جاي فكر كردن صرف به پول، كمي هم به فرهنگ جامعه فكر كنند.\\"
بي سوادي و كم سوادي افراد، نارسايي نظام آموزشي، بي توجهي دولت و رسانه‌هاي گروهي به امر مطالعه، ناكافي بودن كتابخانه‌هاي مجهز و كتابداران متخصص، گراني كتاب و مشكلات اقتصادي، تعدد مشاغل و محدوديت ساعات فراغت افراد، بي‌توجهي ناشران و مولفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب به طور كلي، شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور ايران، باعث بي علاقگي افراد به كتاب و عدم ترويج و گسترش آن شده است.
شهين رومي، مدير مسئول انتشارات نيكان كتاب زنجان، ضمن مهم دانستن دو عامل، موضوع كتاب و ميزان آگاهي مخاطب، در نشر كتاب، ابراز داشت: \\"كتاب فروش هم مانند كتابدار بايد از موضوع كتاب و سطح آگاهي مخاطب، اطلاع كافي داشته باشد تا كالاي فرهنگي مناسبي را براي كتاب خوان‌ها، آماده كند. گزينش ترجمه مناسب براي انتشار و دقت در انتخاب سن مخاطب‌هاي كتاب نيز بر عهده ناشران مي‌باشد. اخذ مجوز براي نشر كتاب‌ها، گاه بسيار طولاني مي‌شود و اين امر، ناشر را از ادامه فعاليت بازمي‌دارد. از طرفي هم بالا رفتن هزينه‌هاي چاپ، به معضلي در اين حوزه بدل شده است. البته نبايد خريد كتاب از طرف نهادهاي دولتي از ناشران را در بهبود شرايط و جبران هزينه مالي آنها، ناديده گيريم.\\"
علاوه بر اين، بايد به اين امر نيز توجه داشت كه متأسفانه در ايران، ارتباط ارگانيكي بين نويسنده، تصويرگر و ناشر، برقرار نيست. اغلب، نويسنده متن را در اختيار ناشر مي‌گذارد و ناشر به دلايلي از جمله صرفه جويي در هزينه، كاستن از زمان تهيه نقاشي‌ها و همچنين ناآشنايي با تمايلات مخاطب و دلايل ديگر، كتابي عرضه مي‌نمايد كه مورد پسند قرار نمي‌گيرد يا جنبه‌هاي علمي و تربيتي و تأثير آن بر خواننده، لحاظ نمي‌شود. اين امر در نهايت منجر به كتاب گريزي و مخاطب گريزي در جامعه مي‌شود.

مطالعات فرهنگي
مطالعات فرهنگي، مجموعه‌ي آثار گوناگوني با جهت‌گيري‌هاي متفاوت، و معطوف به تحليل انتقادي اشکال و فرايندهاي فرهنگي در جوامع معاصر و نزديک به معاصر است.
مطالعات فرهنگي، جامعه‌شناسي، نظريه اجتماعي، نظريه ادبي، مطالعات فيلم/ويدئو، انسان‌شناسي فرهنگي و تاريخ/نقد هنر را براي مطالعه پديده‌هاي فرهنگي در جوامع صنعتي ترکيب مي‌کند. پژوهش‌گرانِ مطالعات فرهنگي اغلب بر اين موضوع متمرکزند که چطور پديده‌اي خاص به ايدئولوژي، نژاد، طبقه اجتماعي و/يا جنسيت مرتبط مي‌شود.
مطالعات فرهنگي در مطالعه معاني و رويّه‌هاي زندگي روزمره به‌کار مي‌رود. رويّه‌هاي فرهنگي شامل روش‌هاي مردم براي انجام کارهاي خاص (مثل تله‌ويزيون تماشاکردن يا غذاخوردن) در فرهنگي معيّن است. معاني خاص به روش‌هايي که مردم در فرهنگ‌هاي معيّت کارهايي را انجام مي‌دهند، پيوسته مي‌باشد.
در استفاده‌اي عام‌تر ولي جداگانه، عبارت مطالعات فرهنگي گاهي به مثابه مترادف غيردقيق مطالعات منطقه‌اي هم به کار مي‌رود؛ يعني مطالعه آکادميک فرهنگ‌هاي خاص در دپارتمان‌ها و برنامه‌هاي درسي مثل مطالعات اسلامي، مطالعات آسيايي، مطالعات آفريقايي‌هاي آمريکا، مطالعات آفريقايي و....
در کتاب معرّفي مطالعات فرهنگي، ضياءالدّين سردار، پنج ويژگي مطالعات فرهنگي را فهرست مي‌کند:
هدفِ مطالعات فرهنگي، وارسي موضوعات با استفاده از اصطلاحات مرتبط با رويّه‌هاي فرهنگي و نسبتشان با قدرت است.
هدف، فهم فرهنگ در تمام اشکال پيچيده آن و تحليل زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي‌ست که فرهنگ خودش را در آن‌‌ها نشان مي‌دهد.
موقعيّت و هدف اين رشته، هم نقد و هم عمل سياسي‌ست.
تلاش مي‌کند تقسيم دانش را براي چيرگي بر شکاف بين اشکال ضمني (دانش فرهنگي) و عيني (جهاني) دانش، روشن سازد و دوباره وفق دهد.
مطالعات فرهنگي، به ارزيابي اخلاقي جامعه مدرن و جبهه راديکال عمل سياسي، متعهّد است.
بسياري از چهره‌هاي شناخته‌شده و مطرح در مطالعات فرهنگي، جهت‌گيري‌هاي متنوّع و تا اندازه‌اي متفاوت نسبت به موضوعات مورد نظر خود دارند و طيف گسترده‌اي از نويسندگان و متفکّران را شامل مي‌شوند. همه اين‌ها در پي نابسندگي رشته‌هاي آکادميک موجود، به بعضي تفاوت‌هاي طبقاتي و منطقه‌اي و بعضي اشکال نوين فرهنگ عامه، فرهنگ جوانان و ضد فرهنگ‌ها، و نيز، اشکال فراگير رسانه، تبليغات، موسيقي و... علاقه‌مند شدند.

