دانشجو باشيد يا نه؛ حج دانشجويي رفته باشيد يا در آرزويش باشيد؛ كعبه را از چند قدمي ديده باشيد يا از فرسنگ‌ها راه؛ با «لبيك اللهم لبيك» در مسجد شجره مُحرِم شده باشيد يا در خانه فكرتان؛ ... ؛ حتما شنيده ايد كه مي گويند با اولين نظر به خانه خدا، يك دعاي مستجاب داريد.
دعاي مستجاب يعني دعاي پذيرفته شده، سؤال اينجاست ؛ اگر اينگونه است، كه بي ترديد همين گونه است؛ آيا از هزاران زائر شيعه اثني عشري هيچكدام ظهور آقا امام زمان عليه السلام را بر خواسته هاي خود ترجيح نمي‌دهند؟ مگر حضور صاحب عصر را در جمع طواف كنندگان احساس نمي كنند؟ اصلا مگر مي شود كسي ريشه اين همه مشكلات را دريافته و راه حل آن را بدست آورده باشد، اما به كار نبندد؟
حتما اين گونه نيست، اما چه بسيارند منش هايي كه حتي دعاي مستجاب را به تاخير مي اندازند. من قصد بحث ايدئولوژيك را ندارم، اما بيا تا با هم به گوشه اي از كارهاي خودمان در حج نگاه كنيم بعد قضاوت با شما.
حج بجاي اينكه نشانه اي از به بار نشستن درخت ايمان به شمار آيد، ملاك برتري اجتماعي شده است. اين فريضه الهي كه بايد براي انسان عدالت و انصاف به بار آورد اكنون به دستاويزي براي بي عدالتي تبديل شده است. چه بسيار انسانهايي را مي شناسيم كه بارها و بارها، تمتع و عمره، تنها و با خانواده، گاه و بي گاه حج مي روند؛ و چه بسيار آرزومنداني كه حتي در نهايت آرزوهاي خود مكاني براي حاجي شدن نمي يابند. مي دانم كه كسي بايد حج برود كه مستطيع است اما چگونه در جامعه اسلامي، عده اي براي 10 ها حج مستطيع مي شوند و عده اي نان شب ندارند!
در مكه و مدينه، به جاي اينكه دلشوره معنويت داشته باشيم، دلتنگ دنياييم، مسجد النبي و مسجد الحرام اگر شد، اما بازار و تفرجگاه خدا نكند كه نشود! دانسته ايم كه در كشور عربستان، عده زيادي داراي مسلك وهابي هستند و آگاهيم كه شيعيان بسياري حتي در مرزهاي كشور خودمان بدست فرقه هاي همين مسلك سر بريده شده اند؛ اما از كمك مادي به آنها دريغ نمي كنيم و گاه كالايي كه در كشور خودمان و از فروشندگان شيعه بسيار ارزان تر مي توان تهيه كرد از ايشان تقاضا مي كنيم. و داستان چمدانهاي اضافي و لباس پوشيدنهاي چند تايي حاجي هاي از حج برگشته، كه بايد از تمام دنيا دل كنده باشند به جاي خود.
در ايران تالارهاي آنچناني، وليمه هاي رنگارنگ، اما گاه حتي يك فقير، يك نيازمند، يك گرسنه هم در پاي سفره نمي بيني!
سوال اينجاست، اين ها همه رفتار حاجي ها، انسان هاي آماده وارستگي در حج ابراهيمي بود، چه بسيار رفتارهاي زننده تر و مشمئز كننده تري كه از من و تو، سر مي زند كه هر يك كافيست تا خشم الهي را بر سرمان جاري كند، و اگر نبود وجود نوراني آن امام دلسوز و مهربان، گريه هايش براي غريبي ما، انتظارش براي ظهور، و اگر نبود دعاي اولياي الهي در زمين، خدا مي داند چه مي شد.

آري حرف اينجاست كه دعا براي ظهور حتي اگر دعاي هنگام نگاه به كعبه نيز باشد، اگر نيتم، عملم، رفتارم خداپسند نباشد، خدا مي داند كه چگونه دعايي خواهد بود.