حباب صهيونيسم

نقدي بر كتاب "يهوديان و حيات اقتصادي مدرن"
نويسنده : مهدي همائي
جامعه شناس و اقتصاد دان آلماني " ورنر سومبارت " دوست و همکار مارکس وبر در کتاب خود " يهوديان و حيات اقتصادي مدرن " به بيان سابقه يهوديان در امور اقتصادي و به زعم خويش ارتباط آن با گسترش سرمايه داري مدرن پرداخته و بيشتر وقت خويش را به برخورد تخيل آميز با اين پديده اختصاص داده است . او عقيده دارد وقتي به تعيين نفوذ يهوديان بر حيات اقتصادي مدرن مي رسيم بارها و بارها افرادي را خواهيم ديد که ظاهرا مسيحي اند ، اما در اصل به يهود اعتقاد دارند و از دين قبل خود (البته به ظاهر) به مسيحيت گرويده اند .انسانهائي كه مد نظر اوست يهودياني بوده اند كه عليرغم ترك ظاهري دين خود در خفا يهودي مانده اند و در برخي ادوار تاريخي ، بخش عمده اي از يهوديان را تشكيل مي دادند اما چنان ژست و اداهاي غير يهودي گرفته بودند و اين نقش را با چنان مهارتي بازي مي كردند كه حتي در ميان معاصران خود به عنوان مسيحي يا مسلمان شناخته مي شدند!!!
براي مثال از يهوديان جنوب فرانسه در سده هاي پانزدهم و شانزدهم ميلادي نام مي برد كه در اصل از اسپانيا و پرتغال مهاجرت كرده بودند ، آنها تمامي آداب ظاهرا" كاتوليك ها را به جا مي آوردند ، تولدها ، ازدواجها و مرگ و مير ، تطهير آنها در كليسا انجام مي شد .برخي از آنها حتي به آموزش هاي ديني رو آورده و كشيش شده بودند ، پس بيهوده نيست كه در گزارشها و اسناد معاملات تجاري و صنعتي و نظاير آن نامي از اين افراد به عنوان يهودي قيد نمي شود .
او معتقد است يكي از مهم ترين حقايق در مورد حيات اقتصادي يهوديان تغيير كانون فعاليتهاي اقتصادي آنان از كشورهاي جنوبي اروپا يعني ايتاليا ، اسپانيا و پرتغال به سوي كشورهاي شمال غرب اوپا بود كه شامل هلند، فرانسه ، انگليس مي شود حال جاي اين پرسش وجود دارد كه آيا نمي توانيم ميان تغيير كانون فعاليتهاي اقتصادي از جنوب به شمال اروپا و مهاجرت و سرگرداني يهوديان ، ارتباطي برقرار كنيم ؟
صرف طرح همين نكته و بحث در خصوص اين تغيير و چپاول بين المللي بسياري از حقايق را روشن مي كند.در واقع جاي حيرت است كه اين ارتباط موازي ميان آوارگي و مهاجرت يهوديان و استقرار آنها از يك سو و فراز و نشيبهاي اقتصادي ملل و كشورهاي مختلف از سوي ديگر ، هرگز مورد بررسي قرار نگرفته است . در عرف صهيونيسم جهاني هر جا كه نفع داشته باشد يهوديان به آنجا مهاجرت مي كنند و سرانجام كار نيز به يغما بردن ثروت و منابع ملل و قوم مورد تجاوز قرار گرفته مي باشد ، همان چيزي كه الان در سرزمينهاي اشغالي در حال انجام مي باشد !!!
مقداري تامل و كنكاش در خصوص خوي يهودي پروري در آمريكا نيز حقايقي را روشن مي كند ورنر سومبارت معتقد است كه اولين بازرگانان آمريكائي يهودي بوده اند كه نهادهاي صنعتي را بنياد نهاده اند (1) او معتقد است كه يهوديان بودند كه آمريكا را به آن چيزي كه امروز است بدل كرده اند در حقيقت آمريكائي كه امروز مي خوانيم چيزي نيست جز عصاره روحيه يهودي.