اصلاح نظام اطلاع رساني، يا ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق؟
سالهاست كه از مشكلات موجود در نظام اطلاع رساني و كتابخانه هاي كشور صحبت مي شود. و اين امر، به عنوان مانع اصلي براي پيشرفت روند تحقيق و پژوهش معرفي مي گردد. مقالات فراوان اما پراكنده اي در اين زمينه، در نشريات مختلف به نگارش در آمده و حتي در سمينارهاي چندي مانند: سمينار كتاب و كتابداري در سال 1360 در دانشگاه مشهد، سمينار كتابداري و اطلاع رساني پزشكي در سال 1367 در دانشگاه علوم پزشكي مشهد، سمينار كاربردي مراكز و سارمانهاي پژوهش فرهنگي و اطلاع رساني در سال 1369 در تهران (توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)، سمينار كتابداري در سال 1371 در دانشگاه مشهد، و غيره برگزار گرديده؛ اما مشكلات همچنان به قوت خود باقي است و چه بسا بيشتر هم شده است. دليل عمده اين وضعيت، آن است كه ضعف در سيستم اطلاع رساني، خود نه تنها مسئله اصلي محسوب نمي شود؛ بلكه صرفا يك معلول است و مشكل در درجه اول، نه از مراكز اطلاع رساني، كه از ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه ما نشات مي گيرد و كمي و كاستيها ريشه در آن دارد. و در واقع، همين نكته مهم است كه بايد درابتدا مورد توجه قرار گيرد. دراين مقاله، سعي شده است ريشه هاي ضعف در فرهنگ مطالعه و تحقيق و ارتباط آن با نظام اطلاع رساني مورد بحث و تجزيه و تحليل قرار گيرد.
با توجه به نياز و تقاضا، عرضه كتابخانه هاي ما بسيار خوب بوده و در حد كاملأ قابل قبولي است ! ما از جهت كمبود كتابخانه و مراكز اطلاعاتي و منابع تحقيق ابدا مشكل نداريم ! اين همه شكوه ها از كمبود، بدون توجه به نياز مراجعان و متقاضيان اطلاعات از كتابخانه ها نوشته شده و اصلأ درد دل واقعي اكثريت قريب به اتفاق جامعه ما نيست؛ بلكه همه دردهاي فرضي است – دردهايي كه نه مال مردم بلكه مال نويسندگان اين مقاله ها است و شايد هم مال خود آنها نباشد؛ بلكه به نيابت و با تصور ذهني از خواست مردم، چنين مطالبي را به نگارش درآورده اند ! اصولأ كتابخانه هاي ما، در عرصه \\" عرضه و تقاضا \\" گاهي حتي بيش از تقاضا و نياز عرضه كرده اند، به خاطر همين مسئله اگر از ديدگاه اقتصادي صرف به آن نگاه كنيم \\"اسراف \\" هم كرده اند، به جاي آنكه متهم به تعلل و ركود شوند به ولخرجي و عرضه بيش از نياز هم متهم هستند !
از بيان حقايق فوق آن هم از يك آشناي با كتابخانه هاي امروز، تعجب نكنيد و به شگفت نياييد، زيرا اگر از لايه اظهار نظرهاي رايج و كلاسيك و يك شكل – كه بارها و بارها شنيده ايم و هيچ كدام هم مشكلي را حل نكرده – بگذريم و به عمق واقعيات برسيم، از چنين ادعايي ديگر تعجب نخواهيم كرد. و چگونه تعجب كنيم كه: به عيان مي بينيم ميليونها دانش آموز درس مي خوانند و ديپلم مي گيرند، بدون آنكه نيازي به مراجعه به كتابخانه اي داشته باشند. هزاران آموزگار و دبير همه روزه تدريس مي كنند، بدون آنكه سالي يك بار از كتابخانه اي گذر كنند. صدها هزار ديپلمه، هرسال در كنكور دانشگاهها شركت مي كنند و هزاران نفر از آنها نيز در امتحانات آن قبول مي شوند. درحاليكه اكثريت آنها حتي در تمام عمرشان از كتابخانه اي استفاده نكرده اند. هزاران دانشجو در دانشگاههاي كشور مشغول تحصيل اند كه اكثر آنها با كتابخانه كاري ندارند و آنهايي هم كه مراجعه ميكنند، يا براي خواندن جزوه درسي شخصي است، و يا براي استفاده از چند كتاب محدود درسي كه به وفور و به تعداد مكرر در كتابخانه دانشكده موجود است. اين جريان، حتي به شكلي درميان استادان دانشگاهها – اگر كه از استثناء نمي تواند به عنوان قاعده به حساب آيد – نيز كم و بيش ديده مي شود.
اينجانب خود، بارها شاهد بوده ام كه برخي از اعضاء هيئت علمي، پس از پا فشاري زياد براي سفارش و خريد سريع نشريه و يا كتابي علمي از خارج توسط كتابخانه، پس از رسيدن آن، خود هيچ گاه به سراغ آن نيامده اند – تا چه رسد به ديگران ! و در چنين اوضاع و احوالي، نه تنها دانشجويان با الفباي تحقيق آشنايي ندارند؛ بلكه حتي كم نيستند استاداني كه آنها نيز با امر تحقيق بيگانه اند.
با اين اوصاف، آيا هنوز بايد بگوييم كه كتابخانه هاي ما مشكل دارند ؟ ميزان مراجعه با سوادان ما به مراكز اطلاع رساني اين چنين است. بيسوادن – كه اكثريت افراد جامعه را تشكيل مي دهند – كه واقعا نمي توانند كاري با كتابخانه داشته باشند.
زماني كه مي بينيم دانشگاههايي حتي بدون داشتن كتابخانه شروع به كار مي كنند، دانشجو آموزش مي دهند، بايد قبول كنيم كه اگر بالاترين مراكز آموزشي به اين نحو ازخدمات كتابخانه اي و كتابخانه بي نيازند، ما كتابداران يا دست اندر كاران مراكز اطلاع رساني به منزله\\" كاسه هاي \\" داغتر از \\" آش \\" خواهيم بود. اگر سخن از كمبودها و كاستيهاي آن به ميان آورديم و ناله و شكوه سر دهيم.و بيخود نيست كه كسي هم به اين انتقادات توجه نمي كند و اصلأ گوش شنوايي براي آن پيدا نمي شود و به عبارت ديگر، خود مي گوييم و خود هم مي شنويم و سخن فراتر از اين هم نمي رود.
مگر غير از اين است كه ما آشنايان با امور كتابخانه، چه بسا ديده ايم حتي زماني كه تنها متخصص امور اطلاع رساني و كتابداري يك دانشگاه – كه عهده دار و مسئول اداره كتابخانه هاي آن بوده – بدون دليلي توسط مسئولان دانشگاه بركنار مي شود و فردي كاملأ ناآشنا و بدون اطلاع از اين فن به جايش گذاشته مي شود. اصلأ آب از آب تكان نمي خورد: نه كوچكترين خللي، در امر آموزش دانشگاه به وجود مي آورد و نه كمترين ضايعه اي در امر پژوهش (اگر كه واقعا وجود داشته باشد)؛ نه دانشجويي متوجه اين تغيير مي شود و نه حتي استادي دچار مشكل مي گردد. و اين چنين است كه، بودجه فراواني كه صرف تاسيس و راه اندازي اين كتابخانه ها، از جهت ساختمان و تجهيزات، حقوق پرسنل، خريد مواد و منابع و غيره مي شود (حتي در حد موجود)، اكثرا هرز مي رود و بازده اش، بسيار كمتر از سرمايه گذاري براي آن است.
بنابراين، مشكل بنيادي را، نه در نظام اطلاع رساني، بلكه درپديده ديگري كه علت آن محسوب مي شود، يعني فرهنگ مطالعه و تحقيق در جامعه، بايد جستجو نمود كه منشا همه مشكلات دراين زمينه است. زيرا كه اگر كم كاري كبد به صورت لك صورت پديدار گردد، راه معالجه آن استفاده ازكرم ضد لك نيست؛ بلكه چاره اساسي رفع مشكل كبد است.
در زمان ما، علي رغم كوششهاي گوناگوني كه براي باسواد كردن مردم صورت مي گيرد، هنوز خيل عظيمي از مردم كشور ما را افراد بي سواد تشكيل مي دهد. \\" تمدن امروز رشد اجتماعي را به مقياس وسيع مديون سطح دانش عمومي مي پندارد. بر اساس اين باور نسبت با سوادي جمعيت به عنوان يكي از مظاهر پيشرفت مورد توجه است … خواندن و نوشتن اولين و ساده ترين وسيله رشد فكري است و تعميم آن منشا رشد و توسعه اجتماعي است. آنجا كه بيسوادي، به صورت پديده غالب، اكثريت افراد جامعه را در برمي گيرد، بي خبري نيز مشخصترين ويژگي جمعي است و در بي خبري، هيچگونه رشد و تعالي نمي توان يافت … در دنياي امروز، نسبت باسوادي جامعه به عنوان يكي ار شاخصهاي رشد و توسعه شناخته مي شود \\" 1
بعد از مشكل بزرگ بي سوادي، مسكل نوسوادان به چشم مي خورد. اين گروه كه با زحمات زياد و صرف بودجه اي قابل توجه، در جريان سوادآموزي، خواندن و نوشتن راياد مي گيرند، عملأ مواد خواندني مورد نياز خود را در اختيار ندارند و اگر پس از گذشت زمان، آنچه را كه ياد گرفته اند فراموش نكنند، حداقل در جرگه كساني قرار مي گيرند كه داراي سوادي مرده و غير قابل تحرك اند و آن طور كه انتظار مي رود از اين سواد
بهره اي نخواهند برد. از طرفي در طبقه باسواد و تحصيل كرده نيز، همان طور كه اشاره شد، نه اقبالي جدي به مطالعه وجود دارد و نه احساس نياز و نه عادت به آن. و اين در حالي است كه: \\" ما در عصر اطلاعات زندگي مي كنيم. اطلاعات توليد شده در جهان، به قدري زياد است كه ما را با \\" انفجار اطلاعات \\"، \\" آلودگي اطلاعات \\" و \\" رشد بيش از حد اطلاعات \\" مواجه ساخته است.تخمين زده مي شود كه هر ساله تنها نزديك به 400 تا 500 هزار گزارش تحقيق در دنيا منتشر مي شود. و اين رشد شتابان، همچنان ادامه دارد. چكيده نوشته هاي مربوط به علوم شيمي Chemical Abstract\\" \\" قريب 000/450 قلم در هر سال است. چكيده نوشته هاي علوم زيستي Biological Abst\\" \\" 000/250، چكيده نوشته هاي مربوط به علوم فيزيك \\" Physics Anstracts \\" 000/165، چكيده نوشته هاي علوم مهندسي \\"Engineering Index \\" به حدود 000/105 در سال مي رسد \\". 2 \\" در هرسال فقط در زمينه علوم و تكنولوژي متجاوز از يك ميليون و پانصد هزار مقاله معتبر، در پنحاه و پنح هزار نشريه ادواري منتشر مي شود. عصر ما را دوران \\" انفجار انتشارات \\" و \\"انقلاب اطلاعات \\" مي خوانند. پيشقراولان اين عصر جديد، محققان، نويسندگان، مترجمان، ناشران، كارگزاران و متخصصان چاپ، متخصصان ارتباطات و كامپيوتر و همچنين كتابداران دكومانتاليستها، اطلاع رسانان و آرشيويستها هستند. سرمايه و نيروي فكر و كار بسيار زيادي براي سازماندهي، انباشت و بازيابي اطلاعات صرف مي گردد. تا آنجا كه شاخص عقب ماندگي و پيشرفت جوامع بشري از ميزان درآمد سرانه، به ميزان اطلاعات سازمان يافته و قابل دسترسي در جامعه تبديل شده ايت. در استفاده از اطلاعات از همه مهمتر آماده سازي محيط اجتماعي – فرهنگي و آموزش افراد است كه نبايد از آن غافل ماند \\". 3
بنابراين، در چنين شرايطي از زمان، با توجه به گسترش و اهميت روزافزون اطلاعات علمي و نياز به استفاده از آن، و براي آماده كردن و مستعد نمودن زمينه بهره وري از اين اطلاعات، و ايجاد احساس نياز واقعي به آن، قبل از همه به يك برنامه ريزي وسيع و حساب شده در جهت ترويج فرهنگ مطالعه و تحقيق نياز داريم كه در اينجا، فقط به صورت بسيار مختصر و فهرستوار، به رئوس آن اشاره مي شود:
الف. انجام تغييرات لازم در نظام آموزشي مدارس، بدانگونه كه مطالعه كتابهاي جنبي و انجام تحقيقات ابتدايي جزو برنامه موظف درسي دانش آموزان قرار گيرد. و در اين ارتباط، كتابهاي سودمند مناسبي در زمينه هاي موضوعي متنوع به طور گسترده و با استفاده از آخرين روشها و تكنيكهاي فني و علمي براي هر سطح و هر كلاس، تاليف و انتشار يافته و در كتابخانه هر مدرسه دراختيار دانش آموزان قرار گيرد؛
ب. آموزش روشهاي ساده و عملي كتابداري به \\" كتابدار – معلم \\" هاي تمامي مدارس هر شهر و منطقه، در خلال تعطيلات تابستان؛
ج. روش استفاده از كتاب و كتابخانه و انجام تحقيقات ابتدايي، به عنوان يك كتاب درسي تدوين و به دانش آموزان ارائه شده و براي هر درس تعيين گردد. و در اين ميان، كوشش به عمل آيد كه با استفاده از تجربيات علمي، دانش آموز نه فقط يك كار اجباري و موظف درسي، بلكه با علاقه و انگيزه به مطالعه و تحقيق روآور گردد؛
د. به امر تحقيق و پژوهش در دانشگاهها و مراكز پژوهشي توجه بسيار جديتر مبذول، و برنامه هاي موظف تحقيقاتي و نيز درس \\" آشنايي با كتابخانه و روش تحقيق \\" در برنامه درسي كليه رشته هاي دانشگاه گنجانيده شود؛
ه. براي نظام تحقيقات در كشور، با جمع آوري و استفاده از نظريات و تجربيات كليه محققان و پژوهشگران، در طي سمينارهاي تخصصي و مستمر و جدي و با پشتوانه اجرايي، برنامه ريزي جامع و مدوني به عمل آمده تا بدان وسيله:
1. اولويتها را در اين زمينه شناسايي و معرفي نمايد.
2. مانع كارهاي تكراري و موازي در تحقق گردد.
3. مشوق تحقيق و پژوهش و رواج فرهنگ آن شود.
4. شبكه اي منسجم و فعال در امر پژوهش را پايه گذاري نمايد.
5. با رشد وشكوفايي تحقيق و پژوهش و در نتيجه ايجاد نياز روزافزون و واقعي به مراكز اطلاع رساني، همزمان به طور جدي به گسترش اين مراكز اقدام نموده و براي رفع مشكلات آنها درجهت ارائه خدمات مورد تقاضا به پژوهشگران چاره انديشي اساسي نمايد.
6. از آنجا كه در اكثر رشته ها هر گونه پژوهش بنيادي، به اطلاعات وسيع در سطح جهاني نياز دارد با استفاده از تكنولوژي پيشرفته اطلاع رساني، ارتباط محققان داخلي را با آخرين فعاليتهاي انجام شده و داده هاي علمي در آن زمينه در دنيا برقرار نمايد.
7. رهبري و ترويج امر پژوهش و حمايت از پژوهشگران را با فراهم آوردن امكانات تحقيق به جاي مدرك گرايي در دانشگاهها و به طور كلي ايجاد انگيزه هاي لازم براي انجام پژوهش در ميان جامعه تحصيل كرده مملكت، بر عهده گيرد.
8. و بالاخره با انتشار مرتب نشريات نقد كتاب و آثار تحقيقي، معرفي و تشويق فعاليتهاي پيشرفته پژوهشي، اخبار و رويدادهاي پژوهشي و غيره علاقه مندان به تحقيق را در جريان اين گونه مسائل قرار دهد.
و در پايان، چكيده عرايضم را به طور خلاصه در اين بيت شعر بيان مي كنم كه:
آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالاو پست
موجوديت کتابخانه و کتاب درمنازل، علاوه بر اين که براي بزرگان خانواده گنجينه گرانبهايست بلکه در رشد استعداد اطفال هم موثر ثابت شده مي تواند.
افرادي که مطابق به ذوق وعلاقه واستعداد خود کتاب مطالعه مي کنند، مي توانند به پيشرفت زيادي نايل آيند.
مطالعه، انسان را از تمام انکشافات که درجهان صورت گرفته آگاه مي سازد، با آن هم تعداد ازمردم درمورد اهميت کتاب و مطالعه توجه چنداني ندارند.
باوجود اين که يک تعداد مردم از رفتن به کتابخانه ومطالعه را ارزش نمي دهند اما تعداد ديگر مردم توانسته اند که با استفاده ازمطالعه کتاب هاي مختلف، سود فراوان ببرند.
تعداد افراد واشخاص، ضعف اقتصادي را ما نع بزرگ درراه مطالعه وکتاب خواند ن شان مي دانند درحاليکه تعداد ديگر با استفاده از راه ها وشيوه هاي مختلف توانستنه اند مواد مطالعه را براي خود فراهم سازند.
لازم است گفته شود که وقتي به کتابخانه ها، جهت مطالعه مي رويم، بايد چند نکته مهم را در نظر گرفت:
سکوت وخموشي فضاي کتابخانه نبايد اخلال شود، يعني از ايجاد سروصدا بايد جلوگيري کنيم و حتي صداي پاها و گام هاي ما نبايد مزاحم مطالعه ديگران شود.
پس از داخل شدن درکتابخانه بايد زنگ مبايل خاموش شود. حين مطالعه بايد خاموشانه مطالعه کرد و سرو صداي ورق زدن نبايد دگران را اذيت کند.
مطالعه در زندگي انسان نقش وجايگاه بسيار والايي دارد و در اين زمينه كتاب هاي بي شماري نوشته شده و
گفته هاي زيادي بيان گرديده است به خصوص درمورد كساني كه درحال تحصيل علم ودانش بوده وخود را براي يك زندگي مفيد براي خود وديگران و نيز شهروندي رشد يافته و موثر آماده مي كنند.آموزش وپرورش كه يكي از متوليان اصلي تعليم وتربيت درجامعه به حساب مي آيد درجهت گسترش فرهنگ مطالعه وظيفه اي بس مهم واساسي داردكه در راستاي اداي اين وظيفه برنامه ها و طرح هاي متعددي درحال برنامه ريزي يا اجرا دارد تا بتواند به ايجاد و توسعه فرهنگ صحيح مطالعه وهمين طور مطالعه صحيح در جامعه ياري رساند.

