همیاری و همفکری دانشجوئی
فرهنگ را مي توان مجموع ويژگيهاي رفتاري و عقيدتي اكتسابي اعضاي يك جامعه خاص تعريف كرد. جامعه، گروهي از افراد هستند كه مدت زمان درازي با هم زندگي كرده باشند و سرزميني را در اشغال خود داشته و خود را به عنوان يك واحد اجتماعي متمايز از گروههاي ديگر، سازمان داده باشند.
----------------------------------------
ارتباط عبارتست از جريان پويايي که در آن تبادل اطلاعات صورت ميگيرد. اين جريان ميتواند چهره به چهره يا رودررو باشد که آن را ارتباط مستقيم يا ميان فرد مي نامند. در اين نوع ارتباط شخص پيام دهنده يا پيام گيرنده با يکديگر تماس دارند و به همين جهت پيام دهنده و پيام گيرنده ميتوانند به نوبت نقش خود را تغيير دهند. و هر کدام به جاي ديگري ايفاي نقش نمايد. ارتباط را ميتوان جرياني چند طرفه دانست که طي آن دو يا چند نغر به تبادل افکار ، نظريات ، احساسات و حقايق ميپردازند و از طريق بکاربردن پيامهايي که معنايش براي کليه آنها يکسان است به انجام اين امر مبادرت ميورزند. هنگامي که ارتباط را کوشش آگاهانه فرستنده پيام براي سهيم ساختن گيرنده در اطلاعات ، عقايد و طرز فکرهايش ميدانيم، مسئله تفاهم و هماهنگي فرستنده و گيرنده اهميت اصلي و اساسي خود را به دست ميآورد، هرگونه انتقال پيام بين فرستنده از يک طرف و گيرنده از طرف ديگر ارتباط محسوب ميشود.چه فرستنده انسان باشد و چه يک دستگاه مکانيکي ارسطو فيلسوف معروف هدف ارتباط را جست و جو براي دست يافتن به کليه وسايل و امکانات موجود براي ترغيب و امتناع ديگران ميداند. به اين صورت که برقرار کننده ارتباط از هر راه و وسيلهاي که امکان داشته باشد طرف مقابل ارتباط يا مخاطب خود را تحت نفوذ در آورده و نظر و عقيده خود را به او بقبولاند
---------------------
جامعه شناسي يك رشته از علوم اجتماعي است كه به بررسي علمي پديده هاي مرتبط با زندگي اجتماعي مي پردازد. تعاريف مختلفي از جامعه شناسي توسط كنت، اسپنسر، رازالسفر و ... شده كه به طور كلي مي توان گفت جامعه شناسي علم بررسي كنشهاي متقابل انساني است. كنشهاي متقابل انساني عبارتند از تحريك كنندگي و پاسخگويي افراد به يكديگر.
جامعه شناسي به دو شاخه ي محض و كاربردي تقسيم مي شود و داراي شاخه هاي فرعي بسياري مي باشد كه وجه اشتراك تمامي آنها تعيين چگونگي تأثير روابط متقابل اجتماعي بر جريان رخدادها و تأثير نيروهاي اجتماعي بر الگوهاي رفتاري افراد مي باشد.
روانشناسي تقريباً با تمام جنبه هاي زندگي ما ارتباط دارد به همان اندازه که جامعه پيچيده تر مي شود ونوع زندگي تغيير مي کند . روانشناسي نيز نقش مهمتري در حل مسايل آدمي به عهده مي گيرد .
روانشناسي در عين حال از طريق تأثيرگذاري در سياست وقوانين ، برزندگي افراد اثر مي گذارد.
قوانين مجازات و شرايطي که در آن فرد مسؤول اعمال خود شناخته مي شود ، همه از نظريه ها و پژوهش هاي روانشناختي اثر مي پذيرند.
با توجه به اينکه روانشناسي در تمام وجوه زندگي ما اثر مي گذارد ، شايسته است که حتي کساني که در پي کسب تخصص در اين رشته نيستند ، آگاهي مختصري از اين دانش داشته باشند .
اين دانش در مقايسه باساير رشته ها ي علم ودانش بشري ، بسيار جوان است .
بنابراين امروزه نياز به دانش روانشناسي بيش از هر زمان ديگر ضروري به نظر مي رسد .
لازم است به افراد آموزش دهيم که اين حيطه از دانش بشري نيز مانند ساير دانشها وحتي بسيار مهمتر و ضروري تر است نمايد لازم نيست که مراجعه به روانشناسان ، محتاطانه مخفيانه صورت گيرد و نبايد از مراجعه به اين گروه احساس شرم و... کرد!
به ياد داشته باشيم استرسهاي مختلفي درزندگي وجود دارد، بعلاوه تنها ماندن ازلحاظ عاطفي و مشکلات و مسايل مختلف اقتصادي و اجتماعي ، حکم مي کند براي شاداب تر ماندن ، آموزش و پرورش صحيح فرزندان و آگاهي از خصوصيات سني هر دوره اي، هر کس مراجعه به روانشناس را به عنوان امري مهم در سلامت روان بداند