ورنر سومبارت در خصوص تاريخچه پيدايش صهيونيسم جهاني ، به فعل به دست گيري كارهاي كليدي كشورها توسط يهوديان اشاره نموده و بعنوان نمونه از منابع مالي يهود در هلند كه باعث مطرح شدن آنان در ديگر نقاط دنيا مي شود نام
مي برد. او يهوديان را بورس بازان بزرگي ناميده و به سفته بازي اين جماعت بجاي خريد سهام و تاسيس بانك توسط اين اقليت اشاره مي كند. او يكي از دلايل حيات يهوديان در هنگام نزاع و فشار را توسط حكومتهاي وقت ، انتقال دارائي ها خود به شخص ديگر مي داند ( توسط يهوديان ) و مي گويد : " تبديل اسناد و اوراق بهادار اين فرصت را به يهوديان داد كه پول يا كالاي خود را به نقاط مختلف يا مناطق دور دست ارسال كنند و حقيقت را مخفي دارند، چه سندي طبيعي تر از سندي حقوقي كه در آن به حامل حق مي داد تا با سند خود هر كاري كه مي خواهد انجام دهد " سومبارت معتقد است كه اين فرمول اين فرصت را به يهوديان داد تا در هر شهري كه مورد اذيت و آزار قرار مي گرفتند پول خود را هر كجا كه مي خواستند پس انداز كنند و هر وقت احساس مي كردند كه پولهاي آنها در خطر است ، آن را از طريق يك نام خيالي يا به نحوي كه معلوم نشود كه مالك قبلي آن چه كسي بوده است به جاي امني انتقال دهند .
شايد توضيح اين نكته كاري دشوار باشد كه چه طور در سراسر قرون وسطي به دفعات تمام دارائي ها و املاك يهوديان را از آنها گرفته بودند اما يهوديان باز هم توانستند پولدار شوند و موقعيت سابق خود را به دست آورند ؟ دلال بازي و دوز و كلكهاي رايج در بورس و نقش يهوديان از نكات در خور توجه مي باشد . يكي از نويسندگان آن ايام (1720 ) آآآ
با عصبانيت اين معاملات را معاملات خطرناك و شر آفريني كه مي تواند بازار تجارت را نابود كند ، نام نهاده است . فروپاشي اقتصاد فعلي آمريكا سوغات و ثمره همين دلال بازي هاي صهيونيسم جهاني است كه ظهور و بروزش در اقتصاد دول حامي رژيم صهيونيستي در حال شكل گيري مي باشد و منجر به از بين رفتن اقتصاد پوشالي و ساختار دروغين آن مي باشد .
سومبارت از شكايت متعدد بازرگانان مسيحي از رقباي تجاري يهودي خود نام مي برد و خارج شدن بازار از دست مسيحيان و تگنا و ادامه موجوديت آنها توسط يهوديان را يكي ديگر از مشكلات پيش رو دانسته و به موارد متعددي اشاره مي نمايد و ضرب المثلي مشهور را يادآوري نموده كه اگر در شهري تعداد يهوديان زياد شود ، همه چيز در آن شهر رو به نابودي و زوال مي رود .
عده اي به علت عدم اطلاع يهوديان را زيرك و باهوش خطاب مي كنند در حالي كه آنها در عرصه تجارت و ..... آدم هاي متقلب و رياكاري هستند و يك مرام و قانون مشترك دارند كه در مواقع لزوم به آن متوسل مي شوند و آن هم دروغ گوئي و فريب است كه به زعم آنان كلاه گذاشتن سر مردم گناه محسوب نمي شود ولي بر سر يهودي چرا !!! يهوديان به اين شهره اند كه بازرگانان موفقي هستند ، اما اگر قرار بود كه آدمهاي حقه باز و رياكاري نباشند ، دست يابي به اين شهرت بسيار دشوار
مي بود . آنچنان اين روحيه غير هم آهنگ ( ريا ، دروغ و....) حقه بازي در آنها بارز بود كه هر كجا كه مي رفتند به عنوان عوامل مزاحم و مخل رسم و عادت آن محل به نظر مي رسيدند .