مطالعه چيست؟
مطالعه و کسب علم و دانش زير بنا و زمينه ساز توسعه و پيشرفت کشور و راهگشاي بهروزي - سعادتمندي و فرزانگي جامعهو انسانهاست.مطالعه دو جنبه را در بر ميگيرد.
1- کمي
2- کيفي
کمي شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخص است.
کيفي شامل مقدار يادگيري مطالب - بخاطر سپاري - تجزيه و تحليل - بسط معنايي و کاربردها و....
اگر کتاب را دريچه اي بسوي جهان علم و معرفت بدانيم مطالعه راهي است براي پرورش استعدادهاي خدادادانساني که او را در مسير رشد و تکامل راهنمايي ميکند.
پر واضح است که پيشرفت کشور هاي مترقي مديون مطالعه و کتابخواني آنهاست. چرا که کسي که به مطالعه اهميت دهد به سطوح بالاي علمي دست مي يابد واين مسئله بر سرنوشت افراد تاثير مثبتي خواهد گذاشت ونسلهاي بعدي را نيز بهرهمند خواهد نمود و از آنجا که دانش و آگاهي انسان فطري نيست و بر اثر تجربه و مطالعه بدست خواهد آمد و ميتوان گفت اکتسابي است بهمين دليل نسل حاضر اطلاعاتي بر انوخنه هاي پيشين مي افزايد و براي آيندگان به جا ميگذارد و اين جاست که نقش و اهميت مقوله اي بنام کتاب نمايان ميگردد.
از ميزان کتابخوانها - نحوه کتابخواني - تعداد کتابخانه هاي عمومي - تعداد کتابهاي بچاب رسيده ميزان کتاب خريداري شده توسط مردم و مقدار وقتي که صرف مطالعه ميکنند مي توان پي برد که فرهنگ مطالعه در آن کشور در چه جايگاهي قرار دارد و از اين طريق مسير و جهت رشد و توسعه و يا افول ملتي را ميتوان مشاهده کرد و متاسفانه آمار و ارقام موجود در جامعه ما از موقعيت جالبي بر خوردار نيست و بطر يقين بايد بگويم مسولين آن چنان که بايد به اين مساله اهميت نمي دهند.
مشکل فرهنگي يا به عبارتي افت فرهنگي معمول ملتهاي بسياري است و امروزه هر فردي به نوبه خود بار سنگين مسئولين اين معضل را به دوش يکي از سه ضلع مثلث (ناشران - دولت - خريداران کتاب) مياندازد. در صورتيکه بايد بذنبال راه حل مناسب بود تا بتوان اين مساله جدي را بطور کامل حل نمود.
بيشتر افراد ميدانند که کتاب مهمترين برتري رشد فرهنگي هر کشور است و شاخص ترين وسيله براي انتقال افکار ميان جوامع بشري در جهان محسوب ميشود و تعداد مطالعه کنندگان هر کشوري ميزان رشد عقلاني هر جامعه اي را نشان ميدهد و روش بي نظيري است براي کسب معرفت درباره جهان و خود تا در لابه لاي متون شرح جملات پاراگرافها و انسان و ديگر چيزها بدست آورد.
گسترش فرهنگ مطالعه و کتابخواني در جامعه ايران نياز به آگاهي همه جانبه از مسائل و مشکلات موجود در اين راه دارد فراموش نگنيم که مطالعه يکي از بهترين ابزارهاي تعليم و تربيت مدرن است که يک کتاب در روح فرد ميگذارد از آثار ديگر رسانه ها عميقتر و ريشه دارتر مي باشد و گاهي شخصيت فرد را دگر گون ميکند وجاي بسي خوشحالي است که با وجود همه جانبه وسايل ارتباط جمعي کتاب هنوز جايگاه ويزه اي در دنياي امروز دارد و در بخش عظيمي از اين کره خاکي وسيله تعليم و تربيت بشمار ميرود.