بيخود نيست كه هيچ كشوري حتي هم پيمانان آنان (البته به ظاهر)حاضر نيستند كه اين قوم كثيف را در خود جاي دهند . سفاكي و ددمنشي اين قوم خبيث در سرزمينهاي اشغالي فلسطين و هلوكاست سياسي و بين المللي ايجاد شده در سطح منطقه نشاندهنده بعد ديگر از دغل بازي قوم زبون و خار (صهيونيسم جهاني) مي باشد . عصر سرمايه داري جديد كه به همت عناصر فاسد رژيم صهيونيستي اسرائيل ايجاد گرديده همانند قوانين قرون وسطا مي باشد و روابط فئودالي ، و نظاير آن را مي توان از ثمرات اين مولود ناخجسته دانست .
در نزد يهوديان پول حرف اول و آخر را مي زند يعني سود كار در وهله اول كار است و اين هدف بر تمام اهداف ديگر برتري دارد از اينجاست كه به اين نكته پي مي بريم كه رسيدن به پول حتي به بهاي كشته شدن عده كثيري زن و كودك ، پير و جوان و غصب سرزمين هاي اشغالي و ... براي اينكه به اين مهم (كسب سود به هر طريق) بيشتر استناد شود و از هم گسيختگي ارزشهاي اخلاقي در اقوام يهود بيش از پيش روشن شود به ذكر نمونه اي بسنده مي كنيم.
كتاب خاطرات گلوكل فن هاملن gluckel von hameln به بهترين وجه زندگي و نحوه تفكر يهوديان را به نمايش
مي گذارد . خانم گلوكلن كه همسر يك بازرگان ساكن هامبورگ بوده در سالهاي 1645 تا 1724 مي زيست ، او در بخشي از اين كتاب مي نويسد " مردي كه قرار بود براي دخترانم همسر مناسبي دست و پا كند در ضمن با پسرم نيز ملاقات كرد و آن دو در مورد زن مناسبي كه همسر پسرم شود كم و بيش به توافق رسيدند ، اما معامله به خاطر هزار مارك به هم خورد "
توجه كنيد اوج فضاحت و فقدان ارزشهاي اخلاقي در جوامع صهيونيستي به خوبي روشن و آشكار مي گردد گلوكل در بخشي ديگرچنين مي نويسد : "همه آنها بچه هاي عزيز من هستند چه آنهائي كه برايشان كلي پول خرج كردم و چه آناني كه خرج روي دست من گذاشتند" ( حتي اولاد هم در نظر آنها ارزش مالي دارند و گوئي در حال معامله جنس مي باشند )
يكي از دلايل نفرت اقوام مختلف از يهود دغل بازي آنان مي باشد به طوري كه يهوديان در مقوله تجارت خود اجناس را به قيمت پائين مي فروختند ( حتي پائين تر از قيمت بازار ) تا به اين وسيله در كسب و كار خويش رونق و مشتري هدف را جذب نمايند . ولي به راستي علت نرخ شكني يهوديان و ريشه هاي آن چيست ؟ آخر مگر مي شود شما جنسي را به قيمت مثلا"
20 دلار بخري و به قيمت 10 دلار بفروشي؟
سومبارت (2) در كتاب خويش آنچنان دچار اغراق گوئي مي شود و از دين ناقص يهود به تعريف مي پردازد كه گوئي بهتر از يهوديت وجود ندارد ! و هم او با بيان شگردهاي يهوديان (بخوانيد كلكها و بي هويتيشان) به نوعي دچار اوهام شده است و
بايد شك نمود كه آيا خود سومبارت يهودي مسيحي است يا مسيحي يهودي !!! سومبارت دو سوم كتاب خويش را به تعريف و بيان نحوه توسعه به ظاهر اقتصادي ( البته به چه بهائي ) پرداخته سعي كرده چنان اسطوره سازي كند كه جاي هيچ شك و شبهه اي را به ظاهر باقي نگذارد ، اما حافظه تاريخي ملل مختلف گوياي واقعيات تلخي است كه همه از بيان اين جنايات شرم دارند .