موانع و مشکلات موجود در راه مطالعه
گرفتاري مردم - ماشيني شدن زندگي و اسير بودن انسانها در چنگال ماشينها - توجه بيش از اندازه به امکا نات صوتي و تصويري به جاي آثار مکتوب - گراني کتاب - متنوع نبودن آثار ها - تعداه نسخ کم مطبوعات - نبودن برنامه هاي تبليغاتي پيرامون کتاب - معرفي نشدن کتابهاي جديد - ترجمه هاي نامناسب کتابهاي خارجي بي حوصلگي نسبت به مطالعه - نبود کتابخانه در منزل - شرايط نامساعد آموزشي و پرورشي - وضعيت خاص رسانه ها و مطبو عات و....
و بطور کلي و خلاصه وجود مشکلات اقتصادي و فعال نبودن در زمينه تحقيقات مانعهايي هستند که باعث فاصله بين کتاب و کتاب خواني ميشود و از آنجائيکه ماهواره، رايانه ويدئو و...در حال حاضر جايگاه ويزه اي را در روند آموزشي و يادگيري به خود اختصاص دادهاند و بعنوان رسانه هاي آموزشي نقش گستردهاي در توسعه ساختاري و اجتماعي در ميان جوامع بشري و همچنين انتفال پيام فرهنگ و جلوه هاي غني در ابعاد مثبت يا منفي پيدا کردهاند و تا حد زيادي رسانه هاي نوشتاري نظير کتاب - مجلات و غيره را تحت الشعاع قرار داده اند و به ظاهر توجه همگان را به خود جلب نموده اند.
اما با قدري تعمق خواهيم دانست که رسانه هاي مکتوب و در صدر آنها کتاب به لحاظ دارا بودن ويزگيهاي خاص همچنان با صلابت واستواري نقش تاريخي خود را در انتفال دانش و فرهنگ وهنر از نسلي به نسل ديگر حفظ کرده.
لذا بايد دنبال روشهاي ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه بين آحاد جامعه بگرديم و روشهاي نويني را که با خصوصيات نسل کنوني و مقتضيات زماني ما مطابقت داشته باشد مورد شناسايي قرار دهيم.
در پايان با توجه به فرمايش اخير مقام معظم رهبري، که اظهار مي دارند: \\"من هر زماني كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعه خودمان مي افتم، قلباً غمگين مي‌شوم.\\" بايد در جهت رفع اين مشكل بزرگ، مردم، دولت و تمام نهادها و ارگان‌ها، همگام با يکديگر، به صورت جدي، وارد عمل شوند.

ارجاعات
1 – محمد طاهر، مسائل آموزش و پرورش (تهران: امير كبير، 1364).
2 – محمد تقي مهدوي، مديريت اطلاعات (تهران: مركز اسناد و مدارك علمي، 1368).
3 – فصلنامه كتاب، نشريه كتابخانه ملي ايران، شماره اول (بهار 1369) ص 3 و 4.

 

 

شهر، شهرسازي و شهرنشيني در ايران (با تمركز بر ايران پيش از اسلام)

 

 

 

   ● نويسنده: مهدي - همائي

ارسال كننده: مهدي همائي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از www.farhangi1386.blogfa.com

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://dc142.4shared.com/download/109922113/2010316f/_____.exe?tsid=20090605-024008-4defdc3b

 
 

پيشگفتار
تمدن ايران به صورتهاي متوالي خود (ماقبل آريايي، مادي، هخامنشي، پارتي، ساساني و اسلامي) در مدت 50 قرن بدون انقطاع به حيات خويش ادامه داده است. و دقيقاً همين فرايند را در شهرسازي و معماري ايراني نيز مي‌توانيم پيگيري كنيم. سنتهاي كهن به واسطه استادان بزرگ به شاگردان مستعد منتقل شد و در هر دوره به تناسب موقعيت سياسي- فرهنگي كشور چيزهايي بر آن افزوده گرديد و يا از آن حذف شد. اين امر را با مطالعه در شهرهاي ايراني (چه در داخل مرزهاي كنوني جمهوري اسلامي و چه در ايران زمين واقعي) مي‌توان اثبات نمود.
لااقل از 5000 سال پيش از ميلاد مسيح تا عصر حاضر نمونه‌هاي مشخص اين معماري بر پهنه‌اي گسترده از سوريه تا هندوستان شمالي و كناره‌هاي چين و از قفقاز تا زنگبار پراكنده است. بيش از 3000 سال است كه پاره‌اي عناصر طرح معماري ايران همچنان پابرجا مانده است. بارزترين اين عناصر احساس مشخصي است نسبت به مقياس و به كار گرفتن آگاهانه شكلهاي ساده و جسيم و رسوخ شگفت‌آور ترجيح تزيينات بر ساير عوامل و درگاههاي تاقدار رفيع كه درون پيشخانهايي قرار گرفته و سرستونهاي تزييني و بالاخره تكرار انواع گرده‌هاي افقي و عمودي. در طول اعصار اين عناصر معماري در ابنيه كاملاً گوناگون تكرار گرديده است.
در اين پژوهش نگاهي تحليلي بر جنبه‌هاي جمعيتي، تاريخي، معماري، اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي شهرها و كانونهاي جمعيتي ايران از دورترين ادوار پيش از تاريخ تا سرآمدن روزگار ساسانيان خواهيم داشت.

جمعيت
جمعيت ايران در دوره ميان سنگي حدود 30000 نفر تخمين زده مي‌شود. در اوايل دوره نوسنگي (5000 سال پيش از ميلاد) جمعيت آن بيش از 500000 نفر نبوده و در مقايسه رقم پيشنهادي براي عصر مفرغ (1000 سال پيش از ميلاد) از 2000000 نفر تجاوز نمي‌كند. در اين زمان ايران زيستگاه چادرنشينان چابكسوار و كشاورزان بود. طي سده هشتم و هفتم قبل از ميلاد جنگها و كشمكشهاي شديد بين ايرانيان فلات و آشوريان شمال غرب با پيروزي ايران به پايان رسيد و ايرانيان (مادها و پارس‌ها) سالار مردان امپراتوريي شدند كه از يونان تا هند گسترده بود، با روان شدن خراج و ماليات به قلب امپراتوري جديد، جمعيت ايران از حدود 2.5 ميليون به 4 ميليون نفر افزايش يافت، موازنه جديدي بين شيوه‌هاي زندگي چادرنشيني و شهرنشيني به وجود آمد.
جمعيت در طي چيرگي اسكندر، جانشينان وي و همچنين بازگشت قدرت به پادشاهان اشكاني (پارت) تقريباً بدون تغيير باقي ماند، در زمان پادشاهي ساساني (649-226 ميلادي) جمعيت تا 5000000 نفر بالا رفت.
در حقيقت از نظر جمعيتي، كه مخالف با ديدگاه سياسي است، ورود اعراب، رخداد مهم تاريخ ميانه ايران محسوب نمي شود بلكه ورود تركها، كه با هجومهاي خود كه با مهاجرتهاي زيادي همراه بود و از 1000 تا 1500 ميلادي ادامه داشت، موجب شد تركيب جديدي در جمعيت ايران به وجود آيد. به علاوه هنگامي كه قبايل ترك به اين منطقه سرازير شدند موازنه پيشين در روش زندگي مردم از كشاورزي به چادرنشيني متمايل شد، تأثير اين تغيير فوراً به شكل كشتار روستاييان ايراني به دست چادرنشينان ترك نمود پيدا كرد.‌
نخستين يورش تركها (سلجوقيان) چندان نابود كننده نبود زيرا بيشتر تركها به تركيه رفتند. يورش مضمحل كننده در سال 1220 ميلادي به وقوع پيوست، هنگامي كه سپاهيان چنگيزخان از شمال شرقي تاختند و در كشتارها، به تخمين، جمعيت 25 درصد كاهش يافت.
در حدود 1500 ميلادي از 4000000 ساكنان ايران 1000000 نفر چادرنشينان ترك بودند. به تدريج طي سه سده بعد كشاورزي روستايي باتوان بيشتري مجدداً پديدار شد و همچنان كه جمعيت كل ايران تا 6000000 نفر افزايش مي يافت نسبت چادرنشينان تا 20 درصد كاهش يافت.
در حدود 1900 ميلادي 10 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند و حداكثر 2000000 نفر از اين تعداد چادرنشين بودند. در سال 1975 - مطابق با 1355 خورشيدي - 34 ميليون نفر در ايران زندگي مي‌كردند كه از اين تعداد 27 ميليون فارسي‌زبان، 4 ميليون ترك زبان و 2 ميليون عرب زبان بودند.
جمعيت ايران طي سده‌هاي متوالي دستخوش تغييرات شگرفي بوده است.
مي توان 5 عامل مهمتر را براي توجيه اين امر برشمرد:
الف) بيماري‌هاي واگير
ب) قحطي‌ها
پ) سوانح طبيعي
ت) جنگ و جدالهاي محلي و منطقه‌اي و يا تهاجم خارجي
ث) مهاجرتها
عدم‌ يا وجود اين عوامل مي‌توانست همراه با دوره‌هاي رونق و ركود منجر به افزايش يا كاهش، پراكندگي يا تجمع، شهرنشيني يا كوچ‌نشيني جمعيت شود. نگاهي به دوره‌هاي تاريخي ايران مويد اين باور خواهد بود. در نمودارهاي 1 و 2 به ترتيب تغييرات جمعيت ايران از 2500 سال قبل تا كنون و نيز وضعيت جمعيتي ايران طي صد سال گذشته نشان داده شده.

شهر ايراني در ادوار گوناگون
چنين رسم شده است كه هر مقوله‌اي را در ايران به پيش و پس از اسلام تفكيك كنند و اين كليت مساله «شهر» را نيز در بر مي‌گيرد، حال برخي شهر مدرن را نيز به عنوان يك شيوه، در امتداد دوره پس از اسلام، متمايز مي‌كنند.
ولي ما معتقديم «شهر» نيز همچون هر پديده اجتماعي ديگر از يك «پيوستگي» برخوردار است، يعني از ايجاد نخستين كانونهاي تمركز جمعيت يكجانشين در آبادي‌هايي كه به تدريج توسعه يافتند تا پيدايش كلان شهرهاي امروزي با يك مقوله واحد روبرو هستيم كه اگر چه ممكن است از لحاظ ريخت‌شناسي (مورفولوژيك) كاملاً متمايز جلوه كند ولي از جنبه كاربردي و ساختاري داراي روحي واحد است، در اينجا با وحدتي مواجهيم كه به تبع كاركردهاي گوناگون، شيوه معيشت، دوره تاريخي، … و تكنولوژي دچار دگرگوني مي‌شود ولي در هر صورت موضوعيت خود را از دست نمي‌دهد و همواره داراي عناصر مشترك اساسي است. با اين وجود خواهيم كوشيد شهر ايراني را از نخستين جلوه‌هاي آن رديابي كنيم و در دوره‌هاي مختلف تاريخي مطالعه نماييم.

الف) دوران پيش از تاريخ
ظاهراً نخستين جمعيتهاي شناخته شده پيش از تاريخ ايران در روستاهاي كوچكي كه به طور وسيعي پراكنده بود زندگي مي‌كردند. در طول روزگاري دراز، فشار و تأثير محيطي مشترك، واكنشهاي همانندي را به وجود آورد كه نتيجه آن پيدايش رسوم و عقايد و نهادهاي متشابه بود. همين كه اين واحه‌هاي تمدني پا از مراحل اوليه شكار و گردآوري خوراك بيرون گذاشتند خودكفايي آنها كمتر گشته وابستگيشان به يكديگر بيشتر گرديد. كهنترين اقامتگاه در سيلك كه تاريخ آن پيش از هزاره پنجم است، ظاهراً فقط شامل كلبه‌هايي بوده كه از شاخه درخت درست شده بود. در مرحله بعدي است كه ساختمان با خشت دست‌ساز آغاز گرديد، خشت و آجر جديد چهارگوش كه اطرافش مسطح است و در قالب زده مي‌شود در هزاره چهارم آشكار شد، ظاهراً اين نوآوري نيز از ابداعات ايرانيان بوده است
اشيايي كه در گورستاني در تپه «سيلك» پيدا شده و بعضي از آنها آهني است متعلق به هزار سال قبل از ميلاد است. اشيايي كه در اين قبرها پيدا شده عبارتند از اسلحه برنزي و آهني و تزيينات متعلق به زين و برگ اسب. اين قبور متعلق به اشخاص تازه واردي است كه بدون شك اسب‌ سوارند و تمدن ديگري غير از مردم بومي ايران آن عصر دارند و آقاي گيرشمن كه اين اشياء را كشف كرده احتمال مي‌دهد اين قبرها متعلق به ايرانيها -آريايي‌ها- و به احتمال قوي «مادها» باشد.
يك نمونه ديگر براي استمرار و تحول شيوه زندگي را مي‌توان در لرستان كنوني جستجو كرد :
در دره هليلان، تقريباً نرسيده به شمال آن، در نتيجه حفاري‌هايي كه به وسيله «مرتن‌سن» در سال 1964 در تپه گوران انجام گرفته معلوم شده كه در لايه‌هاي «با‌سال – Basal» كه مربوط به 6500 سال قبل از ميلاد است دهكده نيمه مسكوني وجود داشته كه خانه‌هاي آن از چوب بوده است اما همين دهكده تا سال 5800 قبل از ميلاد به صورت يك دهكده كاملاً مسكوني درآمده كه خانه‌هاي آن با‌ آجر ساخته شده بود، در حالي كه لايه‌هاي زيرين‌ آجري نبودند. سابقاً مراكز عمده پيدايش تمدن را منحصر به دلتاي نيل، ميان رودان (بين‌النهرين) و حوزه رود سند مي‌دانستند، گاهي نيز چين را به اين مجموعه مي‌افزودند ولي كارهاي متأخر ديرين‌شناسان نشان مي‌دهد كه در كنار اين كانونهاي بزرگ مدنيت و شهرنشيني، نه تنها نقش فلات ايران به عنوان كريدوري براي ارتباط فرهنگي، حايز اهميتي درخور است بلكه تأثير آن‌، گاه بيشتر از نقاط سابق‌الذكر مي‌باشد.
براي مدتها باستان‌شناسان مراكز شهري سرزمين بين‌النهرين را در برابر مناطق كم‌جمعيت و عقب افتاده ايران قرار مي‌دادند حال آنكه حفريات دانشگاه ‌هاروارد در تپه يحيي‌كرمان (1970)، هيأت‌حفاران ايتاليا در شهر سوخته سيستان (1969)، حفريات دانماركيها در اطراف خليج فارس (1969)، باستان‌شناسان اتحاد شوروي در آسياي مركزي (1972)، كاوشهاي گروه كانادايي دانشگاه اونتاريو در كنگاور (1975)، دانشگاه ميشيگان در دهلران (1975) و نيز كاوشهاي باستان‌شناسان دانشگاه تهران در دشت قزوين (1976) دگرگونيهاي بنيادي در نظريه فوق به وجود آورده است. وسعت مناطق استقرار در آغاز شهرنشيني و ميزان يافته‌ها در حفريات و تاريخ آنها كه برابر 3400-3000 قبل از ميلاى است نشان مي‌دهد كه روابط ميان بين‌النهرين و سرزمين ايران، دوجانبه و متعادل بوده است. در قرون اوليه هزاره سوم پيش از ميلاد، جوامع روستايي در سراسر ايران به موازات بين‌النهرين با آهنگ رشد برابري در راه رسيدن به مرحله شهرنشيني گام برمي‌داشتند.
حتي برخي معتقدند پاره‌اي از نوآوري‌ها از ايران به ميان رودان و ساير نقاط رفته است، پروفسور پوپ مي‌نويسد : در هزاره‌هاي چهارم و پنجم قبل از ميلاد اهالي فلات ايران زارع به تمام معني بوده‌اند. حتي بايستي گفت اين مردمان اولين كشاورزان جهان مي‌باشند و معلومات مربوط به زراعت از روستاهاي اين سرزمين به سه منطقه رودخانه‌ها، يعني «دره سند»، «ماوراءالنهر» و «بين‌النهرين» منتقل گرديده است.
مدارك و شواهد به دست آمده از حفريات باستان‌شناسي در شرق ايران نشان مي‌دهد كه از اواخر هزاره چهارم تا اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، ميان محوطه‌هاي مسكوني در شرق ايران (سرزميني به وسعت 1.5 ميليون كيلومترمربع) رابطه فرهنگي تنگاتنگي برقرار بوده است. محوطه‌هاي مذكور بي‌هيچ اتكايي بر مواد اوليه يا فرآورده‌هاي كشاورزي بيگانه يا با كمترين وابستگي بدان تمام نيازمنديهاي خود را در شرايط انزوا تهيه و توليد مي‌كردند.
شهرها هم مانند انسان‌ها زاييده مي‌شوند، زندگي مي‌كنند و مي‌ميرند. براي نمونه، شهري كه باستان‌شناسان ايراني در سال 1351 به سرپرستي مهندس حاكمي در حوالي شهداد در منطقه كوير از زير خاك بيرون آورده‌اند معلوم است كه در دوران ماقبل تاريخي از موقعيت جغرافيايي مساعد و آب و هوايي بهتر برخوردار بوده است. در كنار اين شهر، در حدود 2400 سال پيش از ميلاد رود كوچكي جريان داشته ولي ناگهان سربه طغيان برمي‌دارد و يك لايه ضخيم از گل و لاي روي خانه‌هاي گلي شهر باقي مي‌گذارد. وجود اين رودخانه در كوير، در حدود 4400 سال پيش، حاكي از ميزان بارندگي بيشتر در نواحي مركزي ايران، نسبت به زمان ماست.