همين اقتصاد يهودي است كه بعدها ( هم اكنون ) پايه گذار چپاول بين المللي است ! آيا اين مقام برتر و عالي است كه سومبارت دم از آن مي زند؟ چپاول و غارت به عقيده سومبارت فصل الخطاب حكومت است؟ تقديس در برابر كدام اعمال ؟ كدام خوي ؟ كدام جامعه ؟ جامعه اي كه اساسش بر باطل و ... بگذاريم و بگذريم .
سومبارت در جاي جاي كتاب خويش با توجه به نكات فوق به تقديس دين يهود پرداخته و به زعم خويش ديني را كامل تر از يهود نيافته ! و اين شايد به خاطر كمبود مطالعات يار ماركس وبر مي باشد ، حتي براي تكميل صحبتهاي خويش جالب است بدانيد كه استناد به سخنان پيامبر اكرم (ص) نموده كه يهوديان را جزء اهل كتاب مي دانسته است و با توجه به همين گفته پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) دين يهود را كامل پنداشته و حتي آنان را خداترس ترين انسانها به شمار آورده است (3)
سئوالي كه براي نگارنده پيش مي آيد اين است كه آيا اينان به غضب الهي اعتقادي دارند؟ سومبارت در بيان تاريخچه يهود به اين نكته اشاره دراد كه كشور گشائي مسلمانان و پيشروي اسلام باعث استحكام رابطه يهوديان در مناطق مختلف شد . يعني به نوعي به خطر اسلام اشاره كرده البته نه آن مقدار كه از خطر يهود و اشارات قبلي خويش .(اشارات او از يهود با چنان اغراق گوئي همراه است كه ، فتح القلوب مسلمانان را نمي خواهد ببيند و در خصوص آن بحث كند! )
سومبارت معتقد است كه برداشت درست از نظام ديني يهود ، برداشت يهوديان متعصب است (4) همانند تفكرات خويش كه در جاي جاي كتاب موج مي زند و خواستار مطالعه در اين خصوص شده كه پي آمدهاي فراواني دارد ! او مي گويد: " آيا اين توصيه تلمودي (5)حتي بهترين غير يهوديان را هم بايد هلاك كرد " هنوز هم معتبر است ؟؟!!! بله اين همان شاكله اصلي و فعلي صهيونيسم جهاني است و كشت و كشتار و خوي گرگ صفتي و درندگي ويژگي خاص و اصلي غاصبان سرزمين هاي اشغالي است . اين خوي و منش غير انساني در جاي جاي دنياي فعلي مشاهده شده و به بهانه هاي مختلف به كشتار انسانها و چپاول ثروت و ميراث كشورها و ملتهاي ضعيف پرداخته و آنوقت ژست انسانهاي مترقي را در مي آورند .
سومبارت كلمات قصار وحشتناك ديگري كه در ادبيات يهود از زبان پفركون ، آيزنمنگر ، رولينك ، يوستوس را در دنياي فعلي به ديد ترديد مي بيند ولي شايد بتوان گفت كه اين وحشتناكي در كلمات در بينش و سكنات يهود متبلور مي باشد .