ب) دوران مادها
تقريباً از آغاز سال 800 پيش از ميلاد، در فلات ايران و مرزهاي كوهستاني باختري آن، يك نيروي جهاني در شرف تكوين بود. در اين ناحيه مهاجرتهاي متراكمي اتفاق افتاد و دسته‌هاي كوچك بيابان‌گرد به -سوي- اطراف به جنبش آمدند. حتي ميان طوايف منفردي كه در دره‌هاي محصور و محفوظ به سر مي‌بردند و گاهي اوقات بين مردمي كه در شهر و روستاها با قلاع مستحكم زندگي مي‌كردند در برابر خطري مشترك اتحاد برقرار مي‌شد، اين خطر از جانب بابل و آشور بود. از ميان اين ملتهاي گوناگون بود كه سرانجام «مادها» به عنوان نيروي برتر قد علم كردند. در سال 612 پيش از ميلاد، مادها از زير يوغ آشور به در‌آمده شهر نينوا را به تصرف خويش در آوردند. در آخر قرن هفتم شاه ماد، هوخشتر، شهر اكباتان (همدان كنوني) را به پايتختي برگزيد.
دوره مادها نيز مانند دوران پيش از تاريخ و بخش بزرگي از دوره پيش از اسلام در پرده‌اي از ابهام است و اطلاعات اندك ما به همراه بازمانده‌هاي پراكنده‌مان از آن روزگار امكان مطالعه جامع و پژوهش ژرف را محدود مي‌كند و حتي گاه داده‌هايي متناقض بروز مي‌كنند.
اكثر اطلاعات موجود درباره مادها از يك سو اختصاص به تاريخ نويسان يونان و از سوي ديگر كتيبه‌هاي آشوري دارد. هرودت طول دوره مادها را 150 سال مي‌داند ولي «كتزياس» دو برابر اين مقدار.
هگمتانه به‌عنوان مهمترين شهر شناخته شده مادها، طي سلسله‌هاي بعدي نيز به حيات خود ادامه داد و حتي شهر همدان بر ويرانه‌هاي آن ساخته شد، اجازه دهيد همراه با كاوشگران ايراني به بخشي از پايتخت كهن ايران كه به تازگي از دل خاك به فرزندان ميهن رخ نموده است نگاهي داشته باشيم.
هيات باستان شناسي در 16 سال و با انجام 9 فصل كاوش در تپه‌ هگمتانه موفق شد يكي از قديميترين شهرهاي ايران را در محدوده 25 هكتاري اين تپه از زيرخاك بيرون آورد … اين شهر حكومتي داراي معابر و خيابانها و كوچه‌هايي به عرض 3.5 متر است كه در راستاي شمال شرقي به جنوب غربي به موازات هم و در فاصله 35 متري ايجاد شده اند، در حد فاصل آن نيز خانه هايي يك شكل و در اندازه 17.5 در 17.5 متر در دو رديف ساخته شده اند. حصار عظيم شهر به قطر 9 و ارتفاع 7 متر نيز از دل خاك بيرون آورده شده.
گاه، مادها و آريايي‌هاي نخستين را مردمي شبان و چادرنشين معرفي مي‌كنند و گاه آنان را جنگجوياني دژنشين و شهرونداني ثروتمند مي‌نمايانند، ولي واقعيت آن است كه آريايي‌هاي مهاجر آنچنان دلير بودند كه بر بوميان ايران پيروز شدند و برساخته‌هاي اينان دست يافتند و آنگونه باهوش بودند كه در كمتر از چند سده بزرگترين و در عين حال پرشكوه‌ترين امپراتوري‌هاي شرق را بنياد گذاردند و در اين راستا به خلاقيت، آباداني و تمدن توجه كردند. ايران را چنان بزرگ و پرهيبت بنا نهادند كه هنوز پس از حدود 3 هزار سال هرچند پاره‌هايي از آن به كام بيگانگان فرورفته ولي حاكمان نالايق و وارثان نااهل اين سرزمين نتوانسته‌اند همه خاكش را به بادفنا و همه عظمتش را به خفقان فراموشي بسپارند.
شهرهايي كه در دوره مادها احداث شدند، بيشتر جنبه اداري- سياسي داشتند. در آن هنگام نه توانايي و بنيان اقتصادي كشور در حدي بود كه بازرگاني و توليد صنايع‌دستي را تا آن حد رونق بخشد كه منجر به احداث شهرهاي نوين شود و نه قدرت نظامي مادها به گونه‌اي بود كه پهنه وسيعي را در بر گيرد و امكان مبادلات اقتصادي بين شهرهاي كهن و بازرگاني سرزمينهاي مجاور را با مراكز تجمع و سكونتگاههاي ايران، در راههايي امن، ممكن سازد.
 

 

http://bashgah.net/pages-33619.htmlشهرسازي و شهرنشيني در ايران

 

 

آثار باستاني لاهيجان و لنگرود

 

نويسنده: مهدي - همائي

ارسال كننده: مهدي همائي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از www.farhangi1386.blogfa.com

 

  ● صفحه اينترنتي مرتبط: http://dc145.4shared.com/download/109911374/bebf021a/____.exe?tsid=20090605-015424-f4675994

 
 

موقعيت جغرافيائي لاهيجان
شهرستان لاهيجان تا تهران 355 كيلومتر فاصله دارد، از شمال به درياي خزر، از مشرق به لنگرود، از جنوب به رودبار و از مغرب به رشت محدود است، داراي 37 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه طول شرقي است، شهرستان لاهيجان در دامنة شمالي سبزوخرم البرز قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دريا 19 متر است، آب‌وهواي لاهيجان مانند ساير نقاط گيلان معتدل و بارندگي آن زياد است.
لاهيجان شهري است قديمي‌و بناي آن را به لاهيج‌بن‌سام‌بن‌نوح نسبت مي‌دهند و همين امر قدمت آن را مي‌رساند، در سابق به‌نام دارالاماره يا دارالامان معروف بود و بعدها به نام لاهيجان‌المبارك ناميده شده است، در قرن هشتم هجري به استناد گفته‌هاي حمدالله‌مستوفي لاهيجان و فومن دارالملك جيلانات بوده‌اند هم او گويد محصول لاهيجان برنج و ابريشم و مقدار كمي‌غلات است و در ان مركبات و ميوه‌هاي گرمسيري به‌مقدار زياد به‌عمل مي‌آيد. در سال 706 ه. ق به تصرف اولجايتو در آمد و سپس محل اقامت اميركيائي شد و بعد از انقراض اين سلسله مقر حكام صفوي بيه‌پيش گرديد، لاهيجان از زمين‌لرزه‌ها و كشت و كشتارها و آتش‌سوزيها و امراض مسري متحمل خسارات جاني و مالي زياد شده است. آثار تاريخي لاهيجان عبارتند از: بقعه‌ چهار پادشاه، ساختمان قديمي‌اين بنا به استناد تاريخ سنگهايي كه بر روي قبور گذاشته‌اند متعلق به قرون قبل از هفتم هجري است، در اين بقعه سه‌تن از سادات كيا در سه آرامگاه جدا از هم به‌نام آرامگاه سيدخوركيا و سيدرضا و سيدرضي‌كيا مدفونند، همانطوركه از نام بقعه مستفاد مي‌شود بايد قبر ديگري هم از خاندان سادات كيا به ‌نام سيدعلي در اين بقعه باشد و بقعه شيخ خانور در نزديكي لاهيجان از آثار اوايل قرن نهم هجري و آرامگاه شيخ‌زاهد و سيدرضاكيا و غلام‌شيخ مي‌باشد و بقعه ميرشمس‌الدين كه ساختمان آن متعلق به دوران صفويه است، مسجدجامع و مسجد اكبريه. از بخشهاي معروف تابع لاهيجان آستانه است كه اخيرا به شهرستان تبديل شده، بر سر راه رشت به لاهيجان قرار گرفته، داراي 49 درجه و 57 دقيقه طول شرقي و 37 درجه و 120 دقيقه عرض شمالي است، در قديم كوجان نام داشته است، مقبرة سيد جلال‌الدين‌اشرف در آنجاست كه داراي قبه و حرم و رواق و مسجد بزرگي است و زيارتگاه مي‌باشد.