او اديان ديگر را به كلي نفي نموده (6) و به آنها جنبه اساطيري مي دهد كه البته به بيراهه رفته ، او حتي عبادات ساير اديان را نفي كرده و عبادت دين يهود را برتر مي داند . سومبارت حتي نخواسته است پويائي دين مبين اسلام و جنبه اجتماعي و سياسي ، جهاني كنگره عظيم حج و ساير عبادات ديني مسلمانان در سراسر جهان را بنگرد كه از ديد عموم مسلمين جهان مخفي نمي ماند . او جنبه ديني يهود را فقط در جنبه و جاذبه هاي مادي و زود گذر دنيائي و به اصطلاح سرمايه داري مدرن خلاصه كرده و حتي كيفر و عقوبت اعمال را به مقدار پول و سرمايه مي بيند! يعني هر چه سرمايه داري كفه ترازوي اعمال سنگين تر ولي ذهن انديشمند بهاي اين سنگيني را مي نگرد ، خونريزي ، قتل و جنايت بهاي اين به ظاهر سرمايه داري مدرن صهيونيستي است .
سوالي كه بد نيست از اين انسانهاي متكبر و سخيف بپرسيم اين است كه اين بها را با سرزمين و امكانات چه افراد و چه مردمي تامين مي كنيد ؟ با دزدي از ذخاير و امكانات مادي و معنوي ملل مظلوم فلسطين ؟ آري طبق تعاريف كتب ديني يهود وظيفه هر يهودي دستيابي به ثروت مي باشد از هر راهي با هر وسيله اي حتي كشتن عده كثيري كودك بي دفاع و زنان و مردان مظلوم فلسطين !
در دين مبين اسلام بالاترين و بهترين سرمايه را تقوا برشمرده اند و اين تقواست كه معيار همه ارزشها و برتري هاست اما ديني كه سومبارت معتقد به آن است معيارش پول است و پول و در پس آن جنايتها و ويراني هاي بيش از حد به اسم سرمايه داري و صهيونيسم .سومبارت حتي مبلغان ديني خود را در زمره مشهورترين بازرگانان عصر خود شمرده و به تفصيل درباره درآمد اين به ظاهر مبلغان سخنراني نموده است ! با نگاهي دقيق تر به عملكرد اين جماعت بيشتر جنبه كسب و كار اقتصادي در نظر مي آيد تا چيزي به نام دين !
در ادامه مطالعه كتاب به بيان رابطه خانوادگي و پديده سرمايه داري صهيونيستي مي رسيم و با كمال تعجب مشاهده مي نمائيم كه ميان ميزان تولدهاي نامشروع و نظرات سومبارت تعارضات بسياري وجود دارد! كه به آن اشاره مي نمائيم . او با دادن آمار و ارقام تعداد تولدهاي نامشروع در نقاطي از دنيا ، با افتخار ادعا مي كند كه تعداد تولدهاي نامشروع يهوديان كمتر است ، و خواننده سطور نمي داند كه كدام حرفها و پنديات سومبارت را قبول كند ، داشتن به ظاهر دين خوب يا پديده فرزندان نامشروع را.
آمار 66 درصدي فرزندان نامشروع يهوديان ، در سال 1904 بيانگر اوج فروپاشي نظام خانواده در بين اين مدعيان دمكراسي و زر سالاري است . او در ادامه افاضات خويش به نحوه ازدواج يهوديان مي پردازد و مي گويد طبق قوانين يهودي ، ازدواج زن و مردي كه با هم جور نبوده اند (يعني داشتن ارتباط قبل از ازدواج ) كاملا ممنوع است ؟!!! بي شك همين جور بودن زيادي باعث به وجود آمدن فرزندان نامشروع مي باشد.
او معتقد است كه انسان سرمايه دار رابطه تنگاتنگي با انسان يهودي دارد و اذعان مي كند كه قوم اسرائيل قومي در به در و بيگانه و غريبه بوده اند و در طول ساليان متمادي و عليرغم اين دربه دري خود را قوم و نژاد برتر مي ناميدند و از اينكه غير يهودي نشده اند افتخار كرده اند! از جنبه هاي ديگر ديني كه سومبارت اشاره كرده است (7) گرفتن وام بدون بهره (ربا) مي باشد در تثنيه 23، 20 آمده است " از يك غريبه مي توانيد بهره بگيريد ، ولي از يك اسرائيلي نه . در يكي از كتابهاي ديني يهوديان آ'ده است كه اگر يك فرد غير يهودي در پرداخت صورت حسابي خطائي مرتكب شود ، يهودي طرف معامله او بايد آن اشتباه را به نفع خود به كار گيرد و وظيفه او نيست كه اشتباه ارسال كننده را تصحيح كند ! اين هم حتما" يكي از جاذبه هاي دين يهود است كه مدعي عدول و مساوات مي باشد !!!
دين اسلام اهل مساوات است در بين همه اديان و فرق ولي شايد بد نباشد كه بدانيد يهوديان قائل به اين مي باشند كه در تجارت با غير يهوديان لزومي به رعايت وجدان كاري نمي باشد . در حقيقت هر گونه ظلم ، كلاهبرداري و تقلب و كم فروشي در معامله با غير يهوديان مجاز مي باشد !!! با اين تفاسير آيا باز قوم يهود قوم و نژاد برتر است ؟ از جمله ويژگي هاي بارز يهوديان لهستان ، سفسطه و بازي كردن با كلمات و دوز و كلك جور كردن و خود را به ناداني زدن است . يهوديان از كلك زدن به مردم و كلاه گذاشتن بر سر مشتري لذت مي برند و از اين پيروزي احساس غرور مي كنند (8)
سومبارت در قسمتي ديگر از كتاب خويش به بيان ويژگي هاي ديگر يهوديان پرداخته و انطباق آنها با شرايط هر كشور را از ويژگي هاي بارز آنها برشمرده و يهوديان را فاقد احساس قوي دانسته و در كل دستيابي به هدف به هر وسيله را جزء ويژگيهاي اين جماعت مي داند . مقوله روشنفكري همانطور كه در اقتصاد فعلي جهاني شاهد آن هستيم روشنفكري زر و زور و تزوير است نه انطباق انديشه هاي شفاف و متعالي . او همه چيز را از قاب سرمايه داري به نظاره نشسته و سنگ محك همه امور را به اصل سرمايه و پول ربط داده ، لاكن اين پول و سرمايه و چرخش آن بدون اتكا به نيروي عظيم انساني ميسر نمي گردد استفاده از اين نيرو همانند زمان فعلي ( آنچه در عرصه بين المللي شاهد آن هستيم ) يعني استثمار ، چپاول ، غارت و اين همه نتيجه روشنفكري غربي و يهودي و صهيونيستي است .
آخر اين چه روشنفكري است كه خون هزاران انسان بي گناه ريخته شود و سپس ادعاي آدميت نمود ! اف بر اين دجالان روزگار ! اف بر امپرياليسم جهاني به سركردگي آمريكا و اسرائيل .
چرا سومبارت به دربه دري يهوديان اشاره مي كند ولي از علت عدم پذيرش همگاني آنان در كشورها و شهرهاي محل اقامتشان كمتر سخن رانده است ؟ عدم مقبوليت اجتماعي يهوديان و سرچشمه مخالفتها در چيست ؟ او به جاي پرداخت به پاسخ خرد يهوديان را به عنوان عامل عدم پذيرش ذكر مي كند كه از لحاط عقلي نيز قابل پذيرش نمي باشد . او از عدم محو يهوديت سخن رانده ولي به واقع چرا محو ! چگونه است كه از محو يهوديت بحث به ميان مي آيد و سئوال نمي شود كه اين چه خردي است كه محو آن در پي مي آيد ؟
در زندگي انساني توجه به برخي از نكات قابل توجه مي باشد اگر شما كار و عمل و هنر و سلايق شخصي و اجتماعي خوبي داشته باشيد قابل پذيرش از طرف جمع مي باشيد حال آنكه پيكره يهوديت را انزوا طلبي ، دروغ ، مخفي كاري ، و كسب سرمايه ( البته نامشروع به هر بهانه ) تشكيل مي دهد . اين موارد كه ذكر شد و مواردي از اين دست نكاتي است كه سومبارت نخواسته از آن سخن به ميان آورد . او هر جائي را كه يهوديان مشكل داشتند از آوارگي تا تبعيدشان سعي نموده به ويژگي خاص آنان كه همان سرمايه است اشاره كند . اين ديگر از عجايب روزگار است شما داراي ذهن به ظاهر خلاق و سرمايه باشي از كشور بيرونت كنند!!! اين نيز همانند هلوكاست از دروغهاي بزرگ صهيونيسم و يهوديان مي باشد . او دمادم به ويژگي خاص يهوديان كه اصلا" وجود ندارد اشاره مي كند و اين ويژگي را سبب استمرار يهوديت فعلي مي داند!