موقعيت جغرافيائي لنگرود
شهرستان لنگرود تا تهران 340 كيلومتر فاصله دارد، از شمال و شمال‌غربي به لاهيجان، از شمال‌شرقي به درياي خزر، از مشرق به رودسر، از جنوب به رودبار و از مغرب به لاهيجان محدود است، داراي 37 درجه و 11 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 10 دقيقه طول شرقي است، در دامنة كوه قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دريا 5 متر است،‌داراي آب‌وهواي معتدل و مرطوب است، رود لنگرود آن را به دريا متصل مي‌كند و به‌وسيله شلمان‌رود و لنگرود مشروب مي‌شود. طبق قانون تقسيمات كشور ايران سال 1316 ه. ش بخش شهرستان رشت گرديد. در دي‌ماه 1320 تابع شهسوار شد در خرداد 1324 جزو لاهيجان گرديد، سرانجام در خرداد 1338 به شهرستان تبديل شد. با نام لنگرود در سال 512 ه. ق زمان سلطنت سلطان محمد بن ‌ملكشاه ‌فرامرزبن ‌مردانشاه ‌لنگرودي كه از زندان خارج شد و به كمك علاءالدوله علي‌مازندراني از اصفهان به طبرستان و از آنجا به لنگرود مراجعت كرد آشنا مي‌شويم. فتحعليشاه قاجار لنگرود و توابع آن را به يكي از منجم‌باشيهاي دربار خود اعطا كرد و او منجم‌باشي گيلاني است كه اجدادش و اولادان وي هميشه سمت منجم‌باشي دربار سلطنتي را بعهده داشته‌اند. آثار تاريخي آن عبارتند از: مسجدجامع و بقعه‌اي به‌نام سيدحسن‌كيا.
شهرستان رودسر تا تهران 326 كيلومتر فاصله دارد، از شمال به درياي خزر، از مشرق به رامسر، از جنوب به سلسله جبال البرز محدود است، داراي 37 درجه و 7 دقيقه عرض شمالي و 50درجه و 18 دقيقه طول شرقي است، در جلگة سبز و خرمي‌در جنوب درياي خزر واقع شده ارتفاع آن از سطح دريا 5 متر است، آب‌وهواي ان معتدل و مرطوب است،‌ رود پلرود از آن مي‌گذرد. برطبق قانون تقسيمات كشور ايران سال 1316 ه. ش بخش شهسوار گرديد، در دي‌ماه 1320 تابع رشت شد و در خردادماه 1324 جزو لاهيجان بود، سرانجام در خردادماه 1337 به شهرستان تبديل شد. اين شهرستان سابقا هوسم نام داشته و بعدها نام آن به رودسر تبديل شده است. در زمان ظهيرالدين‌مرعشي مورخ و اميرگيلاني در قرن نهم ه. ق بدين نام معروف بوده است.
شهرستان طالش تا تهران 451 كيلومتر فاصله دارد، از شمال به آستارا، از مشرق به درياي خزر، از جنوب به شهرستان صومعه‌سرا و فومن و از مغرب به خلخال محدود است، مركز آن شهر هشت‌پر است كه داراي 37 درجه و 48 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 55 دقيقه طول شرقي است، در مغرب طالش سلسله جبال البرز كشيده شده كه حد طبيعي اين شهرستان با شهرستانهاي اردبيل و خلخال را تشكيل مي‌دهد، سلسله جبال البرز در اين شهرستان موازي با ساحل دريا و تقريبا شمالي و جنوبي است، آب‌وهواي آن مرطوب و معتدل است و باران ساليانه‌اش نسبتا زياد است، رودخانه‌هاي اين شهرستان عموما از ارتفاعات البرز سرچشمه گرفته در قسمت جلگه‌اي پس از مشروب كردن شهرستان به درياي خزر منتهي مي‌گردند مهمترين آنها رودخانه‌هاي شاندرمن، ماسال، شفارود و گرگانرود و غيره است. ناحيه طالش تا انعقاد عهدنامة گلستان تماما جزو ايران بود و لنكران مركز آن به شمار مي‌رفت اينك رود آستارا طالش ايران را از طالش اتحاد جماهير شوروي جدا مي‌كند، طالشيها به لهجة طالشي كه يكي از لهجه‌هاي اطراف درياي خزر است تكلم مي‌كنند.

جاذبه هاي لاهيجان

پل خشتي لنگرود
اين پل روي رودخانه اي که لنگرود نام دارد و آب آن از يکي از نهرهاي سفيدرود است،و از ميان داخل شهر مي گذرد، بناء شده است. طول اين پل بالغ بر 37 متر است و عرض آن 5/4 متر و ارتفاع بلندترين نقطه پل از سطح رودخانه 70/9 سانتي متر است. که دو قسمت شهر فشکالي محله را به راه پشته متصل مي سازد. اين پل را شخصي به نام (حاجي آقا پرد) ساخته و بنابر روايتي پل مزبور در محل پل قديمي بدستور حاجي آقا بزرگ منجم باشي، در زمان سلطنت فتحعلي شاه، ساخته شده است. و در کتاب (دارالمرز ولايت ،گيلان،رابينو) در مورد اين پل چنين آمده است: پل خشتي لنگرود،پلي که با آجر و ساروج ساخته شده و داراي دو دهانه فراخ براي عبور کشتي است،37 متر طول و12 متر ارتفاع دارد و مربوط به دوران صفويه است،گو آنکه بعضي به عهد تيموري نسبت مي دهند ولي سندي در اين باره در دست نيست.

منزل قديم منجم باشي
اين خانه که در فشکالي محله لنگرود است،يکي از آثار قديمي و تاريخي لنگرود به شمار مي رود. خانه منجم باشي در فشکالي محله و جنب سبزه ميدان لنگرود از املاک اين خاندان است که تا امروز باقي مانده و در اصل شامل بيروني ،اندروني،خلوت خانه،مسجد،حمام و اصطبل بوده است.

باغ معروف منجم باشي
يکي ديگر از آثار ديدني لنگرود باغ معروف منجم ياشي لنگرودي در روستاي ديوشل بوده است. وي در اين دهکده کاخي ساخته و طرح باغي ريخته بود و بناي اين کاخ را از افتخارات خود مي دانست.

مجتمع جهانگردي چاف- چمخاله
يکي از آثاري که اخيرا بنا گرديده و از آثار ديدني لنگرود به شمار ميرود،مجتمع جهانگردي چاف چمخاله است اين بنا که در 15 کيلومتري شهر لنگرود و در کنار رودخانه اي که مسير آبش به طرف دريا است،قرار دارد. اراضي محدود اين مجتمع 110 هکتار است که در مرحله اول احراي ساختماني آن در 40 هکتار متر مربع بوده که جمعا 22000 متر مربع وسعت زير بناي آن بوده و يک ميليون متر مربع نيز فضاي محوطه سازي شده دارد. اين مجتمع داراي 41 دستگاه ويلا،30 مهمانخانه،2 بلوک آپارتماني، و همچنين داراي يک ساختمان اداري و يک سينما و تأسيساتي ورزشي مانند استخر شنا و يک درمانگاه است و از آبانماه سال 1261 در اختيار سپاه گيلان است و اخيراً سپاه مجدداً آن را در اختيار سازمان جهانگردي قرار داده است.

پل خشتي قديمي نالکياشر
يکي از آثار باستاني،قديمي و ديدني در شهرستان لنگرود است که قدمتش به حدود دوره صفويه مي رسد. اين پل خشتي که در مسير روستاي ليالستان از روستاهاي لاهيجان،به نالکياشر است،از ابنيه قديمي محسوب مي شود. که به طرز جالب و زيباي ديدني ساخته شده است.