هر انديشمند آزاده اي آنقدر نسبت به مسائل روز و اجتماعي و سياسي و تاريخي مطالعه دارد كه كوشش و خوش خدمتي فردي همانند سومبارت كاري را از پيش نبرد و اين موضوع كليت سلطه استعماري اين ديو سيرتان را نفي نمي كند . سومبارت (9) از تجارت يهوديان سخن به ميان آورده و از بي وفائي زني به شوهر خود سخن به ميان آورده و آنچيزي كه در حال حاضر شاهدش هستيم و تجارتي كه او از آن دم مي زند به گواه بسياري از مدارك موجود در رژيم صهيونيستي از نوع سكس و ..... او سعي كرده تبادل كالا و خدمات را فقط به انحصار يهوديان درآورد و موارد ديگر را به كلي نفي كند . (10)
در بخش آخر كتاب (11) با نوعي ديگر از تضاد گفتار روبرو مي شويم و آن اشاره به در به دري قوم يهود و مهاجر و بيابان نشين بودن اين قوم بوده كه باز از نكاتي است كه جاي تامل دارد ! او در بخشي ديگر از نوشته خود (12) به بدجنسي و گوشت تلخي يهوديان اشاره مي كند بيشتر آرا و گفته هاي سومبارت از انتزاع و تخيل او سرچشمه مي گيرد نه شواهد تاريخي . او يا اشاره به شواهد نمي كند و اگر هم اشاره اي نموده سعي در نفي آن سند تاريخي دارد شايد اين مورد نيز از همان روح يهودي خواهي او كه در سر تا سر كتاب او جلوه مي كند (بخوانيد موج مي زند) سرچشمه مي گيرد .
براستي چه رازي است كه يهوديان همواره آواره اند ؟ چرا سومبارت به اين موضوع آنچنان كه مي بايست نپرداخته و اشارات تاريخي او بيشتر منبعث از آراي خود است ( تخيلات او) تا شواهد تاريخي!
چه لزومي دارد كه همه فعل و انفعالات يهوديت را به اقتصاد گره زد؟شايد اين همان روحي است كه مدرنيت آن را سومبارت در حال ساخت داشته و دارد ؟ عدم برخورد محققانه سومبارت و استفاده از تخيل در نوشتارش اين اثر را بيشتر به وهميات فردي خود شيفته و دوستدار يهوديت بدل نموده است تا كاري محققانه و ژرف نگر و در خور مطالعات ميداني و تحقيقي و پژوهشي .
به اميد نابودي استكبار و صهيونيسم جهاني به سركردگي آمريكا و اسرائيل .
رونوشت :
1- كتاب حيات اقتصادي يهوديان صفحه 36
2- همان كتاب ص 106
3- همان كتاب صفحه 207-203
4- صفحه 212
5- يكي از كتابهاي ديني يهوديان
6- همان كتاب صفحه 218
7- صفحه 252
8- صفحه 256
9- صفحه 314
10- صفحه 314-315
11- صفحه 338
12- صفحه 345
تهيه و تنظيم : مهدي همائي
mahdi852@yahoo.com
www.farhangi1386.blogfa.com