ليلاکوه
ليلاکوه کوهي است در نزديکي شهر لنگرود در استان گيلان در شمال ايران که دامنه‌هاي اين کوه امروزه تبديل به قطب قهوه‌خانه‌اي گيلان شده است

آرامگاه شيخ زاهد گيلاني
اين بناي تاريخي در بيرون شهر لاهيجان و در روستاي شيخانه ور، بر سر راه لاهيجان به لنگرود و بر دامنه کوه واقع شده است و به تاج الدين ابراهيم، ملقب به شيخ زاهد گيلاني تعلق دارد.
تنها کتيبه موجود اين بنا، به خطي نه چندان خوش روي صندوق چوبي قديمي مزار شيخ است که تاريخ 832 هـ. ق دارد. سبک معماري اين اثر ويژگي هاي قرن هشتم يا نهم را نشان مي دهد. سه طرف بناي اصلي داراي ايوان است در حجره اول مشرف بايوان شمالي قبر سيد رضي بن مهدي الحسيني الباشکجاني وصندوق چوبين منتسب به شيخ زاهد هم در آنجا قرار دارد. همچنين، در همين اتاق و در کنار قبر اخير, قبر بلند کاشي‌‏کاري شده‌‏اي قرار دارد که به روايتي، مدفن غلام شيخ زاهد و به روايتي ديگر آرامگاه پسر تيمور گورکاني است. بناي اصلي بقعه از داخل به شکل مربع و به ابعاد 610 سانتي متر است و با چهار گوشوار که بر چهار کنج بنا ساخته‌‏اند، طاق را جمع کرده به شکل گنبد در آوردند و بقيه بام، سفالين است.

 

جايگاه و اهميت اعتکاف

 

نويسنده: مهدي - همائي

ارسال كننده: مهدي همائي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از www.farhangi1386.blogfa.com

 
 

مقدمه
در اين سالها مساله ذي قيمت «اعتکاف‏» در جغرافياي زندگي و تاريخ فرهنگي ما از جايگاه ‏و پايگاه مستحکم و شيريني برخوردار شده ‏است، به نحوي که در ايام اعتکاف، مساجد جلوه‏اي زيباتر و نوراني‏تر پيدا مي‏کنند.
آري، رويکرد مردم مؤمن خصوصا جوانان و نوجوانان به طرف اين مسائل، مصداق بارزي ‏از آيه شريفه «انما يعمر مساجدالله من آمن‏بالله و اليوم الاخر و اقام الصلوة...» مي‏باشد که باعث تعمير و آباداني واقعي ‏مساجد الهي شده است.
لازم به ذکر است که همانا هدف از خلقت‏جن و انس، مساله معرفت و عبادت است و به يقين بيتوته کردن در بهترين مکانها(مساجد) و برترين زمانها (ماه‏هاي رجب،شعبان و رمضان) و انجام عباداتي چون روزه،نماز، قرائت قرآن و دعا و مجالست‏با اهل تقوا(معتکفان)، توفيقي از جانب پروردگار است؛به طوري که آفريدگار جهانيان به پيامبران‏خود (حضرت ابراهيم و اسماعيل) و بندگان‏مصلح خود فرموده است که مساجد را براي‏معتکفان مهيا سازند. «و عهدنا الي ابراهيم‏و اسماعيل ان طهرا بيتي للطائفين والعاکفين و الرکع السجود.»
پس سزاوار و پسنديده است که هر يک از مابه نوعي به تقويت و گسترش چنين ارزشهاي ‏بزرگ اسلامي بپردازيم و آن را ارج نهيم.
رَه‏توشه‏اى از دعاى مكارم الأخلاق(1)
بُعثتُ لأُتَمِّم مَكارمَ الأخلاق (پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله )
يكى از ابواب معارف شيعه دعاست. دُعا كه خواندن خدا و يارى خواستن براى برآوردن نيازهاست از عبادتهاى مهم اسلامى، بلكه مُخ و مغز عبادت است كه ريشه در قرآن دارد، مانند «وَ قَالَ رَبُّكُمُ اْدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ إنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ»؛ و پروردگارتان فرمود: «مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم. در حقيقت كسانى كه از پرستش من كِبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند»(2).
چنان كه از آيه برمى‏آيد و در تفسيرها هم ذكر شده(3) مقصود از «عبادت» دعاست. امام على بن حسين عليهماالسلام نيز به اين نكته اشاره مى‏فرمايند:«پروردگارا! نيايش و دعا را عبادت و تَركش را كِبر و خودخواهى ناميدى، و بر دعا نكردن به دخولِ دوزخ با خوارى تهديد فرمودى»(4).
در دعا انسان نياز خود و بى‏نيازى و قدرت آفريدگار را با هم در دل دارد و بعد از او كمك مى‏طلبد، و اين حالْ روح عبادت است؛ يعنى فقر و ناتوانى بنده و غناى آفريننده را باور داشتن.

حال دعا
روحانى‏ترين و بهترين حال مؤمن موحّد است. شيرين‏ترين لحظات عمر در دعا حاصل مى‏شود. ارتباطى قلبى و يافتنى نه گفتنى، كه در آن زمان بنده خود را از زندان خويش رها ساخته با تمام وجود معبود را مى‏خواند. در فضاى معنوى خاصّى قرار مى‏گيرد، كه از همه گسسته و در ارتباط روحى شديد با آفريدگارى است كه از رگ گردن به او نزديك‏تر است: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ اِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»(5).
اين توجّه و حضور قلب حال خاصّ دعاست، كه چون تكرار شود آثارى شگرف بر جان و روان آدمى دارد «و سطح اتكاء و توكل به خداى سبب‏ساز را بيشتر مى‏گرداند، و همه نيروهاى روانى را در نيل به آرمانهاى شايسته انسانى بسيج مى‏نمايد، و نيكو مددكارى است در تقويت اراده و قدرت تصميم‏گيرى در راه نيل به كمالات انسانى و خدمات اجتماعى»(6).

شرايط حاجت روايى
پيدا شدن آن گونه حالات روانىِ خوشايند شرايط و مقدماتى دارد كه بايد در به دست آوردنش كوشش كرد. افزون بر شرايطى كه در كتب دعا نوشته‏اند، دو شرط مهم را بايد يادآور شد: نخست حلال بودن كسب، كه از حضرت صادق عليه‏السلام روايت شده: كسى كه مى‏خواهد از استجابت دعايش مسرور شود بايد كسب او حلال و طيب باشد(7). ديگر داشتن حضور قلب و اميد زياد (حتى يقين) به اجابت دعاست(8)، كه لازمه‏اش يأس و نااميدى از توان مالى و قدرت اجتماعى و كسان و ياوران ـ يعنى همه چيز و همه كس ـ مى‏باشد، و اين اساس يكتابينى و يكتاپرستى است. آرى چنين دعايى است كه در حديث نبوى از آن به «مغز عبادت» تعبير شده كه با وجود آن كسى به هلاكت (در دين و دنيايش) نمى‏رسد(9). امام زين‏العابدين عليه‏السلام چه زيبا ما را از توجه به غير خدا باز داشته و علت آن را هم بيان كرده:
«هر كه در نياز خود به يكى از آفريدگان تو رو كند، يا او را با جاى تو وسيله برآمدن حاجت قرار دهد بى‏شك خود را در معرض نوميدى قرار داده و از جانب تو سزاوار محروميت از احسان گشته»(10).
در چند جمله بعد از همين دعا مى‏فرمايد:«پاك و منزّه است پروردگارم، چگونه نيازمندى از نيازمندى ديگر مانند خود طلب نياز كند؟ و چگونه تهيدستى از تهيدستى ديگر گدايى نمايد».

تنوع دعاها
اهميت زيادى كه دعا در اسلام و مخصوصا شيعه دارد، موجب نقل ادعيه گوناگونى بر حسب زمانهاى خاص يا اماكن متبركه شده كه از پيامبر اكرم ما صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اميرالمؤمنين على عليه‏السلام و ديگر معصومين رسيده است. در اين ميان مجموعه 54 دعا كه از امام زين العابدين و سيد الساجدين على بن حسين عليه‏السلام نقل شده و به نام صحيفه سجاديه موسوم است اهميت و شهرت بيشترى يافته؛ زيرا از بلاغت در معنى و صحت در انتساب برخوردار است، و از ميان آنها دعاى بيستم كه به عنوان «دعاى مكارم الأخلاق» شهرت يافته برجستگى و جذّابيت خاصى دارد. به اين جهت نگارنده به توضيح و شرح آن پرداخته تا بعضى از معارف و مفاهيم والايى كه براى تهذيب نفس در آن آمده نشان دهد، و فضل تقدّم معصومين از عترت پيامبر اكرم را در مباحث عرفان عملى و خودسازى يادآور شود.

ادامه مطلب در سايت باشگاه انديشه

http://bashgah.net/pages-33693.html